محمّد شبل بغدادی - شیخ
شیخ محمّد شبل بغدادی از علمای اثنی عشریّه و تلامذه سیّد رشتی بوده جناب ملّاعلی بسطامی را در محبس بغداد ملاقات کرد و ایمان آورد بعد عازم ایران شد و به اصفهان رسید و حضرت اعلی به آذربایجان تشریف برده بودند، گروهی از همراهانش به عراق مراجعت کردند و خودش به خراسان رفت و هشت ماه آنجا بود و مراجعت به بغداد نمود و با فرزند رشید خود آقا محمّد مصطفی در موکب جناب طاهره عازم ایران شد و تا قزوین رسید و بعد مراجعت به بغداد کرد تولّد آقا محمّد مصطفی در 1253 و خلف صالح بود(1) و از جمله نفوسيکه بحضرت طاهره ارادت شديده داشتند شيخ محمّد پدر جناب محمّد مصطفی بغدادی بود، مشارٌاليه اصلاً عرب بود و در بغداد شهرت و اشتهار زيادی داشت.(2) چون احتمال ميرفت كه شیخ محمّد شبل وسيله نجيب پاشا والی بغداد مجبور بشركت در مجلس محاكمه بسطامی شود بغداد را ترك نمود. همراه تنی چند از اصحاب راهي شيراز شد تا بمحضر حضرت باب شرفياب شود ولكن چون به اصفهان رسيد دانست كه آن حضرت به آذربايجان تبعيد گشتهاند، لذاعازم خراسان شد و مدّتی در مشهد در محضر جناب قدوس و جناب بابالباب بود. هم از محضر آن دو وجود بزرگوار استفاضه مينمود وهم قائم بخدمات مهمّه بود. سپس به بغداد برگشت و در خدمت جناب طاهره بود و از آن جناب حمايت عظيم مینمود و چندی جناب طاهره و همراهان را در خانه خويش پناه داد و پذيرائی شايسته نمود. از بغداد با پسر خردسالش آقا محمّد مصطفی و جمعي از اصحاب عرب و ايرانی همراه طاهره شد و به ايران رفت. هنگام وقوع حوادث قلعه طبرسي در ايران بود و قصد عزيمت به قلعه و نصرت اصحاب نمود و همراه حدود پنجاه تن به مازندران رفت ولكن بعلت مسدود نمودن راه وسيله قوای دولتی وصول به قلعه ميسّر نگشت. لذا در شدت سرمای زمستان با همراهان به عراق مراجعت نمود. در راه گروهی از همراهان بر اثر شدّت سرما و مشكلات و مصائب ديگر وفات نمودند. شيخ محمّد پس از مراجعت به بغداد نيز بنشر امر بديع همت گماشت. با جماعات مختلف دينی مذاكره و مناظره داشت و گروهی و از جمله برخی از يهوديان و مسيحيان ساكن بغداد را به امر جديد متمايل ساخت. پس از شهادت حضرت باب تاب نياورد و خيلی زود مرغ روحش بجهان جاودان پرواز نمود. فرزند وی آقا محمّد مصطفی كه از همان آغاز خردسالی همراه پدر در وقايع مهمّه شركت داشت سرانجام در ايّام بطون (فاصله ميان شهادت حضرت باب و اظهارامر جمال ابهي در باغ رضوان) به حضرت بهاءالله مؤمن گشت و تا پايان حيات ثابت بر ميثاق آن حضرت بود و بعنوان یکی از نوزده حواری حضرت بهاءالله تسمیه شد (3)
منابع
۱. ظ ح: 3، 88 و 204-205
2. ت ن، 216
3. چهار رساله صفحه 105 و ظ ح: 3، ۲۰۴-۲۰۵