محمّد رضا شهمیرزادی برادر میر ابوطالب - آقا سیّد
آقا سیّد محمّد رضا شهمیرزادی برادر میر ابوطالب و بقیة السیف قلعه شیخ طبرسی است. چون مجتهد سنگسر شکایت به حاکم سمنان کرد (سال 1277) و او مامورین فرستاد و آقا سیّد محمد رضا و پسر برادرش آقا سید محمد باقر ابن احمد شهید در شهمیرزاد دست بسته به سنگسر بردند و مردم شهر خواهر آقا سید محمد رضا و زوجه سید ابراهیم شهید در قلعه شیخ طبرسی با پسرش آقا سید زین العابدین و با پسر عمویشان آقا سید حسن و جبار بابی و آدینه محمد را گرفته و توهین و آزار نمودند و دست بسته به سمنان بردند و مدتی حبس کرده و بعد آزاد نمودند (1) در سال هیجدهم ظهور امر (1277 و 1278) آقا میرابوطالب شهمیرزادی از بقیة السیف قلعه شیخ طبرسی و برادرش آقا سید محمد رضا که در مازندران به تبلیغ امر مبارک مشغول بودند آنها را در قریه عرب خیل از توابع بارفروش دستگیر کردند ومغلولا بسوی طهران گسیل داشتند و در قریه میستان نزدیک بهنمیر آقا لر آقا از مشاهیر مؤمنین و از بقیة السیف قلعه شیخ طبرسی به آنها پیوست و با آقا غلامرضای بهنمیری و آقا محمود چاله زمینی ابن ملا ابوالقاسم از بقیة السیف مازندران به طهران فرستادند و آنها را با برخی دیگر از مؤمنین مانند آخوند ملا صادق مقدس خراسانی و آقا شیخ ابوتراب اشتهاردی و حاجی محمد اسمعیل ذبیح در انبار طهران مسجون کردند. آقا غلامرضا در زندان مریض شده و درگذشت و تعدادی از محبوسین دیگر را که نزدیک چهل تن بودند به امر مبارک هدایت کردند که از جمله احمد قلی خان هراتی و محبوسین مدت دو سال و سه ماه را به پایان رسانده مرخص شدند (2) از مؤمنین ایام بیان سر و کار با اصحاب قلعه داشت و بتعلق مخصوص قدوسی ممتار بود در دوره حضرت بهاءالله از مبلغین و بزرگان روحانی این امر شد و لوح عدل بنام او و خطاب باو صدور یافت و افتخارا بمقام و نام بقیة السیف قلعه طبرسی رسید قوله الاعزّ" این یا علم الاعلی فابتعث عند الذی سمی بالرضا بعد نبیل من مظاهر العدل فی ملکوت الانشاء وان عدله ایمانه بالله و لا یعادله عدل السموات و الارضین" (3) سید محمد رضا شهمیرزادی از بقیه السیف قلعه مازندران که که باعث ایمان ملا علیجان شدند (4) میرزا ابوطالب و سید محمد رضا شهمیر زادی – از جمله مبشرین در حوالی سمنان کربلائی علی است که بعد از ظهور حضرت اعلی دو داماد و پنج خواهر زاده ویگانه پسرش صفر علی در موکب جناب باب الباب در آمد و به قعله رفت و بشهادت رسید. یکی دیگر از مبشرین حوالی سمنان کربلائی ابو محمد برادر کربلائی علی است. کربلائی ابو محمد در هنگام وقایع قلعه شیخ طبرسی مریض و مشرف به موت بود ولی دو پسر داشت بنام های محمد علی و ابوالقاسم و آنها هم باتفاق کربلائی صفر پسر عم خود به نصرت جناب ملاحسین شتافتند و مختصر آنکه هر سه نفر به رتبه شهادت رسیدند و از دیگر مبشرین ملا علی محمد فرزند طاهر و ملا یوسف. ملا یوسف از اهالی سنگسر مدتی در محل خود و در کربلا تحصیلات علوم کرد و از اول افرادی است که در سنگسر ایمان آورده است و باعث ایمان بقیه شده لوحی از جمال قدم خطاب به اوست شخصی بود بسیار منجذب و اهالی می گفتند دعایش کارگر است و ملا یوسف باعث هدایت ملا علی محمد میشود. ملا علی محمد سنگسری فرزند طاهر مدتی در شهر خود و مدت طولانی در عتبات عالیات به تحصیل مشغول بود و در ابتدا با بابیان دشمنی داشت و خانه اش در جوار منزل ملایوسف سنگسری بود و پس از