باقر نجار کاشانی برادر استاد احمد – استاد
دو برادر بودند بنام های استاد باقر و استاد احمد که ذکر شان در تذکرة الوفا آمده و هر دو نجار و اهل کاشان بودند و برای مسافرت بغداد به اسلامبول برای عائله مبارک مشغول ساختن کجاوه شدند ولی از همراهان نبودند – استاد احمد نجار بعدا به ادرنه رفته ساکن شد و در شمار تبعیدیان به عکا فرستاده شد ولی برادرش استاد باقر نجار در بغداد ماند و جزو اسیران موصل شد و بعد از اینکه خلاص شد به عکا رفت استاد احمد نجار در نقشه برای نا بود کردن بابیان در عکا شرکت کرد. استاد باقر که از اسیران موصل بود دو پسر داشت بنام های حسین و علی اکبر نجار. (1) استاد باقر و استاد احمد نجار را نباید با دو برادر دیگر که آنها هم اهل کاشان بودند و در معیت جمالقدم به اسلامبول وادرنه رفته و بعداً جزو تبعیدیان به عکا رفتند و بالاخره هر دو در یکروز در قشله در اوائل ورود بواسطه بیماری جان سپری کردند. این دو فرد برادران پهلوان رضای قنداق ساز بودند. (2) این دو برادر اخیر که بنام های استاد باقر و استاد محمد اسمعیل نامیده شده اند هر دو خیاط بودند. و اما استاد باقر و استاد احمد نجار هم در عکا جان سپردند. حضرت عبدالبها در شرح حال این دو فرد مینویسند قوله الاحلی:
«هو اللّه
و از جمله مهاجرين جناب استاد باقر نجّار و جناب استاد احمد نجّار بودند * اين دو برادر پاک گهر از بدايت هدايت دست در آغوش يکديگر بودند و از اهل کاشان بودند ندای الهی شنيدند و خطاب الست را بلی گفتند * مدّتی در وطن خويش بذکر حقّ مألوف بودند و بعرفان و هدايت رحمن موصوف در نزد يار و اغيار محترم بودند و بديانت و امانت و زهد و تقوی مشهور و مسلّم * چون عوانان دست تطاول گشودند و عرصه بر ايشان تنگ کردند هجرت بعراق نمودند و بظلّ مبارک شتافتند بسيار دو نفس مبارکی بودند * مدّتی در عراق در نهايت تضرّع و ابتهال اوقاتی بسر بردند استاد احمد بادرنه شتافت استاد باقر در عراق بود بموصل اسير شد استاد احمد در معيّت مبارک بسجن اعظم آمد و استاد باقر از موصل بعکا هجرت کرد * هر دو برادر در پناه حقّ بودند و از هر قيدی آزاد در سجن بصنعت خويش مشغول شدند و از بيگانه و خويش در کنار بودند در نهايت سکون و وقار و ايقان و اطمينان در پناه رحمن با روح و ريحان ميگذرانيدند* اوّل استاد باقر صعود نمود و مدّتی بعد از او استاد احمد عروج کرد خلاصهء کلام اين دو برادر مؤمن و موقن ثابت و راسخ صابر و شاکر متضرّع و مبتهل در جميع اوقات توجّه بحضرت کبريا داشتند در مدّت اقامه در سجن قصوری ننمودند فتوری نياوردند بلکه در کمال فرح و سرور بودند و از جام طهور سرمست * چون صعود نمودند ياران دلخون و محزون گشتند و جميع از الطاف جمال مبارک طلب عنايت و عفو و مغفرت نمودند * هميشه مشمول بالطاف بودند و مؤيّد باسعاف جمال مبارک از هر دو راضی با اين زاد و توشه سفر آخرت نمودند و بجهان ابدی شتافتند * عليهما البهاء الابهی عليهما الرّحمة من الطاف الکبرياء و لهما مقعد صدق فی ملکوت الابهی* هر دو قبر معطّر در عکا است.» (3) در بغداد در زمان اقامت جمال ابهی دو برادر از اهالی کاشان میزیستند که شغل انها نجاری بود. آنها در ساخت کجاوه برای مسافرت عائله مبارکه به استامبول زحمات فراوان متحمل شدند ولی جزو کاروانیان نبودند و در بغداد ماندند. استاد باقر از اسرای موصل گشت و بعدا بعکّا شتافت و سنينی در جوار مبارک زيست وفات نمود و پسرانش در عکّا به نجّاری مشغول شده تخت و کرسی های وثاق ابهی ساخته ايشان است و دو پسر بزرگتر در اثر ترکيدن انبار مخزن بخار ماشين آسياب که در عکّا تأسيس کردند از ميان رفتند و پسر کوچکترش ميرزا حسين خانواده بر جای گذاشته صنايع نجّاری در روضه مبارکه و مقام اعلی و بيت ابهی از وی يادگار است تا از اين جهان درگذشت و عائله استاد احمد در کاشان برقرار ماندند و مدفن استاد باقر و پسران مذکورش در عکّا و مدفن ميرزا حسين در گلستان جاويد حيفا ميباشد و استاد احمد يکی از هفت تن مقدّمين در قلع و قمع معاندين پنجگانه عکّا بود (4)
منابع
بهاءالله شمس حقیقت، 410
بهاءالله شمس حقیقت، 206
تذکرة الوفا ، 116-118
ظ ح: 6، 662