بازگشت صفحه اصلی

محمد ابراهیم نیریزی معروف به امیر - آقا 

يکی ازمعروفین مهاجرين نيريز که ملازم موکب ابهی گرديد آقا محمّد ابراهيم معروف به آقا محمد ابراهیم امیر که جوانی نورس بود و در واقعهٴ محاربه نيريز دستگير اعدا شد و سه تن از فرّاشان بازوانش را بسته با خود همراه کردند و او بقوّت بازو بند را از دست برداشته و خنجر از کمر فرّاشی بيرون کشيده خود را خلاصی داده به بغداد برای زیارت شتافت و مجاور گشت و قيامش بحفظ جمال ابهی ثبت تاریخ گردیده و تا عکّا ملازم رکاب گرديده در آنجا مقيم شد و پس از غروب شمس جمال ابهی در سنّ پيری باجازه حضرت عبدالبهاء چند سالی به مکتب داری و تعليم درس و خطّ نونهالان بهائی گذرانده درگذشت و زوجه اش حبيبه نام کنيز ابهی بود و يگانه دخترش زوجۀ آقا حسين بن حاجی علی عسگر تبريزی شده نسلش برقرار گرديد.(1) نبیل بعد از 22 ماه غیبت بواسطه سفر بایران در روز دیحجه 1274 وارد بغداد شد که جمال ابهی از کردستان مراجعت کرده بودند و نبیل وقتی به حضور جمال قدم رسید ایشان را با عظمتی دید که بر سریر نشسته اند و تقریبا مدهوش شد و خواست سخنی بگوید ولی چنین بنظر رسید در این سفر 22 ماهه همراهش بوده اند و جزوه ای از کلمات مکنونه که نازل شده برای نبیل خواندند که عباراتش در ص 277 مصابیح هدایت جلد 10 درج شده وقتی خواست مرخص شود دید افراد دیگری هم در آنجا بوده اند که آنها را بالکل ندیده بود و رفت در کنار دجله شستشو کرد و در مراجعت وقتی به در منزل مبارک رسید دید آقا محمد ابراهیم امیر نیریزی مشغول جارو کردن کوچه نزدیک بیت مبارک است (2) او مسئول جارو کردن جلوی منزل جمالقدم (بیت علی مدد) که تا برگشت از سلیمانیه در آنجا تشریف داشتند مشغول بود (3) آقا محمد ابراهیم امیر یکی دیگر از مؤمبین جانفشان و از بازماندگان واقعه نیریز بود که در معّیت جمال مبارک به اسلامبول رفت وی از جرات و شجاعت وافری بهره داشت و شب و روز به خدمت حضرت بهاءالله قائم بود و با آن حضرت به ادرنه و عکا تبعید شد. (4) چون کشتی حامل مسجونان بقصد عکا از ازمیر حرکت نمود صبح روز سوم بساحل اسکندریه رسیده اقامت کرد و بعضی از ضبطیه و نیز برخی از اصحاب برای خرید اشیاء لازمه بشهر رفتند از آنجمله آقا محمد ابراهیم ناظر معروف به امیر بود و حین عبور در ساحل از کنار محبس که نبیل زرندی محبوس بود گذشتند و نبیل را از روزنه پنجره (و یا بقولی از بالای بام زندان) نظر بر او افتاد و محمد ابراهمی ناظر امیر را صدا زد و از حال مسجونین باخبر شد. (5) در شهر عکا بعد از آزادی مسجونین از قشله و به فاصله کمی هفت نفر از مخالفین ازلیان بنام های: آقا محمد ابراهیم ناظر (محمد ابراهیم امیر)، میرزا حسین نجّار از اهالی کاشان، آقا حسین آشچی که او هم از اهل کاشان بوده، میرزا جعفر یزدی، استاد احمد نجّار، آقا محمد علی سلمانی و استاد عبد الکریم خراط اصفهانی تصمیم گرفتند که اوامر اکیده جمالقدم را نا دیده گرفته و با طرح نقشه ای ازلیان را از بین ببرند. در این زمان جمالقدم انزوا اختیار کرده و احدی را بحضور نمی پذیرفتند. بالاخره این گروه هفت نفره نقشه خود را اجرا کردند و سید محمد و آقا جان کج کلاه و میرزا رضا قلی تفرشی را بقتل رساندند. منزل ازلیها در مقابل سرایه قرار داشت و صدای گلوله و فریاد و فغان محشر عظیمی بر پا کرد. که متعاقب آن خانه جمالقدم محاصره شد و اصحاب را دستگیر کردند. آن موقع غروب بود. یکساعت بعد از غروب آفتاب یکنفر از افسران قشون که محمد جواد از او بنام محمد سعید بیگ یاد میکند همراه با الیاس عبود به بیرونی بیت مبارک آمدند. حضرت غصن اعظم و آقا محمد علی اصفهانی و حسین آقا تبریزی و محمد جواد قزوینی در آنجا بودند و مامورین از آنها . خواستند که دنبال آنها به سرایه بروند و درخواست کردند که جمالقدم نیز بدنبال آنها به سرایه بروند. در این هنگام هوا تاریک شده بود. هنگامی که جمالقدم وارد سرایه شدند صالح پاشا و متصرف عکا و سالم ملکی رئیش منشی ها باحترام ایشان از جای برخاستند. پس از چهار ساعت بعد از غروب مامورین حضرت بهاءالله و پسرشان میرزا محمد علی را به سلولی در خان شاوردی و حضرت غصن اعظم را به لیمان (زندان) و آقا میرزا محمد قلی را به محل دیگری منتقل کردند و سپس جمالقدم را در محل مناسبتری نگاه داشته و بعد از گدشت هفتاد ساعت باز داشت ایشان را به بیت خود عودت دادند. حضرت عبدالبهاء در شب اول اسیر غل و زنجیر شدند و بعد برحسب اجازه مصادر رسمیه به هیکل مبارک حضرت بهاءالله ملحق گردیدند. بیست و پنج نفر از اصحاب را در زندان در کند و زنجیر انداختند (6)
منابع
1. ظ ح: 6، 888
2. م ﮬ: 10، 277
3. ب ش ، 169
4. ن ظ: 1، 306
5. ظ ح: 5، 84
6. ب ش، 411
قبلی
بعدی