مدت کمی او هم ایمان آورد و از پیشنمازی دست کشید و بخدمت امرالله پرداخت و گویند آقا سید مصطفی سمنانی و ملاعلی محمد هراتی و سید احمد مشیر الاطبا و حاجی ملا باقر باهتمام او اقبال کردند حسنخان اعتضاد الملک پسر سپهسالار نیز بواسطه ملا علی محمد و ملا یوسف ایمان آوردند و در سنگسر بواسطه مریضی در سال 1345 ه ق وفات کرد لوح از جمال قدم خطاب به اوست : «هو الناطق من افقه الاعلی ذکر من لدنا لمن تمسک بحبلی و تشبث بذیلی و توجه الی افقی و نطق بثنائی الجمیل قل یا ملاء الارض هذا یوم شهدت له کتب الله من قبل و من بعد اتقوالله و لا تضعوا ما امرتم به من لدن علیم خبیر اسمعوا اسمعوا ارتفع حفیف السدره و نادت الصخره » و همچنین لوحی از حضرت عبدالبها خطاب به قربان است که در انتها میفرمایند «حضرت ملا علی محمد از قبل این عبد تمجید نما و بگو ای مطلع آیات هدی ...» این دو برادر میرزا ابوطالب و سید محمد رضا شهمیرزادی پسران میر محمد علی میباشند. خود میرمحمد علی از سنگسر و شهمیرزاد به کربلا برای تحصیلات رفت و بوطن برگشت و از پیروان شیخ احمداحسائی شد و او بشارت بقرب ظهور میکرد و در آخر عمر با دو پسرخود سید احمد و سید ابوالقاسم به کربلا رفت و این بسال 1259 ه ق بود هنگامی که ملا علی بسطامی به عراق تشریف بردند آثار حضرت اعلی بدست میر محمد علی رسید و منجذب شد و به فرزندانش سفارش کرد که امر جدید را حمایت کنند و به فاصله کمی بواسطه کبر سن درگذشت و پسرانش سید احمد و سید ابوالقاسم به موطن خود مراجعت کردند در هنگامیکه جناب باب الباب به مازندران آمدند یکی دیگر از فرزندان ملا محمد علی که میر ابو طالب باشد در سنگسر نبود و در علی آباد شنید که سه نفر بابی قصد رفتن به قلعه را دارند و بانها کمک کرد و خودش پس از ملاقات جناب باب الباب مؤمن شد و با کسب اجازه به محل خود بازگشت سید احمد و سید ابوالقاسم مؤمن شدند و حاضر برای رفتن به قلعه شدند سه برادر به قلعه رفتند و سید محمد رضا برادر چهارم در موطن ماند که از مادر نگهداری کند از سه برادر که به قلعه رفتند سید احمد و سید ابوالقاسم شهید شدند. والده ابوطالب و سید محمد رضا بعد از وقایع قلعه از شهیمرزاد به سنسگر کوچ کردند وفات سید ابوطالب بسال 1310 ه ق او کتاب و رساله ای هم در تاریخ امر نوشته که مشحون از نقل کرامات است. و اما سید محمد رضا بسال 1246 ه ق متولد سه سال از سید ابوطالب کوچکتر بود و هر دو در شهمیرزاد بدنیا آمدند و حضرت عبدالبها سید محمد رضا را که بقلعه نرفته بود نیز بقیة السیف نامیدند تحصیلات دو برادر مختصر و سید محمد رضا به اصحاب قلعه کمک میکرد و خوراک و پوشاک میفرستاد کار این دو برادر پیله وری بود و در قرای مازندران سیر و سفر میکردند و به تبلیغ مشغول بودند آخوند ملا ابراهیم شهمیرزادی توسط این دو برادر تاج ایمان بر سر نهاد و پشت پا به منبر و محراب زد و در سن نود سالگی (سن ذکر شده قابل تامل است) در سال 1309 در گذشت همچنین ملا محمد حسن عالم مشهور شهمیرزاد توسط این دو برادر به طراز ایمان فائز شد – ملا امنیا از بقیة السیف قلعه از عرب خیل دو دختر خود را به این دو برادر به مزاوجت داد – بواسطه فساد دشمنان وسعایت در نزد حکومت این دو برادر باضافه سه نفر مؤمنین دیگر از بهنمیر بنام های آقا غلامرضا و آقا لر و آقا محمود بازوهای آنها را بسته هر پنج نفر را در سال 1277 ه ق به طهران فرستادند و د ر حبس انبار مسجون گشتند