مهدی یاری همدانی – حاجی آقا
از وقایع سال 1277 ش (1317/1316) آنکه مظفر الملک حاکم همدان شد و نائره دشمنی را در همدان فرونشاند و چون احبا حظیرة القدس نداشتند در منزل دائی روبین جمع میشدند و مظفرالملک ازلی متعصب بود و خواست که از اجتماعات احبا جلوگیری کند. در این زمان زوجه آقا سلیمان آقا شمعون فوت کرد و احبا برای تشییع جنازه به منزل او رفته بودند و حاکم فراشان را فرستاد که احبا را جلب کند و احبا را دستگیر کردند که عبارت بودند از : آقا سلیمان معروف به زرگر که زوجه اش وفات کرده بود و حاجی مهدی آقا یاری و حاجی یاری و دائی روبین و حاجی مهدی آقا رفائیل که یکی از معمرین احبا بود آقا یهودا آقا مراد حاجی سلیمان طبیب آقا سلیمان آقا موسی و حاجی موسی بعد معروف به مبین و بعد به خانه آقا یوسف حییم رفتند. در همین سال محفل شور تشکیل شد. در این سال تصدیق رضا قلی خان سرور شهدا رخ داد. رضا قلی خان اهل قریه خانباغی و برای خرید لوازم وارد همدان شد و در منزل استاد محمد علی خیاط شبی را گذراند. میرزا یوسف سراج الحکما داماد بزرگ حافظ الصحه نیز حاضر بود. میرزا یوسف را عادت چنان بود که در خواب صحبت میکرد و در آن شب صحبت تبلیغی میکرد و به تلاوت آیات مشغول شد و رضا قلی خان می پرسید این مطالب چه بود دو شب بعد رضا قلی خان با حاجی مهدی ارجمند در منزل حافظ الصحه دعوت شد و پس از شش ساعت گفتگو رضا قلی خان تصدیق کرد و پس از چندی میرزا یوسف را به اسم معالجه پدرش امام قلی سلطان با خود به قریه خانباغی برد و به دستیاری او دو برادر بزرگ و کوچک خود نجف قلی خان و حیدرعلی خان را به صراط مستقیم هدایت نمود و آنها شروع به تبلیغ کردند و از جمله نصرالله خان که مردی عارف مآب بود مؤمن شد و ملا صادق و سید مهدی قوام الشریعه و غیرهما به حقیقت راه یافتند. سال بعد پدر رضا قلی خان فوت کرد و او لقب سلطانی گرفت و به خوزستان رفت و در آنجا تبلیغ میکرد از جمله افرادی که بواسطه او هدایت یافتند میرزا مهدی خان سررشته دار فوج بود و رضا قلی خان عریضه ای به حضور حضرت عبدالبها نوشت و درخواست شهادت نمود و لوحی باعزاز ش نازل. و در همین سال صحبت با صدرالصدور همدانی شروع شد وی موسوم به سید احمد پسر صدرالعلما همدانی بود و بواسطه مراجعات طبی به حکیم موسی صحبت شروع شد. و جناب صدرالصدور به طهران رفت و جناب محمد علی بلورفروش هم به طهران رفت و توسط میرزا سلیمان آقا مراد سمسار با نیر و سینا ملاقات که منجر به تصدیق او شد و در سال 1325 ه ق صعود کرد.(1)