بازگشت صفحه اصلی

قربانعلی درویش - میرزا

جناب ميرزا قربانعلی درويش اهل بارفروش و از مشايخ صوفيان نعمت‌اللهی بود. صدها تن در مازندران، خراسان، طهران، همدان و كرمانشاه بوی ارادت داشتند و از نامبرده كرامات بسيار روايت مي‌نمودند. مهد عليا مادر ناصرالدّين شاه از جمله ارادت كيشان او بود و از وی كاملا حمايت می‌نمود. هنگامی كه ميرزا قربانعلي قصد زيارت كربلا كرد جمعيت مشايعه‌ كنندگان موج ميزد. تقوی و روحانيت او بحدّی بود كه احدی مقاومت وی نمی توانست كرد. در راه كربلا چون از ميان مندليج گذشت يكي از شيوخ بسيار معروف و معتبر بشأنی مجذوب او گشت كه ترك همه ‌چيز كرد و تا يعقوبيه بدنبال وی رفت.(1) ولكن ميرزا قربانعلی او را وادار نمود كه به مندليج برگردد و بكار خود مشغول شود.(2) در زمانی كه حضرت باب در حجاز تشريف داشتند ميرزا قربانعلي در كربلا بود. در بازگشت از كربلا جناب باب الباب را ملاقات نمود و به امر بديع مؤمن گشت. از آن پس قيام بخدمت نمود. هنگام وقوع حادثه مازندران بيمار بود و نتوانست به اصحاب جانباز قلعه طبرسي پيوندد.(3) میرزا لطفعلی شیرازی در تاریخ خطی خود مینویسد که مهدیقلی میرزا چون از ایمان قربانعلی اطلاع نداشت او را واسطه ابلاغ پیام خویش به قدوس نمود و جناب قدوس پاسخ شاهزاده و بخشی ازآثار حضرت اعلی را وسیله او جهت مهدیقلی میرزا ارسال نمود میرزا قربانعلی خبر اعزام قوای کمکی از طهران را برای تسخیر قلعه طبرسی باطلاع قدوس رسانید. ميرزا قربانعلي به جناب وحيد نيز ارادت خاص داشت و هنگام ارتفاع واقعه نيريز تلاش نمود كه بكمك آن جناب و اصحاب شتابد ولكن اين بار نيز ميسّر نگشت و دستگير گرديد. با آنكه بسيار مورد احترام مردم و خصوصا درويشان نعمت‌اللهی بود اعتنائی به مقامات ظاهری نداشت. جامه ساده سپيد بلند عربي بر تن می‌كرد و عبای بسيار زبر و خشن پشمينه بدوش می‌كشيد و كلاهی بر سر ميگذاشت. در ميان مردم نمونه انقطاع و تقوی و محويت بود.(4) معين السّلطنه در تاريخ (خطی) خود می‌نويسد كه ميرزا قربانعلي در قريه خانلق (نزديك كلين) بحضور حضرت باب رسيده‌ است ولكن از تاريخ نبيل زرندی (مستند به گفته خود ميرزا قربانعلي) مستفاد می‌شود كه نامبرده افتخار تشرف به حضور حضرت باب نداشته ‌است.(5) پس از دستگير شدنش در طهران او را نزد اميركبير بردند. اميركبير كه مطلع از ارادت بزرگان كشور به ميرزا قربانعلي بود به وی اظهار نمود كه بسياری از رؤسا و اعيان طهران نزد من آمده و از شما شفاعت كرده‌اند. مقام شما كمتر از مقام سيّد باب نيست. اگر خود شما ادعا می‌كرديد بيشتر مورد قبول بود تا آنكه پيروی از سيّد باب كنيد. ميرزا قربانعلي گفت اگر حضرت باب مرا بغلامی بپذيرند موجب افتخار من در دو عالم است. من قريب يك هزار مريد صميمی دارم ولكن قادر نبوده‌ام احدی را بواقع تقليب نمايم. اين سيّد جوان هزاران نفوس را منجذب و فدائی خويش كرده‌ است. نام من قربانعلی است و از روز ازل مقدّر بوده كه قربان علی محمّد محبوب عالميان گردم (6). مادر شاه در آغاز باور نمی‌نمود كه ميرزا قربانعلي از عشاق جانباز حضرت باب است. پس از اطلاع از اين امر از حمايت خويش دست كشيد و سرانجام بدستور اميركبير ميرزا قربانعلی به دژخيم سپرده شد.