و این در زمانی بوده آقا ملا صادق مقدس خراسانی و شیخ ابوتراب اشتهاردی حاجی محمد اسمعیل ذبیح و تعدادی دیگر در زندان بودند شیخ ابوتراب در زندان فوت کرد و بعد از دو سال نیم در زندان بواسطه کمک های آقا محمد دائی سنگسری مرخص شدند و بعد از خلاصی او را تبلیغ کردند جناب سید محمد رضا در سن 65 سالگی در سال 1311 ه ق در عکا مشرف به زیارت شد میرزا یوسف خان هم در آن زمان در ارض اقدس بوده در سال 1315 که نزدیک هفتاد سالگی بود بمعیت آقا سید محمد باقر پسر برادر شهیدش آقا سید احمد مجددا مشرف شد و در سال 1318 در بار فروش صعود فرمود (5)
منابع
1. ظ ح: 4، 217
2. ظ ح: 4، 241
3. ا ث:4، 18
4. م ﮬ: 4، 501
5. م ﮬ: 8، 34 - 81
محمّد رضا شهمیرزادی بقیة السیف - آقا سیّد ن. ک. محمّد رضا شهمیرزادی برادر میر ابوطالب - آقا سیّد
محمّد رضای شيرازی - جناب حاجی
جناب حاجی محمد رضای شیرازی را نباید با دو فرد دیگر که بهمین اسم نامیده میشوند اشتباه که یکی محمد رضای قناد شیرازی بود که امر مبارک را در بغداد تحری نمود و مؤمن شد و از همراهان جمالقدم به ادرنه و عکا بود و دیگری حاج محمد رضا شیرازی پسر مشهدی نبی شهید است. حاجی محمّد رضا شیرازی که سالها نزد حاجی ميرزا محمّد علی افنان خدمت کرد و به بلاد عديده رفته عاقبت به عکّا درآمده مدّتی در جوار ابهی بسر برد و چندی در بيروت بماند و ايامی در صيدا بزيست و ندای رحيل را لبيک گفته درگذشت (1) حضرت عبدالبهاء در شرح حالش چنین فرموده اند قوله الاحلی: «از جمله مهاجرين و مجاورين جناب حاجی محمّد رضای شيرازيست اين شخص ربّانی از اهل شيراز بود در نهايت عجز و نياز مظهر ايمان و ايقان بود و در نهايت اطمينان چون ندای الهی بلند شد اين مستمند بظلّ عنايت خداوند شتافت ندای الست را بلی گفت و مشکوة نور هدی گشت در نهايت تبتّل و تضرّع بود و مدّتی مديده بخدمت افنان سدره مبارکه حضرت حاجی ميرزا محمّد علی موفّق شد و هميشه مجالس و مؤانس بود و در جميع امور خير خواه و خالص تا آنکه بعد از مسافرت بممالک بعيده بارض مقدّس شتافت و در نهايت خضوع و خشوع سر بآستان حضرت احديّت گذارد و بشرف لقا فائز گشت و از دريای الطاف بیپايان مغترف شد مدّتی در عتبه عليا اقامت نمود و در اکثر ايّام بشرف حضور مثول می يافت نظر عنايت شامل بود و فضل و موهبت کامل و در حسن اخلاق فائق و بتعاليم الهيّه سالک و عامل در نهايت صبر و سکون بود و بکلّی فانی در اراده حضرت بيچون از خود مقصدی نداشت و تعلّق باينعالم فانی نيافت جز رضای الهی آرزو نبود و بغير از سلوک در سبيل او آمال و امانی نه بعد بمدينه بيروت شتافت و در آنجا بخدمات حضرت افنان عليه بهاء اللّه قيام کرد مدّتی مديده بر اين منوال ايّام بسر برد و بکرّات و مرّات بآستان مقدّس رجوع نمود و بمنظر اکبر مثول يافت تا آنکه در صيدا عليل و مريض شد و طاقت و تحمّل رجوع بعکا نماند در نهايت تسليم و رضا بملکوت ابهی پرواز کرد و مستغرق بحر انوار گرديد و از قلم اعلی در ذکر او عنايت بیپايان صدور يافت فی الحقيقه اين شخص از ثابتين راسخين بود و در عبوديّت جمال مبارک رکنی رکين بکرّات و مرّات از فم مطهّر ذکر خير او مسموع گشت عليه التّحيّة و الثّناء و عليه البهاء الابهی و عليه الرّحمة الکبری و له المغفرة العظمی من ربّ السّموات العُلی قبر منوّرش در مدينه صيدا در جوار مقام مشهور بمقام حضرت يحيی . » (2)
یادداشت ها:
1. ظ ح: 6، 880
2. ت و ، 180- 182