باقر مخملباف کاشانی - سیّد
درکاشان دو برادر به نام های سیّد باقر و سیّد رضا از سادات متدین به مخملبافی اشتغال داشتند . سید رضا برای حج رفت و درهنگام بازگشت در بغداد توقف کرد و به حضور حضرت بهاءالله رسید و به شرف ایمان فائز شد. سید باقر هم در کاشان ندای امر را شنید و مؤمن شد. سیّد باقر برای زیارت حضرت بهاءالله بسوی بغداد حرکت کرد ولی در این هنگام جمال قدم از اسلامبول بسوی ادرنه در حرکت بودند. سیّد باقر در کاشان با خانم ناز ازدواج کرد و او هم بدیانت جدید مومن شد. سیّد باقر در سنین بالا به طهران رفت ولی کسی ندانست بر سر او چه آمد. سیّد باقر و همسرش پنج فرزند داشتند: کشور خانم که با فردی مسلمان ولی محب ازدواج کرد و در امر ثابت بود. بگم خانم که شوهرش مسلمان متعصب بود. آقا سیّد علی که همسرش نیز از مسلمانان متعصب بود. خورشید خانم با سیّد حسین علائی پسر عموی خود (فرزند سیّد رضا مخملباف ازدواج کرد و خانواده ای روحانی تشکیل دادند). بشارت خانم بانوئی بسیار مؤمن و خوشرو و مهربان بود. وی در تصدیق شوهر مسلمان خود میرزا حسین علائی بسیار موثر بود. میرزا حسین برای دولت کار میکرد و وقتی از ایمان او مطلع شدند او را از کار بیکار کردند ولی او نهراسید و ثابت ماند. بشارت خانم در خدمات و شرکت در تشکیلات بهائی ممتاز بود. بشارت خانم صاحب توقیع از حضرت ولی امرالله : کاشان امه الله بشارت خانم علائی بنت متصاعد الی الله آقا سیّد باقر مخملباف کاشانی علیها بهاءالله ملاحظه نمایند عریضه آن محترمه به محضر انور محبوب مهربان حضرت ولی امرالله روحی لعنایاته الفدا واصل ... شوقی بشارت خانم علائی با حسن خاتمه در طهران در سال 1327 ه ش در گذشت سه فرزند: شمس الملوک علائی و فخر الملوک افتخاری و حسن علائی در جامعه ایران و خارج موفق بوده اند
جمالقدم در اسلامبول در هنگام خروج بعضی از مؤمنین را مرخص فرمودند و به بعضی ماموریت خاص دادند از جمله نبیل زرندی و جناب اسم الله المنیب را به ایران فرستادند – میر محمد مکاری و آقا سیّد حسین و حاجی باقر مخملباف و آقا عبدالرحیم مسگر و خیاط کاشانی را مخارج داده دستور به رجعت دادند آقا محمد علی جلودار یزدی را اذن اقامت در اسلامبول دادند. میرزا مصطفی نراقی و عائله و آقا علی برای زیارت جمال ابهی وارد شدند و بعد همه را مرخص فرمودند و هر کدام در محلی ساکن شدند بجز خیاط باشی که یوم بعد از ورود موکب ابهی به ادرنه واردشد (1)