بازگشت صفحه اصلی

علی سردار - آقا

آقا علی سردار در وقایع دوم نیریز علی سردار رئیس کل قوای جنگی و حاجی شیخ عبد علی قاضی و نیز اخوند ملا عبدالحسین و پسرانش با ملا علی و پسرانش و ملا علی دیگر و کربلائی هادی از بزرگان طائفه بودند و ملا علی نقی ابن ملا عبدالحسین وظیفه نویسندگی و انشاء داشت (1) دو سال بعد از اختتام واقعه نیریز و شهادت وحید دارابی یکی از مؤمنین با وفا قیام کرد و مورد هجوم اعدا قرار گرفت و با عده ای به کوه ها پناه برد و پس از مدتی استقامت همگی به شهادت رسیدند و سرهای آان را بر سرنیزه زده به شیراز فرستادند از جمله همراهان علی سردار شخصی بنام علی نقی است که در تاریخ شهرتی دارد و پسر علی نقی بنام محمد شفیع جزو اسرا بود و در آن هنگام 11 سال داشت. سرهای شهدا به آباده رسید و آنها را در آنجا دفن کردند؛ جوانی در نيريز بود موسوم بميرزا علی نسبت بفقرا و مساکين و بازماندگان شهدای نيريز از دوره حضرت وحيد بی‌اندازه تفقّد مينمود و حتّی شبهای تار طعام و غذا بدوش خود گرفته برای فقرای احبّا ميبرد. جمعی دور او گرد آمده و برای انتقام گرفتن از زين العابدين خان که هنوز در نيريز بود همّت گماشتند و بمعيّت ميرزا علی که لقب سردار باو داده بودند در حمّام بزين العابدين تاختند و کارش را ساختند. (2)
یکی از فحول رجال و دلیران و نوابغ روزگار و عاشقان جانباز و از مؤمنین اوّلیه و مدافعین در جنگ قلعه به سال ۱۲۶۶ و سپس سردار و فرمانده قوای مدافع در سال ۱۲۶۹ میرزا علی است که در جنگ دوّم به سِمت و لقب سردار مفتخر گردید. گرچه در جنگ اوّل در ردیف متواریان بعد از جنگ قلعه بود ولکن نظر به شجاعت و فداکاری بی نظیر این قهرمان جنگ که همچون افسران تحصیل کرده با فنون جنگی آشنا و جنود مجنده الهی را در جنگ دوّم رهبری نمود، از نظر ضرورت تاریخی بجاست که بیوگرافی و شرح خدمات درخشنده و جانبازیش تا یوم شهادتش در جنگ دوّم به رشته تحریر در آید.
میرزا علی در سالهای ۱۲۳۷ و ۱۲۳۸ هجری قمری در یک خانواده اصیل و نجیب و شریف چشم به جهان گشود و بنام های نیک شجاعت و جوانمردی شهرت یافت. وی دارای نبوغ ذاتی بود از این جهت در دستگاه حکومت (حاج زین العابدین خان) راه یافت و مورد علاقه خان حکومت قرار گرفت و مرجع خدمات بزرگ شد، چون وی مرد لایقی بود حاج زین العابدین خان سرپرستی املاک خود را در بلوک رستاق( قطرویه) به او سپرد. میرزا علی را یاری معین و رفیقی شفیق و وفادار و بی مثیل بنام حسن میرزا بود. حسن نسبت به میرزا علی همیشه مطیع و فرمانبردار بود و با اینکه کارهای عمده را انجام می داد ولی نمی خواست از او اسمی برده شود. با میرزا علی همعنان بود و در انجام خدمات و مجاهدات در طریق عقیدت و دیانت با وی همگام و هم عقیده. وی تا دم آخر بر این عقیدت باقی و به جانفشانی مشغول و با خون خویش آیات وفاداری را انگشت نگاری کرد. پس باید متذکّر شد که شرح رشادت و جانبازی و فداکاری میرزا علی شامل حال حسن نیز خواهد شد، آنچه در بدایت سبب شهرت میرزا علی و یار و معینش حسن میرزا گردید و میرزا علی را نزد حکومت شجاع و بزرگ جلوه داد واقعه جنگ میرزا به کمک حسن با هفتاد نفر غارتگر جالیز حکومت در بلوک رستاق (املاک تحت سرپرستی او) بود که در شب واقعه میرزا علی با کمک حسن هفتاد نفر دزدان و غارتگران را با چوب و چماق یکی بعد از دیگری از پای در می آورد و دستور میدهد تا حسن دست و بغل آنها را ببندد و چون آنها پوزش می طلبند با جوانمردی همه را بخشیده رها میکند. این واقعه بیش از پیش سبب شهرت میرزا علی و شجاعت و تقرّبش نزد حکومت شد. امّا عواملی که میرزا علی را در انجام خدمت بحکومت دلسرد کرد خیانت خان حکومت با برادر خود محمّد باقر خان بود که او را بیگناه فقط بر سر ریاست، محرمانه بقتل رسانید و با برادرزاده ها همین معامله را می خواست انجام دهد.
