حیدرعلی صنیعی اسکوئی - آقا میرزا
آقا میرزا حیدر علی صنیعی اسکوئی از مشهورین بهائیان محل خود و آذربایجان هستند که در سبیل تبلیغ امرالله جانفشان بودند. اقا حیدر علی اسکوئی فرزند کربلائی حسن مطنقی - کربلائی حسن صاحب سه پسر کاظم و ابوالقاسم و حیدرعلی – جناب حیدر علی در مطنق در سال 1282 ه ق متولد شد – کربلائی حسن در زمانیکه میرزا حیدر علی طفل بوده به اسکو کوچیده و ساکن میشوند و ایشان در همین محل به مکتب رفته و تحصیلات مقدماتی را فرا گرفتند و بعد کربلائی حسن به گنجه رفته و مقیم آن شهر می شود و در همین محل بود که شخصی از مؤمنین بنام مشهدی علی اسکوئی از ارض اقدس مراجعت کرده در گنجه وارد شد و کربلائی حسن و شخص دیگری بنام کربلائی عباس در گنجه بواسطه این ملاقات ها مومن شدند و مالا سه پسر کربلائی حسن به فوز ایمان نائل گشتند یعنی کاظم و ابوالقاسم و حیدر علی و بعد جناب میرزا حیدر علی تعدادی از جوانان را قریب به پانزده نفر در اسکو تبلیغ کردند و در عرض سه سال تعداد احبای اسکو به پنجاه نفر رسیدند و ابن دخیل مطلب را به ساحت اقدس ابهی نوشت و لوحی نازل "یا حیدر قبل علی ول وجهک شطر البیت و قل الهی لک الحمد بما سقیتنی ... » بعد از وقایع سال 1300 در سال 1303 ه ق در اسکو آشوب شروع شد و مشهدی اصغر میلانی و محمّد جعفر اسکوئی عازم عشق آباد شدند و جناب حیدرعلی ومشهدی یوسف میلانی و تعدادی دیگر از احبا نیز عازم عشق آباد شدند و ایشان درزمان شهادت محمد رضا اصفهانی در عشق بودند تا اینکه صعود جمال اقدس ابهی واقع شد بعدا خبر رسید که پدرشان در اسکو صعود کرده قصد مسافرت از راه مشهد به اسکو داشتند ولی بواسطه وقایعی که اتقاق افتاد سفر انجام نشد و بعد خوابی دید و چون اجازه تشرف داشت تصمیم بزیارت حضرت عبدالبها گرفت و باتفاق مشهدی محمد علی و محمد قلی اردوبادی و مشهدی فتح الله بنابی از راه بادکوبه و باطوم در پائیز سال 1310 ه ق بسمت ارض اقدس حرکت کرد – در ان زمان میزا محمد که سمت خادمی مسافرخانه را داشت و مرد فاضلی بود و دید که ایشان خط خوبی دارند هنر ایشان مقبول افتاد و مشغول استنساخ شد در عرض این مدت مطالب زیادی شنید مطالبی را که جناب میرزا حیدرعلی شنید: داستان شیخ محمود عرب چون ایشان ترکی نمیدانستند ترجمه میشد و داستان اجاره املاک و ملخ ها که محصولش را خوردند - شیخ محمود پدرش مفتی عکا بود و او به شیخی ارادت میورزید ان شخص به مفتی گفت که عنقریب صاحب جهان به عکا وارد میشود – تعدادی داستان های جالب دیگر – در آنجا بودند که جناب عنایت الله مازندرانی علی آبادی برای زیارت آمدند . جناب علی ابادی در اهر بسمت نایب الحکومه منصوب می شوند عباسقلی خان قاطر چی از مومنین دوران حضرت اعلی باعث تبلیغ و هدایت جناب عنایت الله علی ابادی میشود – در ایام اقامت و زیارت جناب میرزا حیدرعلی میرزا محمد مسافرخان صعود می کند و درویش محمد علی نامی خادم مسافرخانه می شود . جناب میرزا حیدر علی نزدیک یکسال مشرف و با سید مهدی گلپایگانی و دیگران مراجعت و بمجرد رسیدن باسکو متوجه میشود که