لطف الله پسر عبدالله پدر جان قزوینی – آقا
بدنبال وقایع سال 1285 هجری قمری در بغداد که میرزا بزرگ قزوینی و شیخ عبدالحسین به آزار و اذیت احبا برخاستند در انتها منجر به اسارت و تبعید احبا به موصل شد که جمعی در حدود هفتاد نفر باسارت بان محل فرستاده شدند که از جمله عبارتند از حاجی عبدالله پدر جان قزوینی و پسرش آقا لطف الله (1) بعد از خلاص شدن از اسارت، پسر و پدر در بغداد ساکن بودند و بعد از مجاورین عکا شدند و لطف الله بدستور حضرت بهاءالله متاهل شد و به عشق آباد رفت و دخترش در بیت مبارک خدمت میکرد (2) استاد لطف الله پسر حاجی عبدالله قزوینی ملقب به پدر جان و اب الفقراء. استاد لطف الله میگوید هفت ساله بودم که پدر از قزوین بیرون رفت و کسی ندانست به کجا و بچه منظور و تا پنج سال خبری نبود و بعد از مراجعت و شش ماه توقف اسباب و املاک را فروخته عازم مسافرت شدند و حاجی پسر خود را برداشته عازم بغداد میشود و چهار سال در بغداد بودند که احباب را گرفتند و آنها را به سمت موصل حرکت دادند و بطور اسیری هفتاد نفر از احبا را بیست و پنج سوار همراه نمودند و با طبل و شیفور و های و هوی اراذل و اوباش هر کدام را به هر نوعی ممکن اذیت می نمودند. مدت شش سنه در موصل بودیم و احباب هر کدام به شغلی مشغول شدند جناب زین المقربین و بعضی از وجوه احباب توجه به سائر ضعفا می نمودند لله الحمد از حسن اخلاق و سجایای مرضیه احباب کل در نزد اهل بلد معزز و محترم شدند خلاصه بعد از شش سنه ابوی حقیر به عکا برای زیارت سفر نمود بعد از چندی حقیر هم عزم سفر عکا نمودم و در ظل سدره ربانی مقر و ماوی گرفتم و بعد از چندی ابوی مرحوم شدند و این عبد در ظل طوبی مسکن داشتم و در آنجا تاهل اختیار نمودم و چندی گذشت زوجه ام مرحوم شد و از او صبیه باقی مانده که حال در بیت مبارک به خدمت اهل حرم کبریا مشغول است وقتی یک نفر از افنان به خدمت جمال قدم عریضه عرض کردند که اگر استاد لطف الله به عشق آباد برود خوبست و جمال قدم اذن فرمودند و در سنه 1308 به عشق آباد رفتند زوجه ایشان دختر جناب استاد محمد ابراهیم نجار اصفهانی میباشند. استاد لطف الله صاحب لوح میباشند (3)
منابع
1. ظ ح: 5، 62-61
2. ی ق، 88
3. ت ع، 402