باری میرزا علی در جنگ اوّل شرکت داشت و به بقیة السیف ها خدمت کرد و بالاخره در جنگ دوّم نیز شرکت نمود و آخرین سنگرهای اتباع و مبارزان دلیر را در قلهٔ کوه قرار داد و در آن مکان ۱۹ سنگر بست و در هر سنگر ۱۸ نفر از جوانان رزمی بگماشت به تعداد حروف حی و کلشئی و عدد ۱۹ را محترم می شمردند و می گفتند نوزدهمین نفس مقدّس حضرت اعلی است که در این جمع ناظر و ناصر یاران است و هر سنگری را به یک نفر از آن ۱۸ نفر سپرد و هر سنگر بنام مسئول شهرت یافت و سنگر جلو به منزله دیده بان بود و بالا رفتن از آن سنگر قدری دشوارتر بود. این سنگر را به مادر سمیع که زنی مبارز و دلیر بود سپرد. چون جنگ در آنجا طولانی شد، عروسی ها در آنجا بوقوع پیوست. میرزا علی سرداری مجاهدین را به عهده داشت و با رسیدن قوای دولتی از طهران، شیراز و بلوکات و ایلات و عشائر اطراف دایره محاصره تنگتر میشد. آنها برای آوردن آب از چشمه هر روز تلفات زیادی می دادند.‌آذوقه تمام شد و جیره بندی شده به روزی یک دانه انجیر رسید. یک روز موقع کشیدن قلیان سر قلیانش مورد اصابت گلوله قرار گرفت. مسئولین هر سنگر را خواست و با حضور جماعتی از معمّرین و دانشمندان گفت که کار جنگ به پایان رسیده میتواند فرار کند و جان سالم بدر برد و گرنه می تواند بماند و کشته شود. همه گفتند تا آخرین نفس وفاداری خواهیم کرد و این ننگ را بخود نمی پسندیم چون سردار این مطالب را شنید پولهای موجود را با جواهرات در کماجدان که دیگ پلو پزی اصطلاح آن روز بود گذاشت و با اطلاع معتمدین زیر گِل پنهان کرد تا هر کس باقی ماند از آن استفاده نماید و گفت فردا آخرین جنگ تاریخی خود را به پایان میرسانم، آنقدر جنگ می کنم تا کشته شوم. پس از کشته شدن نعش مرا بیاورید جلو سنگرم دفن کنید و چنین کردند و فردا پس از جنگ طولانی و کشتاری زیاد از دشمن با اصابت گلوله ای از پای درآمد و با کمک حسن میرزا رفیق با وفا، خود را به سنگر رسانید. روح پاکش به عالم بالا صعود نمود و حکم وصیت اجرا گردید. فردای روز کفن و دفن میرزا علی آخرین روز جنگ اصحاب بود که در آن تمام جوانان پس از یک جنگ طولانی و کشتار بسیار از دم شمشیر گذشتند و پیرمردان و زنان و طفلان اسیر گشتند و عدّه ای موفق به فرار شدند. امّا حسن میرزا پس از جنگ مفصل فرار کرد و از جوانب و اطراف به اسراء توّجه داشت. چون مأمورین اسراء را در موقع پایین آمدن از کوه در شب بین راه توقف دادند و چهل نفر از آنها را در آن شب در یک اطاق سنگی و چوبی با نفت آتش زدند، حسن میرزا آتش غیرتش زبانه کشید، با احمد خان بهارلو و تفنگچیانش نزدیک بیدبخونه جنگ نمود و تلفات زیادی به آنها وارد کرد و سپس در جنگ به شهادت رسید ولی معلوم نیست که نعش او چه شد.
باری میرزا علی نام نیکش تا ابد باقی است. او از مؤمنین موقنین و از ناصران غیور امر رب العالمین بود متأهل نشد و از او نسلی باقی نماند. او خواهری داشت که همچون خود او مؤمن و موقن و با شهامت بود لهذا در همه جا با برادر همراه بود که شرح حال این ورقه زکیّه فداکار که بقیة السیف دو واقعه است ذیلا درج میشود
شرح حال خواهر میرزا علی سردار
یکی از زنان اسیر بقیة السیف واقعه دوّم، خواهر میرزاعلی سردار است که او در ایمان و ایقان به میرزا علی برادر خود شباهت داشت و بعد از شهادت برادر به اسارت گرفته شد ولی بعداً در شیراز مرخص شد و با مشکلات فراوان با اقوام نزدیک خود (از زنان) به نی ریز بازگشت نمود و با ملاحسین فرزند مشهدی اسمعیل ازدواج نمود و صاحب یک فرزند ذکور و دو دختر شد به اسامی ذیل:
۱. پسر: میرزا علی مسمی به دائی خود میرزا علی سردار.
۲. دختر: که با علی فرزند کربلایی حافظ ازدواج نمود.
۳. دختری که با حاج محمّد فرزند حاجی قاسم از بقیة السیف ازدواج نمود. این سه فرزند باقیات صالحاتی بودند که تشکیل عائله دادند و مورد صدمات گوناگون گشتند. باری خواهر میرزا علی عمری طولانی نمود و قلبی نورانی داشت و وقایع جنگ را بخوبی بخاطر داشت و به حسن عاقبت نائل و مفتخر گردید و در نی ریز صعود نمود.(3)
منابع
1. ظ ح: 4، 118
2. ت ن، 531
3. لمعات الانوار ، 158-159
قبلی
بعدی