بازگشت صفحه اصلی

رضا قلی خان افشار- میرزا

میرزارضا قلی خان افشار پسر سلیمان خان افشار حاکم قلمرو افشار که از مشاهیر و متمولین و صاحب خدم و حشم بود و جمال قدم را در بغداد زیارت کرده بود. نبیل اعظم در سفر پنجمش به ایران در آذربایجان به صائن قلعه رفته و او را ملاقات کرده و اخبار اظهار امر جمالقدم را باو رساند و پس از ترک آن محل ابا بصیر که نامش نقدعلی بود را ملاقات کرد و سپس نزد سلیمان خان رفته و رضا قلی خان را هم طلبیده و پدر و پسر را بهم نزدیک کرد و این در نوروز سیم شوال 1281 هجری بود و سپس آنجا را ترک کرده به کرمانشاه رسید وشیخ سلمان و سید هاشم عطار را دید که عازم اصفهان می باشند (1) رضا قلی خان سرتیپ افشارابن حاجی سلیمان خان شمخال خان پدرش بغایت محترم بود و به وفور ثروت در صائین قلعه (شاهین دژ) افشار میزیست و از اخلاص کیشان شیخ احسائی بود بعد از وفات سیّد اخلاص به حاجی محمد کریمخان پیدا کرد و دختر سیّد رشتی را به نکاح پسرش رضا قلی خان درآورد. سلیمان خان افشار در ایّام حج 1260 برای زیارت و حج مکه رفت و حضرت باب اعظم را زیارت نمود و حضرت به او ابلاغ امر فرمودند ولی اقبال نکرد ولی رضا قلی خان پسرش که مامور انتقال حضرت باب از چهریق به تبریز بود مؤمن شد (2) سرتیپ رضا قلی خان افشار در صائن قلعه ساکن و حرم او دختر حاجی سید کاظم رشتی بود (3) نبیل اعظم در مراجعتش از شیراز پس از عبور از اصفهان و کاشان به طهران وارد شدو احبا از جمله میرزا حسین خان منجم باشی با رضا قلیخان که در زندان افتاده بود آمد و شد داشت و نبیل قصد دیدن او را کرد و در راه پدر جان قزوینی را هم ملاقات کرد و گفت در دکان آقا علی کاشانی تا غروب منتظرش باشد و این زمان شب عید 1283 ه ق بود بعد از یکی دو ملاقات با رضا قلی خان با او خدا حافظی کرد و با پدر جان عازم قزوین شد.(4) از واقعات سال 1297 فتنه گردنکشی شیخ عبیدالله کرد از قبیله بلباس در ناحیه هکاری اکراد عثمانی روی داد و تعصبات و ضدّیت مذهبیه موجب انواقعه مؤلمه گردید و ضررهای مالی بسیار باحبای آذربایجان رسید و اجمالی از ما وقع این است که در سنین قبل ایامیکه سرتیپ رضا قلیخان افشار ابن حاجی سلیمان خان صائن قلعه در طهران بود و عزم مراجعت بوطن و نشر این امر فیما بین اهل افشار نمود و تصادفا میرزا محمود نراقی مهاجر با عائله اش وارد طهران شد و حسب میل خان و احبای طهران نامزد برای این مقصود شده با عائله اش پس از حرکت خان به افشار رفتند و در آنجا قرار گرفته علم تبلیغ برافراخت و با بستگان خان و خوانین انجا خصوصا مذاکرات این امرو مطالعه الواح و آیات مستمر داشت و پس از چندی اتفاقا آقا میرزا عنایت الله علی آبادی از طرف مظفرالدین میرزا ولیعهد و والی آذربایجان برای رسیدگی باختلاف و منازعات واقعه در افشار از تبریز وارد بررضا قلیخان شد و برخی دیگر از مشاهیرو شناخته گان اینطائفه نیز ورود کرده محفل شور و اشتعال آراسته گشت و بتبلیغ پرداختند و حاجی سلیمانخان که از متعصبین اتباع حاجی محمد کریمخان بود خبر یافت و بولیعهد که نیز از معتقدین شیخیه بشمار میرفت شکایت و سعایت نمود که رضا قلیخان و بابیه در افشار قصد خروج دارند لاجرم حکم ولیعهد بحرکت رضاقلیخان از صائن قلعه و احضار میرزا عنایت الله بتبریز و رفتن اقا میرزا محمود به یلقون اقاج که مرکز اقامت حاجی سلیمانخان بود صادر گردید و در اثناء احوال مذکوره طغیان شیخ عبیدالله و حمزه آقا در اطراف ساوجبلاغ مکری و بناب و میاندواب شروع شد و در آن هنگام در میاندواب جمعی کثیر از این طائفه مجتمع بوده و میرزا حسین بن حاجی ملا مهدی یزدی (برادر جناب ورقا) باداره روحانیه شان قیام داشت و میرزا ابوالقاسم ناظر حکومت میکرد و حاجی شاه محمد امین البیان و حاجی ابوالحسن (حاجی امین) پس از عودت از عکا بملاقات احبای آنجا ایامی چند گذراندند و ناگهان اکراد مذکور چون سیلاب بلا وارد شدند و بقتل و غارت پرداختند گروه احباب نیز در ضمن عموم طعمه هلاک گشتند چنانچه بعد از آن واقعه جز چهل تن از زن و مرد دیگر احدی از اینظائفه بر جای نماند و حاجی ابوالقاسم ناظر دستگیر اکراد شد و بعدا از چنگشان بمراغه گریخته جان بسلامت بدر برد و از تجار احبای نراقی که ساکن آنجا بودند جمعی مقتول گردیدند و برخی که از آنجمله کربلائی آقا خان شهیر بود سر وپای برهنه فرار کرده محفوظ ماند و حاجی شاه محمد هدف گلوله شده مقتول گشت و حاجی ابوالحسن گلوله بر ران رسیده بعدا با پای مجروح خویش را تا بتبریز رساند و معالجه نمود. (5)
منابع
1. م ﮬ: 10، 291
2. ظ ح:3، 62
3. ظ ح: 4، 357
4. م ﮬ: 10، 308
5. ظ ح: 5، 250
قبلی
بعدی