بازگشت صفحه اصلی

ابوالحسن شیخ الرئیس – میرزا

شاهزاده ابوالحسن میرزا ملقب به شیخ الرئیس و متخلص بحیرت پسر محمّد تقی حسام السّلطنه فرزند فتحعلیشاه است که در صفحات بروجرد حکومت میکرده نام مادرش خورشید بیگم و پدر این زن سهراب خان گرجی از بزرگان قفقاز بوده است که در هنگام فتح تفلیس بدست محمّد خان قاجار اسیر گشته. جناب شیخ الرئیس در سال 1264 ه ق در تبریز متولد شد در شهرهای مختلف به تحصیل مشغول شد و در سن بلوغ او را در مدرسه نظام گذاشتند ولی بان میلی نداشت و سپس به کربلا و نجف رفته اجازه اجتهاد گرفت به مکه رفت و حاجی شد و بایران برگشت و در مشهد ساکن شد و احوال بهمین منوال میگذشت تا اینکه آصف الدوله شیرازی به حکومت خراسان منصوب شد و با او میانه اش بهم خورد و به قوچان نزد شجاع الدوله گریخت و این شجاع الدوله قلبا به امر مبارک ایمان داشت – والده جناب شیخ الرئیس مؤمن بامر حضرت باب بوده – برادر جناب شیخ الرئیس نیز بواسطه مادرشان (مادر هر دو نفر) بامر مبارک مؤمن بوده اند. در تاریخ حضرت صدرالصدور تالیف نصرالله رستگار چنین ثبت شده که ایشان بعد از مدّتی که دشمنان بر ایشان تاختند به عشق آباد رفتند و از آنجا برای حج رفت و در مراجعت در اسلامبول توقف نمود – در سال 1309 ه ق به عشق آباد کوچید – مجددا به سیر و سفر و حج و اسلامبول و حتی به عکا رفت ولی قدر و منزلت حضرت عبدالبهاء را نمی دانست ولی بعد از چندی دریافت. حضرت عبدالبها در لوح ابن ابهر می فرمایند:«نفوس مهمه را مانند حضرت استرا بادی و شخص جلیل خراسانی بی نهایت مکتوم نمائید و مستور دارید حتی بمحرمان اسرار نیزذکری نکنید و آن نفوس مهمه را نیز وصیت کنید و تاکید نمائید که خود را شهرت ندهند و بکمال حکمت حرکت کنند باین قسم موفقترند و مؤید تر شوند این مسئله را بسیار مهم شمرید» از آنجا بهند و بسال 1311 در بمبئی وارد شد و در سال 1312 ه ق به شیراز آمد و رحل اقامت افکند و خود را وارد سیاست کرد و در زندان محمّد علیشاه گرفتار شد و بعد آزاد شد در طهران در سنی متجاوز از هفتاد وفات کرد – تو بزرگی و در آینه کوچک ننمائی (1) شاهزاده ابوالحسن میرزا شیخ الرئیس (1848 – 1918) نواده فتحعلی شاه قاجاراست. وی فردی ادیب و دانشمند بود و در نظم فارسی و عربی قریحه و قلمی شیوا داشت توسط مادر خورشید بیگم با ادیان بابی و بهائی آشنا شد و معاشرتش با برادران مستوفی و بعد ها با امیر حسین خان شجاع الدوله باعث ایمان و تحکیم اعتقاد وی به دیانت بهائی گردید. افتخار دریافت لوح از حضرت بهاءالله و الواح متعدد از حضرت عبدالبها دارد. وی زندگانی پرماجرائی داشت و بارها به خاطراعتقادات خود به زندان رفت و یا مجبور به ترک خراسان و سفر به ممالک وشهرهای دیگر شد. مدتی در استانبول اقامت کرد و با اطرافیان سیّد جمال الدین اسد آبادی آشنا گردید و رساله اتحاد اسلام را نوشت. از آنجا به عکا به حضور حضرت عبدالبهاء رسید و سپس روانه هندوستان شد و سرانجام در شیراز اقامت کرد. اما از آنجا نیز اخراج گردید. وی در انقلابات سیاسی عصر خود شرکت می کرد و از مبارزان مشروطیت محسوب می گردد. همانطور که دیدیم به سبب انتساب و شهرت به دیانت بهائی مورد صدمات و گرفتاریهای متعدد قرار گرفت. آثارنظمی وی در دو جلد به نام منتخب نفیس از آثار شیخ الرئیس و گزیده ای از سروده های شیخ الرئیس قاجار در دست است (2) شاهزاده شیخ الرئیس قاجار مؤمن بامر مبارک و صاحب الواحی چند از جمالقدم است. وی شاعر و ادیب و مردی عالم و مورد احترام خاص و عام بوده. هر چند از دخالت در سیاست نهی شدید از جانب مرکز میثاق شده بود ولی در دوران محمد علیشاه در سیاست دخالت کرد. محمد علیشاه او را محبوس و مغلول نمود. شاه او را خواست و او اعتراف کرد که بر خلاف امر مولای خود عمل کرده و شاه او را بخشید و او را آزاد کرد. شیخ الرئیس توسط میرزا محمد رضای سبزواری، مؤتمن السلطنه، وزیر خراسان بتصدیق امر مبارک فائز و در ایامی که در قوچان بود لوحی از جمالقدم باعزازش نازل شد. پس از وفات در آرامگاه حضرت عبدالعظیم مدفون گردید. (3)
یادداشت ها:
1. م ﮬ: 7، 419 – 447
2. م ه : 7، 419 همچنین ت خ، 438 – 439
3. ت نج، 258
منابع
1. م ﮬ: 7، 419 – 447
2. م ه : 7، 419 همچنین ت خ، 438 – 439
3. ت نج، 258
قبلی
بعدی