اسدالله خان وزیر اصفهانی – میرزا
جناب اسدالله خان وزیر یکی از مشهورین امر و صاحب جاه و مقام در اصفهان و موفق به خدمات عظیمه بامر مبارک گردید. اسدالله خان وزیر که خواهر میرزا آقا اسدالله مبلغ و محمّد خان سرهنگ را در حباله نکاح داشتند (1) حضرت عبدالبها به میرزا اسدالله خان وزیر و حاج میرزا محمد صادق امر فرمودند باغبانی را بارض اقدس بفرستند و رحمت الله خادم انتخاب شدند.(2) عرش حضرت باب بعد از سال ها به اصفهان آمد چندی در منزل میرزا اسدالله خان وزیر در ماه جمادی الثانی 1316 ه ق اکتبر 1898 م به موجب نامه جناب زین المقربین به مرحوم حاجی باقر (شوهر خواهر خود) جناب میرزا اسدالله اصفهانی حامل عرش اطهر حضرت نقطه شد و با چند صندوق چوبی وارد نجف آباد شدند و میرزا اسدالله فقط این مطلب را میدانست و عرش مدت سه شبانه روز در منزل حاجی باقر امانت بود و پس از سه روز از طریق اراک کرمانشاه بغداد دمشق و بیروت در نوزده رمضان همین سال به سلامت در ارض اقدس وارد شد (3) میرزا حیدر علی اصفهانی مینویسد که از یزد به بوانات و از آنجا به آباده به اصفهان رفته و میرزا اسدالله خان بهائی که همان میرزا اسدالله وزیر باشد و اعیان و ارکان دولت او را بهائی میدانند و خانه اش مامن و منزل بهائیان است و این خان با پای پیاده به عکا برای زیارت جمال قدم رفته (4) ديگر از رجال امر ابهی در اصفهان ميرزا اسد الله خان وزير تولّدش به سال ۱۲۶۴ دراصفهان شد وبه واسطه ميرزا اسدالله اصفهانی اقبال وايمان آورد وچندی بعد آمنه خانم خواهر ميرزا اسدالله را به زنی گرفت ومتدرّجاً ترقيات ايمانيّه وشهرت بين اهالی حاصل كرد ودر سال 1292 ه ق هردو با آقا سيد ابو تراب طبیب از طريق برّ شام پياده رهسپار ارض مقصود شدند وايّامی چند درمحضر ابهی منزل يافتند وبه وطن عودت نمودند وخان مذكور تاآن سال گرچه در مقامات ايمانيّه به درجات عاليّه رسيد ولی ثروت وجاه نداشت واز آن هنگام اسبابی فراهم آمد كه در دائره دفتری ماليّه اصفهان وارد شد وتا سال ۱۳۰۸ تحت رياست ميرزا حبیب مشيرالملک انصاری وزير اصفهان به شغل خود پرداخت وظلّ السّلطان در آن سال مشيرالملک را مغضّوب ومعزول كرد ومتدرّجاً خان را برجايش مقام وزارت اصفهان نشاند وخان مالك ضياع وعقار وصاحب جاه وثروت واعتبار گشت وخانه را در محلّه شهشهان كه متعلق به آقا ميرزا محمد علی نهری شهير بود بخريدند ونزد خاص وعام اهالی به انتساب امر بديع معروف گرديد وخانه مركز اجتماعات وتوجّهات بهائيان واقامتگاه مبلّغين ومسافرين شد ودر نهايت اخلاص از هيچگونه خدمتی دريغ ننمود وعلما ومجتهدين باهمه ضدّيت كه نسبت به بهائیان داشتند به علِّت احترام و اكرام وانعام که از او ميديدند كلمه سوء نگفته مدح وستايش می كردند تا به سال ۱۳۲۶ به علّت تغييری كه در اوضاع مملكت روی داد كسانی در اصفهان حكمروا شدند واِعمال شدّت وزور نمودند و وزير را تحت فشار گرفته درهم ودينار طلبيدند وبرای اخذ مبالغی كه وی را مديون دولت خواندند توقيف وحبس كردند واوناچار از مردم وام كرده به جابرين داده خودرا خلاص ساخت لاجرم تمامت املاک واثاثيه بفروخت وقروض ادا كرد وكماكان بانهايت استقامت وتحمّل به خدمات خود در راه اين امر همّت گماشت وعاقبت به سال ۱۳۳۶ ازين جهان حزن در گذشت وخاندانی در امر ابهی برجای گذاشت (5)
منابع
1. ب ص، 376
2. ت نج، 163 – 161 همچنین ا ث:1، 117
3. ت نج، 78
4. ب ص، 272
5. ظ ح: 6، 169