بازگشت صفحه اصلی

حسین معلم پسر محمد جعفر یزدی - حاجی میرزا

جناب حاجی میرزا حسین معلم پسر آقا محمّد جعفریزدی میباشند که بعد از تحصیل مقدمات علوم پدرش ایشانرا برای ادامه تحصیلات به نجف اشرف و کربلا فرستاد و مدت بیست سال تحصل علوم نمود تا خود مدرس شد و در آنجا اسباب عبا بافی فراهم آورده و چند نفری را مشغول و در آمدی برای خود بوجود آورد و متاهل شده و به مکه رفته و به کربلا مراجعت نمود و بعد بایران مراجعت و در طهران در مجلس درس حاجی ملا هادی حاضر شده و ایرادی میگیرد و جوابی میشنود که از عهده تحلیلش باز می ماند و در جستجو و تحقیق با جناب ملا علی اکبر سمنانی و ابن ابهر و سایر احبا رسیده و در باره نبوت خاصه سئوال میکند و موفق به ایمان میشود و عمامه را به کلاه تبدیل میکند و از اموال وزوجه و فامیل در کربلا میگذرد و به یزد میرود و عیال دیگر میگیرد که مادر آقا عنایت الله است و به شغل نساجی مشغول و به تدریس در منج مشغول و در سنه 1313 وارد عشق آباد میشود زوجه ایشان دختر آقا محمد علی یزدی است از محله فهادان صاحب سه پسر و یک دختر. دختر ایشان زوجه مشهدی جبار نعلبند براغوشی و صاحب الواح هستند (1) حاجی میرزا حسین معلم یزدی نام پدرشان محمّد جعفر صاحب کارخانه نساجی سواد فارسی و مقدمات عربی را درمدارس یزد فراگرفتند و بعد بدون اجازه پدر عازم اصفهان شده و اوّل در مدرسه چهار باغ شروع به کسب علم کرد و بعد در اصفهان خودش کارخانه عبا سازی درست کرد و بعد به سفر حج و به عراق برای کسب معارف رفت و از آنجا به طهران ومشهد یزد مسافرت کرد و در یزد دو پسر عمو داشت که مؤمن بودند و بعد از ملاقات ها با احباب و جناب ورقای شهید مؤمن بامر مبارک شد و گرچه خانواده در کربلا داشت به دختر عم خود مریم سلطان ازدواج کرد بنا به پیشنهاد جناب افنان به منج رفتند و در آن ده شروع به تربیت اطفال نمودند اجازه تشرف حاصل نمودند ولی حضرت بهاءالله صعود کردند و موفق بزیارت نشد – سرورالله فوزی نوه ایشان میباشند – بعد با زوجه خود و فرزندان منور و عنایت الله در سال 1312به عشق آباد برای تعلیم کودکان رفتند. در سال 1312 برای زیارت حضرت عبدالبها عازم ارض اقدس شدند
"زمین اعظم" نام زمین مشرق الاذکار بود و بهترین نقطه شهر و ملک وسیعی بود که از یک ترکمن خریده بودند که اسمش اعظم بود بهمین علت آنرا زمین اعظم نامیدند و مدرسه ای در این محل تاسیس و بعد حاجی به مرو رفته دو سال اقامت کردند و مشغول به تعلیم اطفال بودند و مراجعت به عشق آباد نمودند و احبای عشق آباد با کسب اجازه رسمی از دولت و حضرت عبدالبهاء یک مدرسه در سال 1896 تاسیس کردند معلمین دیگر مانند شیخ حیدر سلیمانی و میرزا تقیخان فرزند ایادی امرالله ادیب طالقانی –جناب حسینعلی احمد اوف پدر دکتر امین الله احمد زاده که از زیارت حضرت عبدالبها مراجعت کردند. شیخ احمد اسکوئی معلم (سلیمی ) که در عشق آباد به تدریس در مدارس بهائی مشغول بود – حبیب الله یزدانیان پسر خاله منور خانم که شرح حال جناب معلم را برای آقای فوزی تهیه کردند فوت ایشان در سال 1304 شمسی در عشق اباد صعود کردند. سنوات عمر جناب حاجی از یک قرن تجاوز کرد. منور خانم دختر جناب حاجی و مادر سرورالله فوری بودند که شرح حال ایشان را نوشتند
جناب معلم در بغداد دو سال با احمد صاحب لوح احمد عربی هم اطاق بودند – فرزندان جناب معلم : منور خانم عنایت و جلال و حشمت الله که حشمت الله در حدود بیست و پنج سالگی فوت میکند و جلال در دوازده سالگی فوت میکند – مریم سلطان زوجه ایشان که بردارش محمد رضا و برادر زاده اش محمد جواد در یزد بشهادت رسیدند
لوحی است از حضرت عبدالبها که بنظر میرسد باعزاز مریم سلطان خانم نازل شده – عنایت الله پسر معلم که در صنعت حروف چینی ماهر بود و کتاب کشف الغطا بدست ایشان حروف چینی شده. مریم سلطان خانم باتفاق دیگر احبا در سال 1317 ش از عشق آباد بایران تبعید شد و در این تبعید همسر عنایت الله و سه فرزندش همراهشان بودند . و مریم سلطان خانم پس از چند ماه ورود بایران فوت میکنند. عنایت الله که به قزاقستان شمالی بعنوان زندانی فرستاده بود بعد از پنج سال آزاد و بایران تبعید گشت و در سال 1945 وفات کردند. (2)
منابع
1. ت ع، 430
2. م ﮬ: 6، 396 – 428
قبلی
بعدی