رئیس اشرارکه نامش شیخ احمد سلیمی بوده به امرالله ایمان آورده ملا ولی الله اهل مراغه از اجله مومنین بوده و قبل ازایمان مسجد و منبر و تابعین داشته و مدتی در تبریز بوده وبا جناب میرزا حیدرعلی ملاقات کرده. تعداد مومنین درنزدیکی های ایروان به دویست نفر رسید و مشهدی عبدل قره باغی برای عمیق کردن آنها از عشق آباد به ایروان آمد وبعد میرزا حسین طوطی مراغه ای از مؤمنین و مبلغین به آن محل رفت باعزاز میرزا حیدر علی اسکوئی چهار لوح از حضرت بهاءالله و پنجاه لوح از حضرت عبدالبهاء عز نزول یاقته. جناب نیک فرجام از مؤمنین که بدیدن جناب میرزا حیدرعلی میرود در سال 1330 ه ش مطابق 1371 ه ق و با هم زیر کرسی مینشنند و بعد از چند ساعت ایشان در سن بیش از هشتاد سال فوت می کنند و در اواخر تصور میرود مرض الزامر داشتند – ایشان ده فرزند که دو دختر در زمان حیاتشان فوت می کنند و چهار پسر و چهار دختر باقی می مانند – پسرانشان مجید و داود و توفیق و حمید و دخترانشان جملیه و مریم و روحیه و کمالیه (1) در سال 1306ش (1346/1345) ناشر نفحات الله میرزا حیدر علی صنیعی اسکوئی در تویسرکان به اشاعه مرالله مشغول بودند قبلا بواسطه مساعی جناب میرزا حیدر علی اصفهانی تعدادی از خوانین مانند عباس خان سگوند و ولی خان سگوند تصدیق نموده بودند (2) آقا میرزا حیدر علی صنیعی اسکوئی از مشاهير احبای قريه اسکو میباشند. آقا ميرزا حيدر علی صنيعی اسکوئی در آغاز جوانی بواسطه کربلائی عباس نام در حدود سال ۱۳۰۳ ه ق ايمان بامر ابهی يافت و با ملاقات ومصاحبه معاريف بهائيان در مراتب عرفان وايمان ترقی نمود و عد ه ای را در اسكو وتبريز وغيرهما خصوصا برادران خود آقا كاظم وآقا ابو القاسم را رهبری كرد و نوبتی در مياندوب برای عقيدت وايمان به حبس افتاد ودر سال ۱۳۰۷ ه ق به عشق آباد رفته اقامت جست وپس از غروب شمس جمال ابهی بعکّا شتافته ايامی در جوار عنايت حضرت غصن اعظم بسر برد و آنگاه به تبريز عودت كرد وتجارت گاهی مستقلا وايامی در تجارتخانه برادران احمداُف هنگامی در شركت اميد پرداخت وزبانش در قدمت تبليغ مشهور گشت وپيوسته در حَضَر وسَفَر در بلاد آذربايجان وغير ها نفوس کثيره را به آئين آلهی در آورده و به آن دمساز وسرافراز گشت (3) میرزا حیدرعلی اسکوئی در سال 1893 به عکا برای زیارت مسافرت کرد و مدت نه ماه الواح و اثارکه مبارکه حضرت بهاءالله و عبدالبهاء را استنساخ میکرد و بعد به اسکو مراجعت کرد و دو سال توقف نمود و در ابلاغ امر به شیخی ها موفقیت حاصل نمود و به تبریز رفت و تجارتی را که عباس اوف ها (مشهدی علی اکبر میلانی عباس اوف) ترک کرده بودند در هنگامی که به عشق آباد مهاجرت کردند او عهده دار شد (4) یکی از کسانی که بعد از شهادت حاجی محمد رضا اصفهانی درعشق آباد داد خواهی نموده عریضه را امضا نموده و در سود گفتگو کرده اند بغیر از مشهدی ابراهیم و جناب میرزا ابوالفضل آقا میرزا حیدر علی اسکوئی بودند. (5)
منابع
1. م ﮬ: 5، 137 – 229
2. ت ه، 168
3. ظ ح: 6، 9 همچنین ظ ح: 6، 1018
4. ج ب: 1، 390
5. ظ ح: 5، 381