فرج الله پسر سرهنگ عبدالله خان – حاجی
حاجی فرج الله پسر سرهنگ عبدالله خان است. ديگر از احبای مخلص خدوم طهران حاجی فرج ابن سرهنگ عبدالله خان كه در مذبحهٴ سال ۱۲۶۸ پانزده سال داشت و والد مذكورش از عدهٴ نظاميان و صاحب منصبانی بود كه مأمور قتل بابيان شدند وآحادی از اين طائفه را شقّه كردند و موزيک مينواختند و در آن حال تنی از سربازان اظهار ضعف قلب كرده به دو شقّه كردن بابيان اقدام ننمود و به حكم صاحب منصب كلّ او را شقّه كردند وبعد از فراغت از اعمال مذكوره چون عبدالله خان به خانه آمد واحوالی آشفته و چهره ای گرفته و عبوس داشت زنش از ما وقع پرسيد واصرار كرد تا او ناچار شده و شرح احوال داد و فرج الله مذكور از شنيدن اين واقعه به غايت متأثر شده گريست وبعد از پنج سال عبد الله خان فوت شد و فرج الله چون به سنّ بيست و پنج سالگی رسيد تأثيری كه از واقعهٴ مظلوميّت شهداء بابيّه در قلبش رخ نمود به تمام و كمال بالغ شد و با مادرگفتگو و مجادله كرده نقودی فراهم نموده باتغيير نام ولباس از طهران خارج شد وبه برادران و مادر پيغام كردكه ديگر مرا نخواهيد ديد و سر به بيابان طلب نهاد تا در بغداد به واسطهٴ جواني تبليغ به امر ابهی شده به ظهور قائم ورجعت حسينی ايمان آورد ومنجذبانه راه عكا در پيش گرفته به زيارت محضر ابهی فائز گشت وبه او بدين لحن خطاب فرمودند يا فرج شكر کن خدارا كه به نداء حق فائز شدی ونيز فرمودند يا فرج در بيابانهای عشق دويدی تا به مقصود اصلی خود رسيدی ونيز يا فرج تو را خلق كردم برای امروز خودم كمر همت ببند و برخدمت امر من قيام كن و فرج از استماع نام و رسم راه و مقام خود از لسان ابهی و تفضّلات و عنايت الهيّه بيخود گرديد در آن حال به ا و خطاب فرمودند كه مادرت ديدهٴ انتظار مراجعت دوخته بعد از بيست روز اقامت در اينجا بايد به حج رفته به وطن بر گردی و او نيز با چشم اشكبار ودل داغدار حسب الامر به مكه رفته مراجعت كرده باهمسفری از احباب وارد طهران شد وبه مادر پيام فرستاد ومادر و دو برادر وی را پس از هفت سال مفارقت ديدار كرده بی نهایت شادان شدند وبعداز اقامت يک ماه باز سفر به ارض مقصود را در نظر گرفت ومادر راضی به مفارقت نشده ممانعت نمود وفاطمه سلطان نام دختر سيزده سالهٴ محرّم بيك از سر كرده های جنگ آزموده به نکاح وی درآورده اقامتش را بر قرار وپايدار ساخت و حاجی زنی از مؤمنات اين طائفه را به عنوان معلّمه برای زوجهٴ خود تعيين کرد تا درضمن تعليم تبليغ امر ابهی نمود وحاجی باری ديگر به عكا شتافته زيارت محضر ابهی كرده مورد عنایت گرديده عودت به وطن نمود وکماکان بازوجهٴ محترمه اش در حمايت وخدمت به احبّاء دقيقه ای را فرونگذاشتند. فاطمه سلطان زوجه حاجی فرج الله با دخترش زيبنده (زيبنده ملقّبه به جلاليه) خدمات فراوانی در سبیل آزادی زندانیان بی گناه بهائی متحمل شدند (1)