بازگشت صفحه اصلی

ابوطالب شهمیرزادی پسر محمّد علی - آقا میر

آقا میر ابوطالب برادر سیّد احمد و سیّد ابوالقاسم پسران میر محمد علی میباشند. چون اصحاب جناب باب الباب به مقبره شیخ طبرسی وارد شدند جماعت خسرو قادیکلائی بقصد خونخواهی به آنها حمله کردند و آوازه اش در اطراف پیچید و آقا میر ابوطالب پسر آقا میر محمّد علی برای انجام امور خود به علی آباد رفت و قصه ورود اصحاب را به قلعه شیخ طبرسی شنید و از حال سه تن از اصحاب از علمای بابیه اوّل و دوّم حاجی محمّد و شیخ عیسی از عراق عرب و سوم از اهل قزوین که بواسطه ترس از سربازان خسرو قادیکائی در علی آباد مخفی شده بودند و از آنها از امر جدید مطلع شده و با تغییر لباس از علی آباد از میان سربازان عبور کرده به سمت قلعه روان شدند و جناب باب الباب را ملاقات کردند و داستان ها شنیدند و مؤمن شدند و از اوضاع مطلع شدند و اجازه گرفتند به محل خود مراجعت کرده و بعد بازگردند و در شهمیرزاد برادر بزرگتر آقا سید احمد را آگهی داد و با جمعی از مردم مخلص به قلعه برگشتند چون از برادر مهتر درقلعه خبرنشد از جناب قدوس توسط رسول بهنمیری سؤال کرد که تکلیفش چیست و چند روزی نگذشت که آقا سیّد احمد با برادر دیگرش آقا سیّد ابوالقاسم و عمش آقا میر مهدی و شوهر خواهرش میرابراهیم عازم قلعه شدند و جناب قدوس و جناب باب الباب را ملاقات کرده مؤمن شدند و درقلعه مستقر گردیدند و آقا میر ابوطالب تاریخچه ای از خود بیادگار گذاشته (1) از چهار برادر دو برادر : سید احمد و سید ابوالقاسم در وقاع قلعه شیخ طبرسی شهید شدند و دو برادر محفوظ مانند که یکی سید میر ابوطالب و دیگری سید محمد رضا. این دو برادر بعدها به امر جمال قدم مؤمن شده و مصدر خدمات گردیدند و مضافاً در زندان سیاه چال مسجون گردید. آقا میر ابوطالب پسر محمد علی بر اثر تفتین علمای مازندران دولت فرمان داد دو برادر سید ابوطالب و سید محمدرضا که در بهنمیربودند باضافه سه تن دیگر بنام های آقا غلامرضا و آقا لر و آقا محمود دستگیر کرده در سرمای زمستان سال 1277 ه ق به طهران گسیل داشتند و در حبس انبار طهران انداختند که با جناب ملا صادق و آقا شیخ ابوتراب اشتهاردی و حاجی محمد اسمعیل ذبیح و چند نفر دیگر در زندان بودند و این حبس دو سال و نیم طول کشید و شخصی از اهالی سنگسر از احوالشان مطلع شده وسائل استخلاصشانرا فراهم کرد و آنها هم اقتدا به اسم الله الاصدق کردند و آزادی را مشروط به آزادی چهل تن از هم زنجیران نمودند و پس از آزادی آقا محمّد دائی که به پدرشان سابقه آشنائی داشتند به امر مبارک هدایت کردند(2) میرزا ابوطالب برادر سید محمد رضا (و سید احمد و سید ابوالقاسم) شهمیرزادی از شهمیرزاد به سنگسر در خانه معصومه خواهرش و زوجه سید ابراهیم شهید وارد شد و متکفل مخارج زندگی فامیل و برادر کوچکش شد و بالاخره موفق به ایمان به حضرت بهاءالله در سال های بعد شد و با برادر خود به هدایت نفوس پرداختند و کتاب کوچکی در باره وقایع قلعه نوشته وفات ابوطالب کمی بعد از صعود جمال قدم در سال 1310 ه ق واقع شد (3)
منابع
1. ظ ح :3، 154 – 158
2. م ﮬ: 8، 76
3. م ﮬ: 8، 65
قبلی
بعدی