بازگشت صفحه اصلی

علی عسکر پسر کربلائی جعفر کاشانی - آقا

ديگر از متقدّمين کاشان آقا علی عسکر پسر کربلائی جعفر در اوائل ظهور بديع بواسطۀ آقا ميرزا يکی از خويشانش و نيز عموحسن پسر عمّش و هم آقا محمّد کاظم معروف به عاشق خبر از امر بديع يافت و بواسطه آقا ملا باقر جعفری کمال در عرفان و ايمان حاصل نمود و در زمرۀ بابيه منسلک گرديد و با شوق و ذوق تمام با وجود اينکه معلومات تحصيليه نداشت زبان به تبليغ و بيان گشود و از جمله ملا حسين اهل قريه ابيانه را تبليغ کرد تا چون صيت و صوت اشراق انوار ابهی مشتهر گشت وما بين بابيان کاشان از جهت ملا جعفر نراقی اختلاف و انشقاق پديد آمد و مدّتی بحال تحير و تحزّن زيست تا بواسطه آقا محمّد کاظم عاشق مذکور کلمات مکنونه مبارکه بدستش رسيده موجب عرفان و ايمانش بمن يظهرالله الابهی گرديد و پس از چندی آقا شيرعلی که از رفقا و نوۀ عمّش بود سخن از امر ابهی بميان آورده تبليغ کرد و ايامی طويل باتّفاق يکديگر در کاشان و طهران به تبليغ و تشويق پرداخته و نيز دو خواهر و اولادشان و سائر خويشان خود را که جمع کثير بودند و برخی ديگر را بامر ابهی رهبری نمود و خواهر نيز مانند برادر بقوّت ايمان و اخلاص متصفّ شد و آقا علی عسکر برای زیارت سفری پياده از طريق ديار بکر و موصل بعکّا رفته مدّت چهارماه و نيم در جوار عنايت کبری زيست و هنگام تأسيس و بنای باغ رضوان بخدمت و غرس اشجار پرداخت آنگاه حسب الامر عودت کرده در طهران اقامت نمود و با حرفه سوداگری منسوجات در دهات ورامين و شميران جمعی را هدايت کرده بدين نام شهرت يافت و بواسطه جاسوسان خبر بسمع کامران ميرزا نائب السّلطنه حکمران طهران رسيد و به کنت که رئيس نظميه بود اشاره کرد تا جمعی عسس و سوار بجهت دستگيری او و آقا شيرعلی نيمه شب بمحلّۀ معروف دروازه شاهزاده عبدالعظيم هجوم کرده بخانه ها ريخته آنان را با جمعی از اين فئه دستگير کرده در محبس انداختند و ميرزا ابراهيم خان عضو محترم نظميه پی در پی شکنجه و عذاب نموده و شبی بحال مستی بر صندلي غرور نشست و پس از جور و آزار توجّه کرده چنين گفت شما مردمان ساده و بی علم فريب خورديد اگر مولای شما حقّ است شما را آزاد و مرا ذليل نمايد و بعد از سه شب ميرزا ابراهيم خود ايشان را از محبس آزاد و رها کرد و طولی نکشيد که بدست توپچيان دولت گرفتار گرديده به نهايت فضاحت و ذلتّ که خواست رسيد و از خدمت نظميه مستعفی گشت و به فقر و فاقه افتاده به لباس درويشی و ايامی بشغل پيله وری گشت و بالجمله آقا علی عسگر بسال 1326 بسنّ متجاوز از هفتاد در طهران درگذشت (1)
منابع
1. ظ ح: 6، 655-656
قبلی
بعدی