محمّد حسین کرمانی - میرزا
تحصيلات مقدماتی اين دانشمند ذیفنون در كرمان انجام يافت و سپس برای تكميل مطالعات به اصفهان شتافت. مدّتی نيز در سبزوار از حاج ملّا هادی فیلسوف سبزواری استفاده كرد و حكيم نامبرده قصد آن داشت كه دختر خويشرا به ميرزا محمّد حسين دهد ولكن وی نپذيرفته به طهران رفت و در مدرسه دارالشفا بتدريس فلسفه و علوم عقليه پرداخت. ميرزا محمّد حسين در فقه و اصول نيز صاحب مقام عظيمی بود و گروهی كثير بر اساس فتاوی وی عمل مینمودند. معينالسّلطنه تبريزی درتاريخ (خطی) خود بروايت ميرزا عبدالله خان سررشته دار از بابيان تبريز كيفيت ايمان حكيم كرمانی را به امر حضرت باب اين گونه بيان كردهاست. سر رشته دار میگويد كه من در اوائل ظهور حضرت باب در طهران و در جوار مسكن حكيم كرمانی اقامت و با وی معاشرت داشتم.(1) شبها را غالباً با وی میگذراندم و گاهگاهی در خصوص امر جديد با وی مذاكره مینمودم. يك شب هنگام گفتگو در خصوص امرحضرت باب حكيم مذكور كه به كمالات و اطلاعات خويش بسيار مباهات مینمود و هرگز احدی را اعلم از خود تصور نمینمود سخنی تحقيرآميز ادا كرد مبنی بر اينكه او شخص بسيار عالمی است و تابع امثال حضرت باب نمی شود. من از گفته او افسرده و دلشكسته شدم و لكن سكوت نمودم. حكيم كه پژمردگی مرا ديد متاثر شد و ديوان حافظ را برداشت و گفت مردم حافظ را لسان الغيب گفته اند. آيا مايليد با ديوان او تفالی كنيم. من گفتم البته زيرا در ديوان او وصف حال همگان موجود است. شايد خداوند از طريق اين تفال سبب هدايت ما شود. حكيم ديوان حافظ را گشود و نخستين بيت از صفحه دست راست را خواند و آن بيت اين بود: كجاست صوفی دجال چشم ملحد كيش بگو بسوزكه مهدی دين پناه رسيد
منابع
یادداشت ها:
1. ظ ح: 3، 173-174
2. ح ب، 664
3. ظ ح: 3، 175
4. ظ ح: 3، 175 همچنین ح ب یادداشت شماره 8 صفحه 692