صادق زنجانی پسر عمو صفر - آقا
شخصی بنام صفر عمو با پسرش صادق از اهالی زنجان در قریه مشتقه که چهار فرسخ با بادکوبه فاصله دارد زندگی میکردند و به شغل پینه دوزی مشغول بودند و صفر عمو از بقیة السیف زنجان است و یکی از اشرار بقصد قتل صفر عمو میافتد و بجای او پسرش صادق را به اشتباه هدف گلوله قرار میدهد. این داستانی است که کربلائی قاسم تبریزی اهل زنوز که ساکن بادکوبه میباشد گفته اند و کربلائی قاسم نفوس کثیره را تبلیغ نموده اند و صاحب الواح است و بیست و یک لوح بافتخار ایشان نازلشده (1) و از جمله احبای زنجان صادق با پدرش صفر عمو در قريه مشتقه واقع در چهار فرسخی باكو پينه دوزی وکفشگری داشتند و چندتن زنجانی كه در آنجا مقيم بودند ا يشان را به اهالی شناساندند كه صفر عمو از بقية السّيف بابيّهٴ زنجان است وبدينجا فرار نموده ولاجرم به صدد اهلاكش برآمدند وشريری شبی در حوالی منزلش كمين كرده مترصّد فرصت شد واز قضا صادق برای حاجتی بيرون آمد و به جای پدر هدف گلوله گشته فرياد برآورد كه ای پدرمراكشتند ومرد پير به بالين فرزند آمد وجوان به همان حال در گذشت. (2)
منابع
1. ت ع، 393
2. ظ ح: 6، 329