محمّد علی بهائی - میرزا
شرح حال ایشان خلاصه شده از مصابیح هدایت از اینقرار است: میرزا محمد علیخان بهائی درسال 1280 هجری قمری درطهران متولد شد و والدینش عمو زاده (دختر عمو و پسر عمو) و از خانواده خواجه بهرام تفریشی بودند اسم پدر محمد تقی – خودش مینویسد پدرم دیو صورت و فرشته سیرت بود- و بعکس مادرم که فرشته صورت و دیو سیرت بود – درسن 10 سالگی پدر را از دست داد و در پانزده سالگی به طهران رفته در دارالفنون در رشته توپخانه وارد شد و بعد وارد ارتش شد و در سال 1303 ه ق ماموریت اصفهان یافت– سفر قطعه ای از سقر بود – جناب بهائی نزد جلال الدوله نوکر شد و در سال 1308 ناظر جنانبازی های شهدای سبعه یزد شد – جناب بهائی با نورالله خان کاشانی که یک جوان بود همراه و رفیق شدند و او بعدا با نورالله خان به کار دزدی و راهزنی مشغول بود دوست شد و از این کار بواسطه ایمان بامر دست کشید و نزد جناب بهائی آمد در سال 1320 که قلعه بندی در عکا در جریان بود اذن تشرف به حضور حضرت عبدالبها به او داده شد بزیارت رفت و هم زائرین او عبارت بودند از میرزا عبدالمجید حکیم مراغه ای و جناب لقائی کاشانی و جناب محمد خان یزدی پاپلی. مدرسه تربیت به همت جناب ادیب و دکتر بخشایش مدیر و بهائی ناظم شکل گرفت. داستان خواب: شاهزاده مرتضی و علی اکبر که از یکنفر بهائی قرض دویست تومان گرفته برای مدت شش ماه که او را می کشد و جسد را در چاه میاندازد و جسد را در چاه پیدا می کنند و شخص بهائی نامش یوسف بوده و این محل در خراسان بوده. ایشان از بعضی از افراد نام میبرند: حاجی میرزا محمود نجل محمد تقی وکیل الدوله افنان – شیخ ابراهیم منشادی شهید – شیخ مهدی خویدکی – میرزا آقا خان بشیر الهی – حاجی عبدالکریم قزوینی – استاد غلامحسین باروت ساز – سید محمد ناظم الحکما – حسین نعلبند – میرزا حسین خان رئیس پست انزلی – عمو جان فرهادی همان جواد فرهادی است – اسم فامیل جناب بهائی بهرامی بوده و از چه تاریخی به بهائی نامیده شده اند معلوم نیست . تاریخ وفات ایشان 1335 ه ق سن از هشتاد گذشته بود.
یادداشت ها:
1. م ﮬ: 8، 324 - 370
منابع
1. م ﮬ: 8، 324 - 370