ابراهیم خلیل سبزواری شریعتمدار پسر حاجی میرزا اسمعیل - حاجی میرزا
میرزا ابراهیم سبزواری شریعتمدار از مؤمنین امر در خراسان بود (1) در اوائل قرن چهاردهم هجری قمری در سبزوار چون بعلاوه بهائیان شهیر از اهل بلد جمعی دیگر نیز از معاریف احباب بلاد اخری مانند حاجی محمّد کاظم از اصفهان و حاجی عبدالرّسول از یزد و غیرهما در آنجا اقامت جسته بتجارت مشغول شدند و بدینطریق گروهی از شناخته شدگان اینطائفه تجّمع یافته تبلیغ کردند و حاجی میرزا ابراهیم شریعتمدار مجتهد مقتدر شهیر بلد با رعایت احتیاط از رقبا و اعداء ملجاء و ملاذشان بود (2) ابراهیم شریعتمدار سبزواری از معروفین و مشهورین مؤمنین سبزوار میباشند - به " سبزوار، مؤمنین – دو شخص مهم" رجوع شود (3) وی در خفا مؤمن بامر مبارک بود (4) حاجی میرزا شریعتمدار از احبای سبزوار مجتهد و صاحب نفوذ کلام و مرتبه و مؤمن بامر مبارک(5) که شهرت فراوان دارند و همیشه از احبا حمایت مینمودند (6) باین حساب همه تاریخ نویسان در حمایت او از احبا و نقشی که در دوران خودش در سبزوار بازی کرد از خصوصیات زندگانی و ایمان او شناخته شده. نبیل اعظم در سفرش به خراسان در سال 1282 در حالی که از سبزوار عبور میکرد میرزا محمد قلی مستوفی مطالبی از زبان نبیل به حاجی میرزا ابراهیم شریعتمدار سبزواری که مجتهدی صاحب نفوذ بود نوشت و به یکی از قربای مجتهد که خود او برای سرکشی به آنجا رفته بود فرستاد و آن نوشته مقبول افتاد و به امرالله اقبال کرد (7) در اوائل امر در سبزوار حاجی میرزا ابراهیم شریعتمدار سبزواری (1819-1898) سراً ایمان داشت و حامی امر بود (8) در خراسان جمعی كثير از وعّاظ وعلما ايمان داشتند واز تضييقات وارده قبل از وقوع جلوگیری می کردند واز آن جمله سيّد جليل حاجی ميرزا ابراهيم خليل سبزواری بود كه شرافت حسب ونسب را توأم كرده در علم وفضل وشهرت وقدرت سرآمد همگنان شد (9) وی از رجال معظم سبزوار و پسر حاجی ميرزا اسمعيل از اعاظم فقهاء مقتدر متنفّذ و ساكن سبزوار بود وباجلالت مقام وثروت تمام امامت جماعت ومرجعيّت و رياست وافادت داشت ودر ايّام اقامت حضرت نقطه اولی در خانه ميرسيّد محمّد امام جمعه اصفهان به شرف ملاقات فائز گشت وبه حليه عرفان وايمان بديع متحلی گرديد ولی مراعات مقتضيّات زمان را نموده كتمان عقيدت كرد ومكرّراً از آحاد اين حزب در مواقع خطر حمايت و رعايت به عمل آورد و با همه احتياط به نام بابی مشتهر گشت و رقبا از فقهاء سعايت وشكايت نزد ناصر الدّين شاه بردند که ميرزا از بابيان صميمی وثابت است و به علّت او مسلمين به ضلالت افتاده و شاه به علّت حسن عقيدت وارادت که به او و مقام علمش داشت آن نسبت را قبول ننمود گفت هرگز مانند ميرزا عالم نيرومندی را چنين نسبت نتوان داد وبالجمله مجتهد مذكور به واسطه حاجی ميرزا حيدر علی ونيّر و سينا مبلّغين شهير بهائی در امر اقدس ابهی عرفان جدید وايمان يافت و تا آخر العمر به نوع مذكور در سبزوار ميدرخشيد تا از اين جهان در گذشت. حاجی ابراهیم دو برادر ناموافق و عنود داشت حاجی ميرزا عبدالكريم وحاجی ميرزا محمّد علی که در صدد ایذاء احباء در آمدند. (10)
یادداشت ها:
1. ت خ، 104
2. ظ ح: 5، 426
3. ا ث:3، 210
4. م ح: 1، 427
5. م ﮬ: 1، 67
6. ت س، 227
7. م ﮬ: 10، 295
8. ج ب:1، 160
9. ظ ح: 6، 23
10. ظ ح: 6، 130