ابراهیم ابتهاج الملک گرگانی ساکن رشت و طهران – میرزا
از برکت وجود ابتهاج الملک و برادر های سردار منصور و حضرات باقر اف ها اوضاع رشت در حدود سنوات 1320 ش خوب بود (1) ابتهاج الملک یکی از نامداران مؤمنین رشت است (2) مشهورین مبلغین سیار در نزد ایشان اقامت میکردند از جمله حاجی میرزا حیدر علی و میرزا محمود زرقانی بقصد زیارت از راه نخجوان و تفلیس روانه شدند و بعد به عشق آباد وارد شده از احبا ملاقات بعمل آوردند و هنوز وارد نشده بودند که خبر نقض جمال بروجردی علنی شد و جناب فروغی هم در عشق آباد بودند و شب عید نوروز بود و قصد ارض اقدس داشتند و جناب فروغی بانها گفتند که بهتر است به طهران مراجعت کنند در سر راه در منزل ابراهیم خان ابتهاج الملک وارد شدند و بعد بطهران وارد و مجددا عازم زیارت شدند. (3 از معاريف بهائيان ميرزا ابراهيم خان گرگانی ابتهاج الملک متدين و منشی خوشخطّ و محاسب بوده همراه ميرزا سيّد تقی معاون الممالک بن ميرزا سيّد حسن تفريشی از مؤمنين متقدّمين که وزارت عبدالله خان والی داشت برای ادارۀ حکمرانی گيلان رفتند و در حدود سال 1302 بواسطه عندليب فائز بعرفان و ايمان گرديد و نزد برخی از اعضاء دائره حکومت اندکی نقاب از وجه عقيدت برکشيد و آنان توافق کرده برقابت و عداوت و امتحانش خواستند و مجلس بزمی بياراستند و به ميگساری برخواستند و چون نوبت شرب رام بميرزا ابراهيم رسيد و ابا نمود با گوشه بيکديگر نگريسته باشاره فهماندند که آنچه در باره اش شنيدند صدق بود او پی بمنظورشان که تهيه فساد و ايقاد نائره عناد بود برده بی تأملّ جام باده را گرفته گوشۀ لب تر کرده چنين گفت حال که نشانه اسلام پرستی می و میگساری شد من هم بجرعه ای از آن مقام مسلمانی خود را ثابت مينمايم معذالک طولی نکشيد که از دائره حکومت خارج گرديد و پيشکاری بيگلر بيگی رشتی را که تمامت گمرک ناحيه شمال را باجاره داشت در عهده گرفت و املاک و دهات بيگلر بيگی را نيز اداره کرد و بدينرو مالکيت و ثروت و شهرت فيمابين اهالی گيلان حاصل کرد و با ديانت و امانت و حسن اخلاق و فصاحت و قدرت و عظمت نزد مردم وجاهت يافته همه گونه مساعدت نسبت ببهائيان ونصرت نسبت بامر ابهی نمود و کثيری را تبليغ کرد و بعد از غروب شمس جمال ابهی سفری بارض عکّا شتافته مدّتی در جوار عنايت و افضال حضرت عبدالبهاء زيست و عودت نموده در سال 1320 ه ق که در رشت باقدام بعضی از ملاها برای اهل بها فتنه برخاست بحکم وليخان تنکابنی نصرالدّوله ( سپهدار سپهسالار ) حکمران گيلان تبعيد به طهران شد و بالجمله سالها عضو محفل روحانی رشت و مصدر انواع مساعدت و خدمت و مرکز رتق و فتق امور امريه و محلّ توجّه و عنايت مراکز امر بود و الواحی کثير از بيانات ابهی و حضرت عبدالبهاء در حقشّ موجود است و بالأخره در سال 1339 بدست بعضی از جنگليهای معروف در قريهٴ واقعه بقرب رشت که متصرّفه اش بود شهيد و در قم مدفون گرديد و خانواده واسعه محترمه ابتهاج بر جای گذاشت. (4) میرزا ابراهیم گورکانی ابتهاج الملک و دو پسرش بهائی بودند ولی بعداً منحرف شدند پسر بزرگتر غلامحسین ابتهاج که شهردار طهران شد و رئیس دائره سیاحت و پسر جوانتر ابوالحسن ابتهاج رئیس بانک ملی ایران بود و بعد سفیر فرانسه و رئیس سازمان برنامه (5)
یادداشت ها
1. م ﮬ: 4، 550
2. م ﮬ: 1، 385
3. م ﮬ: 8، 159
4. ظ ح: 6، 959-960
5. ج ب: 1، 339