جعفر کرمانی – ملا
ملا جعفر کرمانی از ازلیان و شخص دو رو در لوحی در باره او نازل قوله الاعزّ "جعفر کذّاب در آن ارض ظاهر فی الحقیقه جعفر کذاب این است نه آنکه از قبل باو نسبت داده بودند. ابنائش اخبث از او" و نیز در باره پسرش شیخ احمد روحی نازل قوله الاعزّ "این جعفر کرمانی گفته چند کتاب از نقطه اولی و فلان نزد من موجود است قل کذبتَ و ربِ الکعبه اَیمُ الله ببی انصافی تکلم نموده " (1) در الواح مبارکه حضرت بهاءالله به شخصی از کرمان بنام جعفر کذّاب نام میبرند که منظور ملاجعفر کرمانی بابی ازلی و پسرانش شیخ احمد روحی و برادرانش میباشند
ملّا محمّد جعفر کرمانی (ملّا جعفر کرمانی) (۱۲۴۱–۱۳۱۱ هجری قمری) معروف به شیخ العلماء، پسر ملّا محمّد، که از بابیان نخستین و شهیر و پیشنماز کرمانی بود که در آغاز ظهور این امر در کرمان شهرت یافت. در آغاز زندگانی چون پدر ذوق پسر را در تحصیل علوم دانست، وی را به مدرسه سپرد تا در جوانی به سِلک ملّایان بلد در آمد و پس از آنکه حاجی محمّد کریمخان از تحصیلات علمیّه در عراق عرب فارغ شده به وطن ورود نمود، در جمع تلامذهاش درآمد و مورد توجه خان قرار گرفت و پسر و پدر هر دو شیخی شدند. و چون خبر وفات سیّد کاظم به کرمان رسید ملّا محمّد جعفر به صدد تجسس رکن رابع افتاد و از خان شفاهاً و کتباً در این مورد سؤالات نمود از جوابش صفای باطن حاصل نشد و مورد بغض و تهدید خان قرار گرفت و او را مجبور کردند که بر منبر، خان را ستایش کند و از خطر قتل مصون ماند، تا آنکه ندای حضرت باب از کرانه شیراز برآمد و ملّا محمّد جعفر برای رؤیاهائی که مشاهده کرد و قرائنی که داشت بایشان متمایل گردید و با ملّا صادق مقدّس خراسانی که برای تبلیغ وارد کرمان شد مصاحبه کرد و داخل طائفه بابیّه گشت و همین که خان بر خیال و احوالش واقف شد بنای تعرض گذاشت و او چندی در خانه منزوی بود. به حاجی سیّد جواد امام جمعه و حاجی آقا احمد مجتهد ملتجی شد و به حمایت آنها از خانه بیرون آمد و به امامت جماعت و تدریس مشغول شد و ایّامی محفوظ از تعرضات بزیست. چندی بعد بواسطه تعرّض حکمران، به مشهد رفت و بعد مراجعت به وطن نمود و بالجمله ملّا جعفر از علمای بیان و موجب نشر این امر در کرمان گردید ولی با اعاظم اصحاب ملاقات و معاشرت نکرده و در هیچ یک از مراحل قیام و اقدام های خطرناک بابیّه داخل نشد و در ظاهر مقام ملّائی را برای خود محفوظ داشت و طریق احتیاط را مراعات کرد و کرسی فقه و اصول داشت. در زمان ظهور حضرت بهاءالله توقف کرد، پسرش شیخ احمد روحی که داماد ازل و متمایل باو بود. (2)
منابع
1. ا ث:3، 17
2. ظ ح: 3، 316 – 317