محمد علی جوشقانی فتح آبادی - آقا میر
از مؤمنين مشهور اهل قريه فتح آباد جوشقان آقامير محمّدعلی اندک تحصيل فارسی و شدّت صيت تقوی و ديانت داشت و در سال 1294 بسنّ سی و دو توسطّ حاجی ذبيح فائز بايمان گرديده اشتعال و انجذاب شديد يافت و متعصّبين خصوصا منتسبين بنای تعرّض گذاشته حتی بر منابر نسبت بوی سبّ و لعن گفتند و آقا سيد رضی نام از خويشاوندانش جمعی اشرار قراء مجاور گرد آورده سينه زنان و حسين گويان دم بدم دشنام گفتند حمله بر وی نمودند ولی بعلتّ شهامت و شجاعت و اشتعالش به تفنگ و آلات جنگ جرئت و قوّت غلبه نيافتند و همی بر خدمت و تبليغ بيفزود و در ضمن لوحی خطاب بوی چنين صادر: انّا وجدناک متوّجها الی الوجه ذکرناک بهذا الکتاب الّذی يفصّل من لوحی المحفوظ تمسّک بکتاب الله بما نزّل فيه و تشبثّ بذيل عناية ربّک مالک الوجود اياک ذکرناک بهذا الکتاب الّذی فصّل من لوحی المحفوظ تمسّک بکتاب الله بما نزّل فيه و تشبثّ بذيل عناية ربّک مالک الوجود اياکان يمنعک کتاب السّجين عن الافق الاعلي ... من مقامي المحمود اذا ارتفع النعيق دع الناعق عن ورائک ثم انطق بما انزله الرّحمن فی البيان بقوله انهّ لا يعرف بدونه ولا يذکر بسواه کذالک ... و لذا با انجذابی شديد تر به نشر امر ابهی پرداخت و اموال و املاک در اين راه بباخت و دچار سختی و پريشاني گشت و در آن حال لوحي چنين برايش رسيد قوله بنام قادر توانا ... انشاء الله انوار يوم ظهور در کلّ حين شما را منوّر دارد و بذکر دوست يکتا مشغول مشاهده در ناس نما عالمی را که کلّ به فنايش مقرّ و معترف اند او را معبود اخذ نموده اند و از معبود حقيقی و انوار آفتاب معنوي محجوب و ممنوع شده اند يا مير ندای اين اسير را بشنو انّه يؤيدک و يقربک الی الله الفرد الخبير ذکر نفوس مستقيمه از قلم اعلی جاری و نازل انشاء الله بما ارادالله متمسّک شوند و از دونش فارغ و آزاد الخ . واو را بسرحد انقطاع رساند و بغنای حقيقي دل ببست و چون در آن ايام خبر گرفتاری و سختی و شهادت مؤمنين ميرسيد و او را شبی حال تأثرّ و تفکرّ طويل دست داده بحال گريه از حق قلع و قمع مرکز ظلم و اعتساف درخواست نمود و چندی نگذشت که لوحی برايش رسيده در آنضمن چنين مسطور بود قد ارتفعت ذفرات اهل الفردوس الاعلی بما ورد علی اولياء الله فی ارض الطاء و في بلاد الاخری يشهد بذالک من عنده کتاب مبين قل احدنا مطلع الظلم في هناک و نفس اخري الذي انکر حقّ الله ربّ العالمين و بشرة بعذاب اليم سوف نأخذ يقهر من عندنا انّ ربّک لهو المقتدر القدير کما اخذنا الذين کانوا من قبلهم انّ ربک لهو القهّار الشديد کذالک اخبرناک و عرفناک والقيناک مايفرح به قلبک و قلوب المقرّبين البهاء عليک من لدي الله العليم الخبير و طولی نکشيد که خبر کشته شدن ناصرالدّين شاه به کاشان رسيد و بالجمله آفا مير معروف به ضياء آبادی مذکور عدّه ای از خويشان خود را در قريه ضياء آباد و جمعي را در جوشقان و نوش آباد و ديگر قراء کاشان تبليغ کرد و بالأخره ناچار رهسپار طهران شده و در قريهٴ ضياء آباد توطنّ جست و بساط تبليغ بگسترد و با اخلاق کريمه از سخاوت و مهمان نوازی و گشادگی و بی اعتنائي بدنيا و شفقت و مهربانی با همه کس آميزش داشت و از رفتار و گفتار سوء معاندين جاهلين دلتنگ و افسرده نگشت و اهالی قراء مجاوره وی را به صداقت و ديانت و عدالت و بزرگواری شناختند و در سال وبائی که در بلاد و قصبات و قراء همه طعمه هلاک شدند مقداری از نبات تبرّک يافته بدست جمال ابهی را به چشمه قريه ضياء آباد ريخت و اعلان کرد که هرکه از اين آب بياشامد وبا نگيرد و در طول مدّت طغيان وبا احدی از اهالي قريه مذکور دچار نشدند و اهالی اطراف حمل بر سيادت و ديانتش کردند و تا آخر أيام حياتش در ايام جشن و سوگواری اجتماعات عظيمه آراسته غالبا الواحی کثير که از بيان ابهی در حقشّ صدور يافت از حفظ ميخواند و در شبهای سوگواری با کمال کبر سن نخوابيده استراحت نمينمود و بالأخره در سال 1349 درگذشت و قبرش در همان قريه ضياء آباد است و خانواده از وی بر جای ماند (1)
یادداشت ها:
1. ظ ح: 6، 690-691