بازگشت صفحه اصلی

میر صلاح - آقا

به تحریک علما مجدالدوله حاکم زنجان تصمیم گرفت جناب حجت را دستگیر و محبوس سازد و به حکم او دو نفر از پهلوانان مشهور ستمکار وحشی را علما وادار کردند که بروند جناب حجّت را دستگير کنند و با غل و زنجير نزد حکومت بياورند اين دو نفر يکی پهلوان اسد اللّه و ديگری پهلوان صفر علی بود اين دو نفر کلاه خود بر سر گذاشتند و با سلاح آراسته روان شدند جمعی از طبقات پست و اراذل ناس نيز درپی آنها براه افتادند علما هم در هر گوشه و کنار مردم را تحريک ميکردند. چون آن دو نفر پهلوان بمحلّهء جناب حجّت رسيدند يکی از اصحاب شجاع موسوم بمير صلاح با هفت نفر ديگر از مؤمنين که مسلّح بودند جلو اين دو نفر را گرفتند مير صلاح از اسد اللّه پرسيد کجا ميخواهی بروی آن پهلوان بجناب حجّت جسارت کرد فوراً مير صلاح شمشير خود را کشيد و فرياد يا صاحب الزّمان بلند کرد و زخمی بپيشانی اسد اللّه زد شجاعت و جلادت و رشادت مير صلاح و غلبهء او بر پهلوان مسلّح سبب شد که جمعيّت هر کدام از گوشه‌ای فرار کردند، مير صلاح و بعضی از همگنان او که اضطراب شديد اعدا را مشاهده کردند از جناب حجّت درخواست نمودند که بقلعهء علی مردان خان که در جوار محلّه خودشان بود انتقال کنند زيرا اين مطلب باحتياط نزديکتر بود جناب حجّت موافقت فرمودند و دستور دادند زنان و اطفال و آذوقه و مصارف لازمه را بقلعه ببرند جمعی در قلعه منزل داشتند اصحاب ساکنين قلعه را راضی کردند که از قلعه خارج شوند و در عوض منازل خويش را بآنها واگذار نمايند بنابراين اصحاب خانه‌های خود را خالی کردند و بساکنين قلعه دادند و خود بجای آنها بقلعه رفتند.(1)
منابع
ت ن، 458
قبلی
بعدی