(7) نامبرده خطاب به حاضران و تماشاچيان بياناتي ايراد نمود و آنان را بقبول امر بديع دعوت كرد. چون چشمش به جسد جناب خال اعظم افتاد كه سرش جدا گشته و خون از آن روان بود آن جسد را در آغوش كشيد و فرمود زود است كه در نهايت سرور با يكديگر در جهان بالا ديدار نمائيم. سپس به ميرغضب فرمود بيا و مرا به دوست عزيزم برسان. ميرغضب نخست ضربه خفيفي با شمشير بر گردن او زد كه عمامه از سرش بيفتاد ... قربانعلی با صدای رسا اين شعر خواند: ايخو‌ش‌ آن‌ عاشق سرمست‌ كه در ‌پای‌ حبيب سر و دستار نداند كه كدام اندازد ميرغضب ضربه سخت ديگری بر گردن آن عاشق دلباخته زد و شهيدش نمود(8). شهادت او چنان تاثيری در مردم تماشاچی كرد كه چون روز عاشورا گريه و ناله از همه آنان بلند گشت. ميرزا قربانعلی هنگام شهادت بغايت پير بود.(9) ميرزا قربانعلی بارفروشی دوّمین شهید از شهدای سبعه طهران است و در بين پيروان طريقهء نعمت اللّهی شهرتی بسزا داشت، شخصی بود پرهيزکار و شريف و اصيل، عدّهء زيادی از اعيان مازندران و خراسان مريد او بودند و هر چه ميگفت اطاعت ميکردند.(10) یکی از شهدای سبعه طهران از اهل گرگان و بارفروش از مشایخ سلسله نعمة اللهیه و مریدان فراوان داشته بسیار ساده زندگی میکرد توسط جناب باب الباب مؤمن شد و در طهران آقا سیّد یحیی وحید را ملاقات کرد در کلین به زیارت حضرت باب نائل شد و بعد در طهران گرفتار و جزو شهدای سبعه به شهادت رسید.(11) شاهزاده مهدیقلی میرزا از ایمان درویش قربانعلی خبر نداشت او را برسالت نزد حضرت قدوس فرستاد که اگر شما بر حق میباشید معجزه غیر از آیات برای ما ظاهر سازید حضرت فرمودند که بغیر از آیات که اصل دین بان ثابت است معجزه دیگری از برای احدی نخواهد ظاهر شد هر که میخواهد به آیات تصدیق نماید و هر که میخواهد تکذیب کند نفع و ضرر آن بسوی خودش راجع خواهد بود و قدری آیات و خطب بهمراه میرزا قربانعلی فرستاده فرمودند هریک از اهل علم انکار این آیات نماید در مقابل این آثار بگوید تا حقیقت و بطلان برشما و دیگران ظاهر شود ....(12)
منابع
۱. ح ب، 549
۲. ح ب، صفحه 554 یادداشت شماره 6: الف گاد پسز بای صفحه 47 ب. تاریخ نبیل ، 474 - 477 پ ظ ح: 3، ، 178
۳. ح ب، 554 یادداشت شماره 7
۴. ح ب، 554، یادداشت ،8 تاریخ نبیل ، 476
۵. ح ب، 554، یادداشت شماره 9، تاریخ نبیل ، 477
۶. ح ب، یادداشت 10، الف تاریخ نبیل ، 477 ب تاریخ خطی معین السّلطنه
۷. ح ب، 550
۸. ح ب، 555: یادداشت 11: بالیوزی، باب، 184 و حسین همدانی تاریخ جدید نسخه انگلیسی،254
۹. ح ب، 551 و ا ث: 4، 493
۱۰. ت ن،377
۱۱. ظ ح: 3، 178 – 179
۱۲. ت ش ا: 1، 335
قبلی
بعدی