بازگشت صفحه اصلی

علی اکبر یزدی برادر آقا هادی – آقا

آقا علی اکبر برادر آقا هادی در ريعان جوانی بايمان بديع فائز شد و با برادرش آقا هادی که نيز مؤمن بود مؤانس گشت و با آنکه والدشان شيخی متعصّب معاندی بود و پيوسته نزد اهالی پسران خود را تذميم ميکرد بيم ننموده لسان به تبليغ گشودند و گوی از ميدان خدمت در ربودند تا آنکه چنين تصادف نمود که علی اکبر نامی از اشرار يزد نسبت به ميرزا زين العابدين (غیر از شیخ زین العابدین پسر محمد رضا است) بهائی مرتکب جفا و آزار شد و ميرزا زين العابدين به ابراهيم خليل خان که از جانب ظلّ السّلطان حاکم يزد بود تظلمّ کرد و حکمران تنی چند را پی دستگيری ظالم بفرستاد و آنان ظالم را جسته تعاقب نمودند و در حاليکه ظالم ميگريخت آقاعلی اکبر بوی رسيده بگرفت و تسليم مأمورين داد تا نزد حاکم ببردند و گوش بريدند و رها کردند و ظالم به انتقام از ميرزا زين العابدين و آقا علی اکبر قيام کرد و نخست نسبت بميرزا زين العابدين اذيت آغاز کرد که آن مظلوم خود را انتحار نمود و ثانيا روزی در بازار علی ملاء الاشهاد آقا علی اکبر را گرفته بضرب و لطم بر زمين انداخت و کارد تیز در سینه اش فرو کرد و مردم گرد آمدند و مادر و پدر خبر شده ببالين جوان شتافته وی را بخانه بردند و لدی الورود بدرود جهان گفت و حکمران مذکور چون بصدد قصاص از قاتل برآمد ملاها حمايت کردند ولی تلگرافا به ظلّ السّلطان خبر داد و جواب قتل قاتل رسيد لذا قاتل را سر بريدند و اين واقعه در سال ۱۳۰۱ واقع شد و آقا علی اکبر در آنهنگام نوزده سال داشت (1)
منابع
1. ظ ح: 6، 823
قبلی
بعدی