بازگشت صفحه اصلی

شیخ الرئیس ابوالحسن قاجار متخلص به حیرت

شیخ الرئیس ابوالحسن قاجار متخلص به حیرت عالمی متبحر فاضلی طلیق اللسان و شاعری شیرین بیان است اسم شریفش ابوالحسن میرزا و پدرش شاهزاده محمد تقی میرزا ملقب به حسام السلطنه و او فرزند خاقان مغفور فتحعلی شاه قاجار است جناب شیخ چون از خانواده سلطنت و هم از اهل علم و تقوی و در لباس روحانیت ردا و عمامه میزیست بشیخ الرئیس ملقب و بدین سمت مشتهر و در شعر نیز حیرت تخلص میفرموده است خود در شرح احوالش مینویسد تخلص این بنده در شعر حیرت بوده و هنوز همه حیرتم که "دهقان بچه کار کاشت ما را"؟ جناب حیرت در سال 1264 هجری قمری در تبریز بدنیا آمد و مدارج علوم عربی و ادبی و فقه و اصول و حکمت را یکی بعد از دیگری در خراسان و کربلا و نجف بسرعت طی کرد و مدتی نیز در سر من رای (سامره) از محضر مرحوم حجة الاسلام حاج میرزا حسن شیرازی مجتهد معروف و مرجع بزرگ شیعه استفاده و استفاضه نمود و سپس چندی در مشهد خراسان و قوچان زمامدار اور شرعیه گردید سه بار بزیارت کعبه رفت و هم مسافرتهائی به ممالک مجاور فرمود. جناب شیخ در فن خطابه و منبر و سخنوری و بدیهه گوئی در عصر خویش کم نظیر بلکه عدیم المثیل بود و احاطۀ علمیه و تسلطش بر لغات و اصطلاحات و امثال ادبی و عربی و مسائل فقهی و شرعی چنان بود که اهل فضل و کمال منبرش را مجلس درس مینامیدند قسمتی از اشعار جناب ایشان باسم (منتخب نفیس ازآثار شیخ الرئیس) بانضمام شرح احوالی بمقام خودش در محرم سال 1312 هجری قمری (درحیات خود ایشان) در هندوستان (بمبئی) بچاپ سنگی چاپ شده است . و اما کیفیت تصدیق و ایمانشان بامر مبارک اینکه در آن اوقات که در حوزه درس مرحوم حجة الاسلام جناب میرزای شیرازی تلمذ میکرد و در خدمت ایشان بسر میبرد روزی بر حسب اتفاق از استاد میپرسد که این بهائیها چه میگویند حضرت ایشان جواب میفرمایند اصول دین تحقیقی است بروید تحقیق کنید تا بر اظهارات آنها واقف گردید جناب حیرت از این جواب مختصر حدیث مفصّل میخواند و متوجّه میشود که موضوع خالی از اهمیت نیست لهذا در صدد تحقیق بر آمده سفری بمکه کرد و از آنجا بارض مقصود عزیمت نمود و حضور حضرت عبدالبها مشرف گشت و در همان دیدار اوّل بر حقیت امر مذعن و ساجد گردید خود در شرح حال خویش که در کتاب منتخب نفیسش چاپ شده مینویسد: «بعد از ورود بپرت سعید مجردا بزیارت بیت المقدس تصمیم عزم کردن ادا هم المقربین عینیه عزمه بحمدالله منهاج ارادت تحصیل شد و معراج سعادت تکمیل از مسجد الحرام بمسجد اقصی آمد بیت لحم و قس خلیل و جمیع مقامات مقدسه که در آنخاک بنوت خیز وحی انگیز بود زیارت کردم و انکشافات قلبیه غیبیه دست داد.» جناب ایشان مدتی نیز در شیراز سکونت داشته و مانند هر نقطه دیگر که توقف میکرده مرجع ادبا و اهل فضل در مسائل علمی و ادبی بوده است . ذکر این لطیفه در اینجا بی مناسبت نیست وقتی جناب شیخ از شیراز عزیمت طهران نمود و وارد اصفهان گشت و چندی در آن دیار توقف فرمود بورود او در این شهر عموم اهل علم و رجال و دولتیان و محترمین بلد بملاقاتشان شتافتند و از دیدارش فیض موفور یافتند ولی جناب آقا محمد تقی مجتهد معروف به آقا نجفی که اشهر علمای اصفهان بود از نظر شایعه انتساب او بامر مبارک و بغض شدیدی که جناب نجفی را از امر در دل بود بملاقات او نیامد و این مرد فاضل نامی را دیدن ننمود و جناب شیخ الرئیس که متوجه موضوع شده بود مطلب را همچنان در دل میداشت تا پس از پایان دید و بازدیدها چنانکه عادت او بود در منزل خویش منبری نهاده و مردم را بشرکت در مجلس وعظ و سخنرانی خویش صلا داده و عامه طبقات از تاجر و کاسب عالم و ادیب فاضل و لبیب روزانه در محضرش گرد میامدند و از سخنان سحر آمیر و مواعظ معرفت انگیز بهره مند میشدند روزی نیز جناب نجفی در آن مجلس حضور یافت و در ردیف سایر اهل علم باستفاده از محضر استاد پرداخت جناب حیرت در آنروز در ضمن بیانات خویش با ذکر مقدمه ای روی خود را بجناب شیخ نجفی نمود و چنین فرمود بلی گفته اند اتقوا مواضع التهم آخوند تو هم؟ و سپس بادامه مطالب خویش پرداخت خاصان مجلس که متوجه موضوع شده بودند مدتها مطلب را ورد زبان داشته و بر لطف کلام او آفرین میخواندند. جناب شیخ الرئیس در سال های آخر حیات خود در طهران در مسجد سپهسالار و منزل خویش وعظ در منبر را ادامه میداد و اهل فضل و طالبان علم و ادبرا از بیانات عالیه خویش بهرهمند میفرمود و سرانجام در سال 1336 هجری قمری در طهران صعود نمود و در ایوان مقبره ناصرالدین شاه در حضرت عبدالعظیم مدفون گردید. جناب حیرت در شعر طبعی قوی و غرا و بیانی لطیف و شیوا دارد و یا احاطه بر لغات و اصطلاحات علمی و ادبی از صنایع کلام بیشتر بصنعت جناس توجه و ابراز علاقه نموده است (1) همچنین ن.ک. ابوالحسن شیخ الرئیس – میرزا
منابع
1. تذکره شعرای بهائی: 1، 282-278
قبلی
بعدی