محمّد علی طبیب زنجانی پسر حاجی میرزا معصوم - حکیم
حاجی میرزا حکیم محمّد علی طبیب زنجانی پسر حاجی میرزا معصوم میباشد. میرزا محمد علی طبیب زنجانی نیز از جمله افرادی بود که ادعاهائی داشت ولی تائب شد (1) از جمله اشخاصی که بعظمت رتبهء حضرت بهاءاللّه آگاه بود ميرزا محمّد علی طبيب زنجانی بود حضرت بهاءاللّه در قلب او بذر ايمان را چنان کاشتند که بفاصلهء قليلی سر سبز و بارور گرديد جناب طبيب را آخر کار جام شهادت نصيب شد و از جمله اشخاصی که مجذوب طلعت مبارک بود (2) چون حکم شهادت میرزا محمد علی طبیب بحاجی میرزا عزیز عظیم خان حکمران زنجان رسید از آنجائیکه طبیب مزبور (محمد علی طبیب زنجانی) سیدی محترم و از خاندان معظم و اهالی زنجان رهین منت و در محبتش بی اختیار بودند تزویری نمود و او را بعنوان معالجه بعضی از زنان حرمش و صرف افطار صوم رمضان وقت غروبی بدار الحکومة دعوت کرد و همینکه طبیب وارد شد در همان حجره بارها با وی مصاحبت و موانست کرد تا نیمه شب توقیف نمود و در آنهنگام دژخیمی را با معاونش مامور داشت که داخل حجره شده در را بسته نطع سرخی گسترده سرش را بر طشت بنوعی ببرند که قطره خونی بر فرش نچکد چرا که حکم شاهی است باید در نیمه شب چنان کشته شود که احدی مطلع نگردد (3) شهید و اسمش در لوح اشرف وارد شده قوله الاعز "وان رایت الذی سمی بمحمد قبل علی " که منظور او است (4) در کاروانسرائی که حضرت اعلی در زنجان اقامت فرمودند مال ميرزا معصوم پدر میرزا محمد علی طبیب بود که چندی بود وفات کرده و پسر بزرگ ميرزا معصوم موسوم بميرزا محمّد علی که در همدان توقّف داشت و رئيس الاطبّای آن شهر بود برای اجرای مراسم سوگواری وفات پدرش از همدان بزنجان آمده بود ميرزا محمّد علی در آن ايّام مؤمن نبود ولی حضرت باب را دوست ميداشت و با کمال ميل و مهربانی کاروانسرای خود را برای منزل کردن حضرت باب مهيّا ساخت آنشب را در محضر مبارک مشرّف بود و در نتيجهء تشرّف بامر مبارک مؤمن شد(5) در وقایع تبریز در جیب یکی از شهدا (میرزا مصطفی نراقی احمد معموره ای خراسانی ودرویش علی نقی شهید شده در ماه ژانویه 1867 ) نامه ای از میرزا محمد علی طبیب زنجانی که بحضور جمالقدم نوشته بود یافتند و آنرا به طهران فرستادند و ناصرالدین شاه دستور قتل میرزا محمد علی زنجانی را صادر کرد و حاکم یک شب او را به بالین مریضی خواند و او را درهمانجا در نهایت قساوت گردن زدند (6) شهید شده در زنحان در همان سالی که آقا نجفعلی در طهران (سال 1283 هجری قمری) و میرزا مصطفی نراقی و شیخ احمد و ملا علی نقی خراسانی در تبریز بشهادت رسیدند (7) میرزا محمد علی طبیب والدش حاجی میرزا معصوم طبیب از اجله سادات و شخص مورد احترام در اوائل ظهور میرزا محمد علی بر جای پدر مستقر و صاحب جاه و مقام و منزلت شد و چون حضرت ربّ اعلی به زنجان وارد شدند در کاروانسرای ارثی پدری وی نزول فرمودند و تشرف زیارت یافته و ایمان آورد وعده شهادت در حقش فرمودند پس از شهادت کبری چندی در همدان و کرمانشاه مقیم و با اکابر مومنین خصوصا ملا عبدالکریم معاشر گشت (8) نبیل در سال 1275 ماموریت قزوین یافت که امر را در آنجا تبلیغ کند و راه سفر پیش گرفت و در کرمانشاه میرزا عبدالله غوغا و درویش صدقعلی را دید و به همدان رفت و میرزا محمد علی طبیب زنجانی شهید را ملاقات کرد و در قزوین در منزل کربلائی لطفعلی معروف به حلاج از اصحاب بدشت وارد شد(9) بعد از حرکت جمال قدم از دارالسلام جناب نبیل زرندی به زنجان آمده جناب طبیب را ملاقامت می کنند و چند مجلس با ایشان صحبت میکنند و تصدیق مقام