محمّد حسین بیک خان – میر
میر محمد حسین خالن بیک از معروفین مؤمنین بشرویه می باشند. میر محمد حسین خان (بیک) در آغاز جوانی با دختری از خانواده اعیان شهر ازدواج کرد. پدر همسرش (میرعباس علی بیک) از جمله مسلمانان متمول و سرشناسی بود که بارها به نمایندگی حکومت ناحیۀ طبس و مضافات به طهران رفته و در جنگ هرات و نظارت بر امور مالی و هزینه های نظامی نیز نقشی به عهده گرفته بود.. میرمحمد حسین خان در ابتدای انتشار امر حضرت باب در زمره مؤمنین به حضرت باب در آمد و در حفظ ایمان خود زندان و صدمات فراوان متحمل شد ولی با این حال بزودی در زمره اعیان بشرویه و طبس بشمار آمد و در خطه خراسان به فضل و سخنوری مشهور شد. با ثروت و نفوذی که داشت از هیچ گونه یاری مادی و معنوی به یار و اغیار کوتاهی نکرد و به نام بهائی نزد همه مشهور بود. مباشرت املاک خود را در بشرویه به ملا غلامحسین کُرد سپرده بود. در سال 1295 ه ق 1878 از طهران به بشرویه نقل مکان نمود و با آگاهی وسیعی که بر معارف اسلامی داشت به استدلال و اثبات امر بدیع همت گماشت. مجالس احباب را رونق بیش از پیش بخشید و واسطه ارسال مکاتبات احبا به ارض اقدس شد. تعدادی از الواح و مکاتیب به توسط او به نام بهائیان بشرویه ارسال شده است. در آن سال ها مقام نیابت حکومات طبس و بشرویه دست به دست میگشت و تصدی آن در قید زد و بند های سیاسی و مالی بود و هر از چندی کسی به این مقامات منصوب میشد. در بحران این کشمکش ها میرزا ابوالقاسم خان که یکی از فرزندان محمد باقر خان عماد الملک بود به اداره امور طبس بر گزیده شد. نامبرده با اعتماد به کفایت و صداقت میرمحمد حسین خان وی را بعنوان پیشکاری وصول مالیات ها انتخاب کرد و او هم در کمال درستی به انجام وظائف پرداخت و یه هیچ کس تعدی روا نداشت بر اثر پشتکاری که نشان داد به لقب خانی ، منصب سرهنگی، نشان شیر و خورشید و دریافت فرمان سلطنتی نائل گردید. از بخت بد ابوالقاسم خان معزول شده به مشهد احضار شد والی ایالت (استاندار) جانشینی او را به آقا محمد حسن نامی سپرد که تا سال 1305حکمروائی کرد و او مخالفتی آشکار با اهل بها داشت و در هر فرصت اشرار را به فتنه جوئی و توطئه چینی علیه آنان تشویق میکرد. میر محمد حسین خان از این در گیری ها بسیار دل تنگ بود و آرزو میکرد که یا نائب الحکومة عوض شود و یا خود او از شغلی که به عهده داشت بر کنار گردد. عداوت و بدخواهی توده متعصب بر ضد جامعه به پناه بهائی نیز روز به روز غلیظ تر می شد در سال 1315 ه ق 1897 میلادی آقا میرزا مجتهد طبسی به بشرویه آمد و مایه تحریک مردم شد. سال بعد از این واقعه میرزا محمود فروغی به بشرویه آمد که منجر به بلوای بزرگی شد در این هنگام میر محمد حسین خان نیابت حکومت بشرویه را موقتا در اختیار داشت. و اواخر ایام در سال 1317 هق و 1900 میلادی بواسطه زد و بند های دیگران برای اخاذی از او به حکومت خراسان شکایت کردند و او را متهم به گرفتن رشوه کردند و رکن الدوله والی خراسان مامورینی برای رسیدگی اعزام نمود و رئیس ماموران غلام حسین نامی که متعصب در مسلک خود بود مشغول بررسی شد ولی عده ای به پشتیبانی میر محمد حسین خان بر آمدند ولی متهمین تعدادشان بیشتر بود و اقدامات آنها منجر به توقیف میرمحمد حسین خان شد که باعث نگرانی ایشان و بواسطه فشار های روحی فوت کرد ایشان صاحب دو پسر و سه دختر بودند یکی از دختران بنام بی بی سردار زنی مؤمن بود و خطی زیبا داشت و به همسری علی اکبر خان عماد الملک در آمد و دو پسران او میرولی آقا و میرکلیم اقا نیز به سهم خود از بهائیان سرشناس بودند میر ولی آقا در سال 1913 به زیارت حضرت عبدالبها نائل شد و بعد پست های بالا بدست آورد و عنوام موید الوزارة و نام فامیل غیاثی را برای خود برگزید. میرکلیم آقا ملقب به عماد الدّیوان داماد میرزا احمد قائنی بود و در سسال 1916 عمارت مسکونی خود را بنام مشرق الاذکار تقدیم کرد میر محمد حسین خان بزرگ خاندان غیاثی یکی از بهائیان مشهور و فداکار به پیشکاری و نیابت حکومت بشرویه بر اعتبار جامعه بهائی بشرویه افزود (1) از طبس حکم صادر شد گروه هفت نفری دوم در بشرویه که از آنها شکایت شده بودند نیز دستگیر نمایند: میرزا عبدالبها نوه ورقه الرضوان، کربلائی حاجی بابا، میرزا محمد حسین کاتب ، کربلائی عبدالله، اقا محمد حسن فرزند کربلائی محمد ملک ، میر محمد حسین خان (غیاثی) ، استاد محمد حسین صباغ (4) میرزا یوسف در طبس که نسبت به گروه دوم دستگیر شدگان بشرویه ای کدورت بیشتر داشت تحویل گرفت و آنها را به چوبکای بست بطوری که از پا ها خون جاری شد حد اقل دو تن از آنها یکی بقیة السیف و دیگری میر محمد حسین خان هرگز سلامت کافی نیافته و بعد از چندی به ملکوت ابهی صعود کردند (2)
منابع
1. ت ب ، 378 – 373
2. ت ب ، 218