اسمعیل قمی ملقب به سرّ الوجود - حاجی ملّا
حاجی ملّا اسمعیل قمی، اصلا اهل فراهان اراك بود. تحصيلات مقدّماتی را در زادگاه خويش بپايان رساند و سپس عازم شهر قم گرديد و چون اقامت وی در آن شهر بطول انجاميد به قمی معروف گشت. پس از فراغت از مطالعات عميقه در مكاتب قم عازم كربلا گرديد و نزد جناب سیّد كاظم رشتی بتلمّذ پرداخت. نامبرده كه از فضلای پرهيزکار شيخيّه بشمار ميرفت، سرانجام بوسيله ملّاعلی بسطامی در كربلا مؤمن به امر بديع گشت.(1) سپس بایران برگشت و در بسياری از وقايع مهمّه امر و از جمله احتفال بدشت حاضر بود و احتمالاً هم در آنجا بود كه به سرّالوجود ملقب گرديد. نامبرده بعلّت بيماری نتوانست بكمک اصحاب قلعه طبرسی شتابد. لذا در مدرسه دارالشّفا طهران اقامت نمود و با بيانی بليغ و احاطهای وسیع که داشت به هدایت نفوس مستعده پرداخت. در اواخر سال 1265هجری قمری که نام پنجاه تن از اصحاب طهران را برای دستگیر کردن به مسئولان امور داده بودند، نامبرده در خانه ميرزا شفيع وزير طهران بود. ميرزا شفيع بوی خبر داد كه نامش در فهرست اصحاب طهران است و در صورت دستگير شدن مقتول خواهد گرديد. ملّا اسمعيل به حمّام رفته و محاسن خود را خضاب كرد و در كنار خندق بگردش پرداخت تا مأموران او را گرفتند و زندانی نمودند. و چون از عقائدش تبرّی ننمود، حکم قتل صادر شد و چون به قربانگاه وارد شد، نگاهی به جسد دو شهيد معصوم، جناب خال اعظم و جناب ميرزا قربانعلی نمود و اظهار داشت چه كار خوبی كرديد. طهران را گلستان نموديد. مبلغی به جلّاد داد تا شيرينی بخرد، قدری ازآن شيرينی خورد و بقيّه را به جلاد داد تا كام خويش شيرين نمايد. ابتدا اين شعر با صدای بلند میخواند:
ای صبا از من به اسمعيل قربانی بگوی زنده برگشتن ز كوی دوست شرط عشق نيست،
سپس بمناجات ايستاد. جلّاد، در حين مناجات او را شهيد نمود.(2) او یکی از شهدای سبعه طهران است. ملّا اسمعیل قمی نه تنها صاحب کمالات علمی و عالم و فاضل کامل بوده و مؤمن بحضرت باب گردیده بلکه مضافاً جان خود را در حقانیّت ظهور اعظم آن حضرت ایثار کرده که نور علی نور می باشد. آیا ممکن است که هیچ فرد صاحب انصاف از زندگانی این شخص عبرت نگرفته و ایمانش را نا دیده بگیرد؟ و یا خدای نکرده او را شخصی ساده لوح تصور نماید؟
منابع
۱. ظ ح : 3، 179-180 و همچنین ح ب، 396 و 409، یادداشت شماره 82
۲. ظ ح :3، 179-180 و همچنین ح ب،551-552