بازگشت صفحه اصلی

جلیل ارومیه ای اردوبادی – ملا

ملّا جلیل ارومیه‌ای، یکی از حروف حیّ و از طایفه شیخیّه دارای عظمت مقام و علم و در قزوین ساکن بود. ملّا جعفر قزوینی در بیان احوال او نوشته: ملّا جلیل اردوبادی بعد از واقعه ماکو، در قزوین ساکن شده در خانه حاجی ملّا ابو تراب واعظ منزل کردند، حضرت ربّ اعلی در حقّ ایشان فرموده‌اند ما صغر جسمک و کبر سؤالک، در قزوین تاهل اختیار کردند، یعنی آقا هادی پسر حاجی الله ویردی و حاجی اسدالله، زنی از خویشان خود به او دادند در واقعه ملّا تقی برغانی قزوین را ترک کرده و بعد از مدّت قلیلی در شمار اصحاب جناب ملّا حسین باب‌الباب در آمد و در وقایع قلعه شرکت کرد و در قلعه به درجه شهادت رسید.(1) از اصحاب و حامیان قلعه شیخ طبرسی که به شهادت رسیدند عبارتند، از ملّا جلیل ارومیه‌ای یکی از حروف حيّ که شخص عالم و فصیح و متدیّن بود دارای شجاعت و فصاحت بوده.(2) در قضیه ملّا تقی برغانی به مازندران فرار نمود و در همان جا شهید شد. (3)
در کتاب تاریخ ظهورالحق در مورد ایشان و در باره وقایع قزوین چنین ذکر شده که ملّا تقی برغانی به هیجان و غضب بر افروخته طلّاب مدرسه را برانگیخت به منزل ملّا جلیل ریختند گرفتار کرده به مدرسش کشیدند و اقدام به ضرب و تعزیر نمود و خبر به آقا هادی فرهادی رسید بی تأمل برادر کهترش آقا محمّد جواد و بعضی از اعوان پهلوان خود را همراه کرده به سوی مدرسه دویدند و برای اینکه در مدرسه از داخل بسته بود بر دیوار بر آمده از پنجره داخل شدند و آقا محمّد جواد خود را بر پاهای ملّا جلیل که به فلکه بسته چوب میزدند افکند و بانگ به اعوان زد که بلندش کنید و به چابکی ملّا جلیل را سر دست و دوش گرفته از مدرسه خارج شده به خانه خویش برد و محافظت و حمایت و رعایت کردند و این موجب شد که واقعه قتل ملّا تقی رخ داد. (4)
در وقایع مازندران که ملا جلیل ارومیه ای به شهادت رسیدند خلاصه کلام اینکه ملّا جلیل موقعی که اصحاب در کاروانسرای سبزه میدان توقّف داشتند، با ملّا صادق رشتی و ملّا احمد ابدال مراغه ای و آقا محمّد مهدی قزوینی و آقا میرزا محمّد علی قزوینی خدمت جناب باب‌الباب رسیده و باصحاب ملحق گشتند و در روز عید قربان که جناب قدّوس فرمودند باید اصحاب نماز بگزارند، ملّا جلیل قبله خود را حضرت قدّوس قرار داد، ملّا جلیل در تمام معارک و میادین جنگهای دفاعیه قلعه مانند کوه محکم با وجود جسم ضعیف ولی بنهایت رشید و شجاع، در شبی که قرار بود جناب باب‌الباب بجنگ عباسقلی خان بروند و اصحاب و ملّا جلیل در رکاب باب‌الباب بمیدان شتافته که او هم در همان گیرودار شهید شد، اعدا سر او را بریده و جسدش را آتش زده بودند. (5)
همانطوریکه ملّاحظه میشود ملّا جلیل ارومیه ای هم عالم و هم منقطع و هم جانباز بودند و بخون خود به حقّانیت ظهور حضرت رب اعلی شهادت دادند. دیگر چه دلیلی بزرگتر از ان میتوان انتظار داشت.
منابع
1. ظ ح: 3، 40
2. ت ن، 352
3. ی ق، 312
4. ظ ح: 3، 296
قبلی
بعدی