مصطفی بیک سنندجی معروف به مجذوب – درویش
درویش مصطفی بیک سنندجی معروف به مجذوب است. يک روز حضرت بهاءاللّه با چند نفر از همراهان بسير و گردش مشغول بودند در بين راه جوانی را ديدند که تنها در گوشهای خارج از راه نشسته لباس درويشی در بر داشت و موی سرش پريشان و در هم افتاده بود در کنار جوی آب آتش افروخته بود و بطبخ غذا مشغول بود حضرت بهاءاللّه نزديک او تشريف بردند و فرمودند درويش چه ميکنی؟ جوان با لحن درشتی جواب داد مشغول خوردن خدا و پختن خدا و سوزاندن خدا هستم. حضرت بهاءاللّه از سادگی آن جوان و خلوص نيّت و حالت او که از تصنّع و ظاهر سازی دور بود مسرور شدند و از جواب صريح او انبساطی بحضرتش دست داد با او مشغول گفتگو شدند پس از زمانی قليل از بيانات مبارک که تغيير کلّی در آن جوان حاصل شد از قيد اوهام خلاصی يافت و بعرفان حقّ منيع فائز گشت. از منبع نور مستنير شد و مجذوب تعاليم مبارکه گرديد آنچه همراه داشت ريخت و جزو پيروان حضرت بهاءاللّه در آمد از دنبال اسب آن حضرت ميرفت. قلبش بنار محبّت مشتعل بود و بداهتاً بانشاء و انشاد اشعار پرداخت ترجيع بند مفصّلی بنظم آورده که ترجيع آن از اين قرار است: انت شمس الهدی و نور الحقّ اظهر الحقّ يا ظهور الحقّ
اشعار او شهرت و انتشار يافت. ميگفتند مصطفی بيک سنندجی معروف بمجذوب اشعار شيوائی بداهتاً در مدح محبوب خويش بنظم آورده در آن وقت نميدانستند که محبوب او که بوده حقيقت حال اينستکه آن درويش در آن ايّام مقام رفيع حضرت بهاءاللّه را که خلق جهان از عرفانش محجوب بودند شناخته بود. (1) درویش مصطفی که تخلصش مجذوب بود شخصی است که جمالقدم او را در مازندران ملاقات فرمودند وی در جواب جمالقدم که چه میکنی گفت مشغول پختن خدا و خوردن خدا هستم و او چنان مرید جمالقدم گردیده بود که بدنبال جمالقدم براه افتاد (2)
منابع
1. ت ن، 91
2. ب ش ، 56