نبیل ابن نبیل ن.ک. محمد علی نبیل بن نبیل - شیخ
نبیل ابن نبیل
در اسلامبول یک اختلاف در اثر ازدواج دختر آقا محمد طاهر با میرزا حسین شریف کاشانی که پسر ملا محمد جعفر نراقی بود پیش آمد. میرزا حسین در اوائل یکی از طرفداران جدی صبح ازل بشمار میامد. آقا محمد جعفر اعرج نراقی، نویسنده کتاب تذکره الغافلین که ردّیه ایست بر ضد امر مبارک حضرت بهاءالله، در عراق دربدر دنبال ازل میگشت و بهر مکان روی میاورد متوجه میشد که ازل از آنجا رفته بود وی بالاخره به کاظمین پناه برد ولی بنظر میرزا بزرگ خان قنسول ایران در بغداد کاظمین که شهرکی بود در جوار بغداد و همواره مملو از زوار بود برای ملا محمد جعفر که بنام بابی مشهور بود محل امنی بشمار نمیرفت بنابراین در سال 1869 هنگامی که میرزا بزرگ خان به ایران مراجعت میکرد ملا محمد جعفر و پسرش میرزا حسین که در آن موقع کودکی خرد سال بود همراه نورالله (بعد ها به شغل طبابت مشغول شد و در رشت ساکن گردید) یکی از پسران ازل که در آن هنگام در عراق معطل و سرگردان بود بهمراه خود تا کرمانشاه آورد ولی از قضایا ملا محمد جعفر بیمار شد و قدرت سفر کردن را از دست داد و میرزا بزرگ اجباراً آنها را بدست شاهزاده امامقلی میرزا اعتماد الدوله حاکم کرمانشاه سپرد و خود به سفرش ادامه داد. عمادالدوله پس از بهبودی ملا محمد جعفر آنها را به طهران فرستاد و آنها را در سیاه چال افکندند. ملا محمد جعفر در زندان مسموم شد و آن دو پسر آزاد شدند و بعد ها میرزا حسین به اسلامبول رفت و به ابر تیره ای که جو اسلامبول را در برگرفته بود کمک کرد. نبیل ابن نبیل در اسلامبول مدیریت و حسابداری شرکت تجارتی که افنان و دیگر شرکا در آن سهم داشتند. و یکی از شرکای آنان در استامبول آقا محمد علی اصفهانی نام داشت این شخص رفته رفته تحت تاثیر طرفداران صبح ازل در آمد که معروفترین آنها شیخ احمد روحی و میرزا آقا کرمانی بودند. (1) خاندان افنان دارای تجارت وسیع بودند حاجی میرزا محمد علی پسر میرزا سید محمد (خال اکبر) در هنگ کنک اقامت داشت و برادرش حاجی میرزا محمد تقی وکیل الدوله نیز در یزد زندگی میکرد یک یا دو نفر از افنان هم همیشه در بمبئی اقامت داشتند و در آنجا چاپخانه بزرگ و وسیعی داشتند و در همانجا بود که اولین کتب بهائی از قبیل اقتدرات و کتاب مبین به دستخط مشکین قلم بچاپ رسید آقا میرزا نورالدین در پورت سعید با نام نورالدین به تجارت اشتغال داشت و حاجی میرزا سید حسن افنان کبیر برادر حرم حضرت نقطه اولی بهمراه پسرش حاجی سید علی که قرین فروغیه خانم بود در بیروت سکونت داشت علاوه براین خاندان افنان شرکاء و همکاران دیگر نیز داشتند ازجمله این شرکاء یکی آقا علی حیدر شیروانی (قبل از نقل مکان به طهران) ساکن قفقاز بود و دیگری حاجی شیخ محمد علی نبیل ابن نبیل بود که در استامبول با آنان همکاری مینمود. سومین شریک آنان در استامبول آقا محمد علی اصفهانی نام داشت این شخص رفته رفته تحت تاثیر طرفداران صبح ازل در آمد. افراد ازلی و معاندین دیگر هم بودند از قبیل: شیخ محمد یزدی، آقا محمد علی تبریزی (این شخص را حضرت بهاءالله بخاطر سوء رفتارهای مداومش طرد کرده بودند) و نجفعلی خان که بطور مداوم با سفارت ایران در تماس بود. در این میان حاجی میرزا حسن خان خبیرالملک (که مدتی عنوان ژنرال قنسول ایران را در اسلامبول داشت) با شیخ احمد روحی، میرزا آقا خان کرمانی در پیشبرد مقاصد سیّد جمال الدین افغانی مساعدت میورزید ولی مشخص نیست که آیا این شخص ازلی بوده یا خیر. در هر حال این سه نفر عاقبت مشترکی داشتند و در سال 1896 در تبریز بدستورمحمد علی میرزا ولیعهد و در حضور او به قتل رسیدند. با آنکه بعد از مدت کوتاهی بین میرزا آقا خان و آقا محمد طاهر صاحب امتیاز روزنامه اختر کدورت حاصل شد ولی دراوج شهرتش روزنامه تحت تسلط میرزا آقا خان و همدستانش قرار گرفته بود. این اختلاف در اثر ازدواج دختر آقا محمد طاهر با میرزا حسین شریف کاشانی که پسرملا محمد جعفر نراقی بود که در اوائل یکی از طرفداران جدی صبح ازل بشمار میامد بوجود مده بود. در شماره سی و ششم روزنامه اختر بتاریخ 12 اگست 1886 نامه ای به امضای