جمالقدم میکند و بعدا جناب طبیب دستگیر شده و در زنجان بشهادت میرسانند. زیارتنامه برایش نازل شده(10) نبیل در حدود سال 1852/53 بعد از اینکه از سبزوار برگشت از راه قم به کرمانشاه رفت و در همدان میرزا محمد علی طبیب شهید زنجانی و در کرمانشاه آقا غلامحسین شوشتری را ملاقات کرد (11) شهادت ميرزا محمد علی طبيب زنجانی پسر حاجی ميرزا معصوم طبيب از اجلّهٴ سادات و مورد تكريم و ارادت و اخلاص اهالی زنجان كه در ايّام حياتش مردم بلد و اطراف به زيارتش تبرّك و شفا ميجستند و پس از وفاتش كه در اوائل فجر ظهور شد بقعهٴ مرقد را كه خلف مذكورش بنا كرد مزار قرار داده واسطهٴ استجابت دعوات دانستند و ميرزا محمد علی برجای پدر مستقرّ و صاحب جاه و منزلت و عزت و مقام طبيبی جليل القدر و محبوب و متموّل و كريم و ملجاء انام شد چون حضرت اعلی را به زنجان در كاروانسرای ارثی پدری وی نزول و اقامت دادند تشرّف زيارت و ايمان يافته حضرت وعدهٴ شهادت درحقّش فرمودند و پس از شهادت كبری چندی در همدان و كرمانشاه مقيم و با اكابر مؤمنين خصوصاً ملا عبدالكريم قزوينی معاشر گشت و به شرف حضور در محضر ابهی نائل گرديد و از مؤمنين و منجذبين جمال مبين قبل از ارتفاع صيحهٴ كبری ونفخهٴ عُظمی شد و همين كه به وطن اقامت جست برخی از معاندين اين آئين خصوصاً ميرزا ابوالقاسم مجتهد پيوسته دركمين و مترصّد موقعی برای اذيّت و شهادتش گرديدند ولی به علّت شدّت اخلاص و توجّه عموم دست نيافتند هنگامی كه ملا محمد زرندی نبيل اعظم از ادرنه به ايران وارد شد و صريح دعوت ابهی و مخالفت و مطروديّت ميرزا یحیی و هم الواح الهيّه نشر داد و به اتّفاق آقا محمد ابراهيم مسگر به زنجان رفته در خانهٴ طبيب سكونت نموده او را كاملاً به امر ابهی رهبری كرد واهالی به ملاقات نبيل پی در پی رسيدند و ميرزا ابوالقاسم مجتهد نيز ملاقات و مذاكرات نموده چنين پنداشت كه تعليمات ابهی دارای عمل اكسير است و از او مطالبه كرد واو جوابی مثبت ومرضی داد تا به هنگام خروج از بلد قصيده ای سرود كه مطلعش اين است: هله ای گروه عثمانيان بكشيد هلهلهٴ ولا كه جمال دلبر ماعيان شده فاش و ظاهر و بر ملا. وبه جای نسخهٴ اكسير نسخه ای از قصيدهٴ مذكوره را برايش فرستاد و از اين رو سيّد مجتهد را عداوت اين امر و طبيب و نبيل مزداد گرديد وعاقبت پی قتل طبيب آستين بالا زد و ميرزا زكيخان حاكم زنجان حسب امر ناصرالدّين شاه درسال ۱۲۸۳ آن سيّد جليل القدر را به شهادت رساند وجسدش را در گنبدی كه برای مقبره والد ماجد ساخت دفن نمودند واهالی به زيارت مرقد آمده خاک را به استشفاء بردند چندان كه اطراف قبر كنده و خالی شد. و صورت زيارت از بيان اقدس ابهی در حقّش صدور يافت. (12) میرزا محمد علی حکیم (طبیب) زنجانی که بعدها مفتخر به مقام شهادت گردید از جمله افرادی بود که در ایران زندگی میکرد و متوجه مقام جمالقدم در اوائل ایام شد (13) واقعه شهدای تبریز بسال 1866 ایجاد فتنه در شهر های دیگر شد. از جمله در زنجان محمد علی طبیب زنجانی را دستگیر و او را در زنجان بشهادت رساندند (14) از جمله حاملان امانت ربانی آقا سید علی اشرف زنجانی و حضرت ابا بصیر زنجانی و آقا میرزا محمد علی طبیب همدانی شهید جناب اشرف با بعضی از اقربا به ادرنه برای زیارت رفتند(15) ن.ک. محمد علی طبیب زنجانی پسر حاجی میرزا معصوم.
منابع
1. ظ ح: 4، 104
2. ت ن 495
3. ظ ح: 5، 14
4. ا ث:5، 99
5. ت ن 449
6. ب ش، 306
7. م ح: 1، 466
8. ظ ح: 3، 149
9. م ﮬ: 10، 278
10. ت ع، 499
11. م ﮬ: 10، 271
12. ظ ح: 6، 321
13. ب ش ، 141
14. م ح: 3، 327
15. ت س، 219