محمّد حسین برادر حسن قائنات – ملا
در قریه سرچاه از قاین یکی از طلاب بیرجند کتاب ایقان از خانه ملّاحسن بهائی بسرقت برد و فیما بین طلّاب بیرجند تشهیر نمود و قیل و قال در میانشان افتاد چنانکه خبر بسمع امیر علم خان حکمران رسید و خواست کتابرا بدست آرد ولی میرزا قوشید خان از دست طلّاب ربوده مخفی کرد و بحکم حاکم مأمورینی چند خانۀ ملّاحسن را بتفتیش گرفتند و کتاب نیافتند و او را با تنی چند از بهائیان بدار الحکومه کشیدند و حکمران فرمان داد او را بر درختی بستند و یکشب بانحال بی خوراک نگهداشتند و چند بار بشدّت زدند آنگاه دو برادرش ملّاعلی اصغر و ملّا محمّد حسین را نیز بدار الحکومه برده بنوع مذکور بستند و سپس هر سه را جدا جدا حبس نمودند و ملّاعلی اصغر را مدّت دوازده روز بکند و زنجیر مقیّد داشت و ملّا حسن را بخشت کشی مجبور نمود و ملّا محمّد حسین چون مریض و بستری بود مصون و آزاد ماند ولی ملّا آقا بابا را گرفتار کرده با دو محبوس مذکور بزندان انداخت تا آنکه در نتیجۀ تظلمّات متوالیّه بهائیان باولیای دولت در مشهد و طهران حکم استخلاصشان رسید و میر علم خان سخت متغیّر شد و ملّا حسن را مفصلّاً چوبکاری نمود و همگی را رها کرد و امیر علم خان حاکم مزبور قائن که در سال 1308 ازین جهان درگذشت و پسرش امیر اسمعیل خان شوکت الملک بحکمرانی قاینات نشست(1)