بازگشت صفحه اصلی

حسن خراسانی رضوی - حاجی میرزا

حاجی میرزا حسن رضوی خراسانی از علمای مؤمنین خراسان و از علمای مشهد بود به واسطه جناب ملا حسین ایمان اورد همه جا ملازم ایشان بود و در وقایع مازندران مستخلص و محفوظ ماند و بعد از شهادت حضرت ربّ اعلی در مشهد زیست و با جناب عظیم موانس بود و در وقایع سال 1268 گرفتار شد و به شهادت رسید و در توقیعی خطاب به او این بیانات مسطور است: «و انا لنعلم ما انشات فی علم الأصول ان اتکل علی الله و امح الکتب کلها و خذ عطاء ذکر اسم ربک هذا و کن من الشاکرین .... و لکل من صدق بایاتنا فرض این یمحو کل کتب القوم الا بعضا من ایات البابین من قبل حکم البدع و ان ذلک حکم عدل من لدن امام حی عظیم ان احملوا الکتب الی الأرض المقدّسه ثم انزلوا ها علی یم الفرات لیثبت قلوب المومنین من حکم الکثرة و لتکونن من الخاشعین ...» (1) حاج میرزا حسن رضوی خراسانی از علمای مشهور و معروف مشهد و طایفه ایشان بنام رضوی شهرت دارند. ایشان مرد بسیار دانشمند و فاضلی بود و دلالتش به نقطۀ بیان وسیله جناب باب‌الباب که تصدیق کرده ایمان آوردند و در رکاب ایشان جزو اصحابی بودند که در ظل رایت سود از خراسان به مازندران در آمده، در تمام وقایع بارفروش و خسرو قادیکلا و قلعه حضور داشته و در انتها سختی و گرسنگی را متحمل شده، در شب درگیری با خسرو قادیکلا و سوارانش، آدمهای خسرو مشغول لخت کردن حاجی میرزا حسن بوده و قصد کشتنش را داشتند، ولی همینکه صدای یا صاحب الزّمان اصحاب را شنیدند لباس های ایشان را برداشته فرار نمودند و جناب باب‌الباب چون آنحال را مشاهده نمودند لباسی بتن ایشان نمودند. جناب میرزا حسن رضوی را حضرت قدّوس از آن چهار نفر پیشنماز انتخاب کردند و اصحاب پشت سر ایشان نماز می‌خواندند. ایشان موقع کفن و دفن جسد مطهر باب‌الباب حضور و مشارکت داشته، پس از ختم امر قلعه موقعی که حضرت قدّوس از میدان دزوا باردو تشریف بردند، حاجی میرزا حسن نیز در معیّت ایشان بوده که سپاهیان دستگیر کرده و در کمال خواری و رسوائی به بارفروش بردند و اینقسم که معلوم است مهدیقلی میرزا در بارفروش ایشانرا به ملّا میرزا محمّد محلاتی بخشید و نجات یافتند (تاریخ میمیه)، هر چند تاریخ نبیل در این باره چیزی ننوشته ولی در سایر تواریخ ذکر ایشان ثبت شده. در موقع شهادت حضرت نقطۀ اولی، در مشهد اقامت داشته ولی چون از قبل با شیخعلی ترشیزی ملقّب به عظیم، دوستی صمیمانه و روابط نزدیک داشت لذا بطهران رفته اقامت گزید و همیشه با او حشر و نشر داشت و روابطشان بسیار گرم بود، اتفاقاً در وقایع ملحمه کبری گرفتار آدمهای حاجی علیخان حاجب الدّوله شده و بشهادت رسید و در روزنامه وقایع اتفاقیه شماره 82 مورخ پنجشنبه 10 ذی قعده 1268 شرح شهادت ایشان مفصلاً ذکر شده.(2)
منابع
1. ظ ح :3، 136-137
2. ت ش ا: 2، 78-79
قبلی
بعدی