آقا محمد علی اصفهانی بچاپ رسیده که طی آن به حاجی سید حسن افنان کبیر و پسرانش نسبت ریاکاری و نادرستی و طمع در اموال او و تقریبا نسبت دزدی داده در این مقاله بسیار توهین آمیز چنین نوشته بود که این موضوع را با مدارک و اسناد به قنسولگری ایران در اسلامبول ارجاع خواهد نمود(2) حوادث ناخوش آیند این شرکت و اتهامات وارده مستقیما باعث خودکشی شیخ محمد علی نبیل ابن نبیل شد. شرح حالش را میرزا عبدالحسین پسر برادرش (شیخ کاظم سمندر) برشته تحریر در آورده. در سال 1882 شیخ محمد علی نبیل بن نبیل که در موطن خود مشغول تجارت بود بنا به اراده جمالقدم به استامبول نقل مکان نمود و هفت سال در آن محل اقامت کرد و تا سال 1889 به سرپرستی تجارتخانه که ذکرش گذشت مشغول بود. معلوم نیست که از اول با حضرات افنان رابطه تجارت داشت و یا شراکت بعداً بوجود آمد و معلوم نیست در عرض هفت سال کدامیک از پسران حاجی میرزا سید حسن افنان کبیر در استامبول اقامت داشتند ولی آنچه مسلم است در عرض تمام هفت سال خود شیخ محمد علی به تجارت اشتغال داشته و با افراد مختلف درتماس بوده. نیکنامی و موفقیت او باعث شد که طرفداران صبح ازل در استامبول از قبیل شیخ محمد یزدی و شیخ احمد روحی و میرزا آقا خان کرمانی او را زیر نظر بگیرند. از طرف دیگر غصن اعظم از طریق شیخ محمد علی نبیل ابن نبیل با مقامات برجسته دولت عثمانی مثل نوری بیگ در تماس بوده اند و ازلی ها از این تماس ها اطلاع حاصل کرده بودند. میرزا آقاخان سعی کرد با شیخ محمد علی نزدیک شود و در زمره بهائیان در آید و گفت اول مایل است به عکا برود. دو سال قبل میرزا یحیی قزوینی که پدرش از طرفداران ازل بود به اشتباه خود پی برده و در سلک مؤمنین درآمده بود و شیخ محمد علی نبیل ابن نبیل باشتباه فکر میکرد که آقا خان هم در همین راه سالک است. آقا محمد علی اصفهانی نیز سالها در اصفهان میزیست و به اسلامبول آمد و تجارت مختصری داشت ولی موفقیت شیخ محمد علی آتش کینه و حسد را در درونش بر افروخت و شروع به سعایت از شیخ محمد علی نزد افرادی که طرف معامله او بودند کرد. شیخ محمد علی برای دفع شرش و برای کمک باو پیشنهاد کرد که شرکتی بین خودش و محمدعلی اصفهانی و افنان ها ایجاد کند و این شرکت چند سال مشغول به فعالیت بود و کارش رونق گرفت و تاجر اصفهانی منافع سرشاری بدست آورد ولی رفته رفته تحت تاثیر آقا محمد علی تبریزی (که حضرت بهاء الله او را طرد کرده بودند) در ردیف طرفداران ازل قرار گرفت و در این موقعیت بود که میرزا آقا خان نفوذ خود را بر آقا محمد طاهر بر قرار نموده بود و شایعاتی که توسط این دو محمد علی در تبریز و اصفهان پراکنده میشد لاینقطع ادامه داشت. در این موقعیت حضرت بهاءالله حاجی سید جواد یزدی را مامور فرمودند که حقیقت ماجرا را تحقیق نماید. آن سید محترم مدتی در اسلامبول بسر برد و از نیرنگ های حساب شده اعدای امر اطلاع کامل حاصل کرد. در آن موقع شیخ محمد علی نبیل ابن نبیل بغیر از برادر زاده جوانش کسی را نداشت و طاقتش به انتها رسیده بود و یک شب بقصد خود کشی خود را بدریا انداخت و قایقرانی او را نجات داد و این عملش نیز در زوزنامه اختر منعکس شده بود. در این هنگام حاجی میرزا ابوالقاسم ناظر اصفهانی که از ارض اقدس عازم عشق آباد بود وارد استامبول شد. محمد علی اصفهانی میخواست میرزا ابولقاسم ناظر را در اسلامبول نگاه دارد و فکرش را مغشوش کند ولی موفق نشد در این هنگام محمد علی اصفهانی شنید که گروهی از افنان ها عازم استامبول هستند و او شایع کرد که نبیل ابن نبیل 400 لیره از صندوق دزدیده. که تصمیم بر خودکشی را بر بد نامی امر ترجیح داد. پس از خبر انتحار در بحر جمالقدم به نبیل بن نبیل فرمودند که به عکا برود مقیم آنجا شود. میرزا محسن پسر جوانتر افنان کبیر قرار شد به اسلامبول برود باو کمک کند. در مارچ 1889 شیخ محمد علی استامبول را ترک کرد و مجددا به استامبول برگشت و بر اثر اتفاقاتی که صورت گرفت خود را مسموم کرد و دار فانی را ترک کرد (3) برای اطلاعات بیشتر راجع باین وقایع به کتاب متمم قاموس لوح شیخ تالیف فؤآد صدّیق مراجعه فرمائید.
منابع
ب ش، 495
ب ش، 494
ب ش، 501