رضا اردکانی – شاطر
شاطر رضا اهل اردکان بود و در اوائل ظهور امر حضرت باب باین دیانت گروید و بواسطه آزار بالاخره راهی بغداد برای زیارت شد ودر جوار بیت مبارک یک دکان نانوائی بازکرد نان مورد احتیاج عائله مبارکه و سایر احبا را تامین مینمود پس از عزیمت جمالقدم از بغداد به اردکان مراجعت نمود و بکار نانوائی ادامه داد مدتی به یزد رفت وبالاخره در سنین بالا دراردکان درگذشت؛ در سفر آخر جناب وحید دارابی به یزد درسال 1266 تعدادی نفوس به امرمبارک گرویدند از جمله شاطر رضا اردکانی (1) شاطر رضا درکوچه ای که بیت مبارک در آن قرار داشت منزل داشت و در منزلش یک آسیا که با دو اسب کار میکرد و آرد برای خبازی تهیه می نمود و با برادر و پدر نود ساله اش محمد صادق که تازه از اردکان وارد شده بود این کار را میچرخاندند و پدر همیشه باعث سرور جمال ابهی بود (2) ایشان از مؤمنین دوره اوّل بودند که در اوّل ظهور حضرت نقطه اولی تصدیق امر مبارک نمودند و به خدمت امر قائم بودند و چند مرتبه به حبس و زندان افتادند و در دارالسلام بغداد به حضور مبارک مشرف شدند و در قرب بیت مبارک دکان نانوائی باز کردند و دو سال بهمین منوال گذشت و مرخص شدند و به اردکان آمده دکان خبازی باز کردند و بالاخره در اردکان صعود کردند پسر ایشان آقا علی اکبر به مُنج بوانات تشریف بردند و تاهل اختیار کرده و ساکن شدند (3) ديگر شاطر رضا اردکانی در ايام حضرت مبشرّ اعظم فائز بايمان بديع شد و خلوص نيت و قوّت روحيه يافت و بنام بابی مشهور نزد اهالی گشت و مورد تعرّض و تعدّی متوالی گرديد چندين بار دستگير و حبس حکومت شد و از چنگ اعدا رهائی حاصل کرده مدّتی در کوه و صحرا و اطراف قری بسر برد و چون خبر قيام ابهی در عراق عرب به سمعش رسيد خويش را بدانسو کشيد و در جوار محبوب مقتدر پناه جسته تقريبا دو سال در بغداد زيست در قرب بيت ابهی دکهّ نانوائی بازکرده نان مصروف بيت مبارک و احبّای مجاور و زائر را می پخت و آنگاه اجازت گرفته به اردکان برگشته مشغول به خبّازی شد و اهالی باز به تعرّض و تعدّی برخاستند و اشرار بصدد هلاکش قيام کردند و او بشهر يزد رفته اقامت جسته به شغل نانوائی اشتغال کرد و آخر الامر دچار ضعف و پيری شده و در اردکان درگذشت (4)
منابع
1. ظ ح: 3، 367 همچنین خ م، 23 همچنین ظ ح: 4، 194
2. ظ ح: 4، 265
3. ت ی، 54
4. ظ ح: 6، 828