مهدی ارجمند پسر آقا رفیعا - حاجی
حاجی مهدی ارجمند اهل همدان و از ابناء خلیل بود نام پدر رفیعا و نام مادر خاتون و مؤلف کتاب گلشن حقائق و ایشان بواسطه خلق و اخلاق خوش سخنانشان گیرا بود بطور مثال اصلاح بین آقا مهدی رفیعا و آقا رفائیل زرگر – متولد درسال 1240 شمسی در همدان و تحصیلات مقدماتی را در همدان بپایان رساندند و توسط دائی خود حکیم آقا جان مؤمن شدند. حکیم آقا جان اولین فرد از ابناء کلیم است که بنور ایمان در همدان موفق گردید و جناب مهدی ارجمند امر را از طریق ایشان دریافتند – جناب حکیم آقا جان بواسطه دیدن یک رفتار پاک توسط میرزا محمد باقر نراقی مؤمن میشود – آقا محمد جواد و آقا محمد باقر دو برادر بودند که در همسایگی آقا کمال الدّین نراقی در نراق زندگی میکردند آقا محمد باقر پس از تحقیق بشرف ایمان موفق گردید و به بغداد رفت و جمال قدم را زیارت نمود و سه سال در بغداد اقامت نمود و بعد به همدان بازگشت و به تجارت مشغول شد و بواسطه طبابت و قضاوت بد در مورد محمد باقر که داستان مفصل دارد حکیم آقا جان مؤمن می شود وبعد امر را بدو نفر از دوستان حکیم عبدالرّحیم ملقب به حافظ الصّحه و آقا حکیم و حکیم آقا جان در عرض یکسال قریب به چهل نفر از همکیشان خود را موفق به ایمان کرد که یکی از آنها جناب مهدی ارجمند خواهرزاده حکیم آقا جان بود. میرزا مهدی ارجمند در سال 1295 ه ق به امر مبارک ایمان آورد و به فاصله کمی این لوح منیع خطاب به او نازل شد : «جناب مهدی علیه بهاء الله – هو المنادی فی سدرة الانسان – یا مهدی امروز سدره بقد اتی الحق ناطق و ندای طور مرتفع حضرت کلیم با یک عصا بر اسیاف عالم زد و مالک قدم با یک قلم بر ظنون و اوهامات امم حمد کن مقصود عالمیان را که ندایش را شنیدی و باثار قلمش فائز شدی قدر این مقام را بدان و بخدمت امر قیام نما این است امر مبرم طوبی لک و لمن فاز بما امر به فی لوحه المحفوظ قل الهی الهی لک الحمد بما اسمعتنی ندائک و اریتنی آثارک و شرفتنی بلقاء لوحک الذی لاح من افقه نیرعنایتک اشهد انک انت الفضال و انک انت الفیاض الغفور الرحیم اسئلک ....» از ایشان به میرزا مهدی رفیعا و یا حاج مهدی رفیعا یاد شده و یا حاج مهدی ابن رفیعا(1) حاجی مهدی ارجمند معروف به رفیعا از مطلعین کتب مقدسه و شغلش زرگری بود. نویسنده کتاب گلشن حقائق. بعد ها به طهران آمد و در سال 1320 هجری شمسی در طهران درگذشت. ایشان از بهائيان معروف اسرائيلی همدان میباشند. حاجی مهدی ارجمند بن آقا رفيع تولدّش در سال 1278 و تحصيلاتش در مدرسۀ يهود کامل شده اشتغال به زرگری و زرفروشی جسته ثروت و اعتبار و نام بيندوخت و در اوائل سنين تنبّه يهود بظهور ربّ الجنود بواسطۀ حکيم آقاجان مذکور فائز بايمان گرديد و نخست در سال 1298 با جمعی از احباب به حبس عزّ الدوله حکمران بلد افتاد و بواسطۀ بذل نقود معدوده خلاصی يافت بار دیگر در سال 1325 در ايام حکمرانی سالارالسّلطنه در همدان ويرا با تنی چند از احباب گرفته محبوس کردند و سپس مستخلص گشت و بدينطريق حاجی مهدس بليات متواتره در سبيل امر ابهی تحمّل کرد و معذلک قيام بامر تبليغ نمود و چون در لغت عبريه و آئين يهود و کتب مقدّسه شان و تفاسير ملاها و احوال و اخبار و تواريخشان احاطه داشت ملاهای يهود در همدان و طهران و غيرهما هرجا با وی مقابل شدند مفرّی جز سکوت و خضوع و يا گريز و فرار نيافتند و امر بدرجه ای رسيد که در هر مجلسی که دانستند حاجی مهدی حاضراست قدم نگذاشتند و نيز مبّلغين پروتستانت امريکائی که برای مسيحی نمودن يهود ايران تحمّل مصاريف باهظه و مصائب شاقه می کردند با حاجی مهدی که مسيحيان را از طريق کتب مقدّسه هر دو ملتّ مجبور به قبول اسلام و امر ابهی کرد و در سال 1314 مدّت يکسال و نيم با دکتر همس مبّلغ پروتستنت امريکائی در حضور جمعی کثير از اهالی مناظره کردند بالاخره حقيت و غالبيت امر ابهی را مبرهن ساخت و از اينرو يهود بظهور محمّدی و رجعت مسيحائی قانع شده اقبال نمودند و يهودان بهائی بر ايمان و انجذاب بيفزودند و او را در اثبات حقيت امر مسيح و محمّد و اثبات مقام امر اعظم بهائی از طريق تورات و انجيل و قرآن تاليفی است بسيار ثمين که مورد استفاده هر سه ملتّ ميباشد و همچنين رساله های متنوّعه در موضوعات دينی کتب مقدّسه نگاشته مواضيع معضله را واضح و روشن نمود و عائله ارجمند همدانی از وی برقرار ماند(2) در لوحی از حضرت عبدالبها بواسطه ایادی امرالله جناب ابن اصدق در باره تعدادی از احبای همدان از جمله حاجی مهدی آقا رفیعا وارد شده (3) از واقعات سال چهلم و 1299 ه ق در این سال حکمران همدان بصدد تعرض و ایذاء اینطائفه و اخذ درهم و دینار بر آمد بالاخره دوازده تن از معاریف اینطائفه را گرفتار و حبس نمود سائر معروفین بوسائلی مصون ماندند چنانکه آقا محمد جواد نراقی مختفی شد و حاجی خان نراقی بگریخت و حاجی مهدی بن آقا رفیعا از آل اسرائیل مبلغی بمامورین داده تا متعرض وی نشدند (4)
منابع
م ﮬ: 4، 447– 467
ظ ح: 6، 714
ت ﮬ ، 314-315
ظ ح: 5، 258