بازگشت صفحه اصلی

امّ اشرف زنجانی

امّ اشرف كه صاحب قوت قلب وايمانی نادر النّظير بود و بلايائی بسيار و مصائب بی شمار در ره عقيدت وآئين تحمّل كرد در غايت صبر وشکر و رضا زيست ومادر وار سر پرستی بهائيان ساكن وعابر نمود واملاک و امورش را پس از شهادت آقا سيّد اشرف حاجی ايمان رسيد گی كرد وچون دخترش ضيائيه كه زوجهٴ حاجی ايمان شد نيز وفات يافت نواده ها را خود پرستاری كرد ودختر كوچك حاجی ايمان را كه لقائيّه نام داشت در راه محبّت وخدمت به اين امر به ازدواج ميرزا علی محمد ورقاء شهير درآورد وبالاخره در سال ۱۳۱۱ وفات نمود و ورقاء برسنگ قبرش چنين نقش كرد صعدت الي ربّها الرّحمن في يوم الخميس غرّة شهر الشّعبان سنهٴ واحد وخمسون من ظهور الله العليّ الاعلي بعد ما مضت من عمرها اكثر من سبعين سنة ودفنت قرب قبر ابيه الشّهيد في سبيل الله عليها صلوات الله وثنائه ورحمته وبهائه. سنهٴ ۱۳۱۱ (1) نامش عنبر خانم بود و پسرش سیّد اشرف در زمان واقعه زنجان بدنیا آمد و رشد کرد و بالاخره در سن جوانی در زنجان بشهادت رسید (2) از جمله زنهائيکه دارای ايمان قوی بودند و واقعهء زنجان را مشاهده کرده‌اند يکی امّ اشرف است. مشارٌ اليها در قلعه بود که پسرش اشرف بدنيا آمد و با فرزندش از بقيّة السّيف زنجان محسوب است. پس از چند سال که فرزندش بسن بلوغ رسيد ايمانی عجيب و عرفانی عالی پيدا کرد دشمنان هر چه کوشش نمودند که او را بتبرّی از امر وادار کنند ممکن نشد بالاخره فرستادند مادر آن جوان را که همان امّ اشرف بود آوردند که پسرش را نصيحت کند شايد از امر تبرّی نمايد و از قتل خلاصی يابد. وقتيکه امّ اشرف چشمش بصورت پسرش افتاد فرياد برآورد اگر گوش بحرف اين اشخاص شرير بدهی و از امر حقّ اعراض نمائی پسر من نيستی. جناب اشرف با کمال اطمينان و استقامت در ميدان فدا بشهادت رسيد و از امر اللّه تبرّی ننمود امّ اشرف با آنکه بچشم خود ميديد پسرش گرفتار ستم و ظلم اعداست با اين همه جزع و بی‌تابی نکرد (3) مادر اشرف زنجانی شهید در راه امرالله است نام ام اشرف در الواح ذکر شده (4)
منابع
ظ ح: 6، 321 - 326
م ح: 2، 1036
ت ن، 472
ا ث:1، 141
قبلی
بعدی