عزیزالله مصباح
یکی از مشاهیر فضلا و بزرگان شعر و ادب قرن اول بهائی است. اسم شریفش میرزا عزیزالله و نام خانوادگی و تخلصش مصباح است وی فرزند میرزا علی محمد مستوفی و او پسر ملا حسن پیشنماز تفرشی است که هر دو نفر (پدر و جد مصباح) در زمان طلوع نقطه اولی امر الهی را استقبال کرده اند و چون مورد ایذاءهمشریان خویش واقع شدند بطهران مهاجرت نمده و در این سواد اعظم رحل اقامت افکندند . میرزا محمد علی پدر مصباح پس از ورود بطهران داخل خدمات دولتی گردید و سپس با دختر محمد حسین منجم باشی که از معاریف احبای طهران بود ازدواج کرده و در سال 1293 هجری قمری عزیزالله مصباح در طهران متولد گشت تحصیلات مقدماتی را در طهران بپایان برد و سپس معلومات خویش را در بیروت تکمیل کرد. قریحه ادبی و طبع شاعری مصباح در دوازده سالگیش ظاهر و از همان اوان بگفتن شعر پرداخت و تخلص مصباح را حضرت ورقای شهید باو داد هنگامیکه جناب مصباح در عنفوان شباب بود پدرش میرزا محمد علی مستوفی در دستگاه فرمانروائی عبدالحسین میرزای قاجار ملقب به فرمانفرما خدمت میکرد و لذا مصباح را نیز در آن دستگاه بخدمت وارد نمود وی در اینوقت در ادبیات فارسی و زبانهای عربی و فرانسه اطلاعات و معلومات شایانی اندوخته بود و مایل بود دنباله تحصیلات خود را گرفته پیش رود و از اینرو بشغلی که باو رجوع شده بود بیمیلی کامل نشان میداد و فرمانفرما که او را بدین حال دیده و باستعداد او نیز پی برده بود وعده اش داد که با فرزندان خویش برای ادامه تحصیل به بیروتش بفرستد و او را بدین وعده در کار خویش دلخوش و سرگرم داشت اتفاقا چند سال بعد فرانفرما از شغل خود معزول و عازم عتبات گردید و از آنجا با کلیه کارگزاران خود که مصباح نیز از جمله آنها بود بمصر رفت و در اینوقت بوعهد خویش وفا کرده جناب مصباح را برای ادامه تحصیل ببیروت فرستاد وی در این موقع بیست و پنج سال داشت و در بیروت در مدرسه ژزوئئیت ها که دروسش بزبان عربی و فرانسه بود بتحصیل مشغول گشت و پنجسال در آن مدرسه بود و زبانهای عربی و فرانسه و دیگر معلومات خویش را تکمیل نمود. درطی مدتی که در بیروت بتحصیل اشتغال داشت دو نوبت بعکا مسافرت نمود. و بزیارت حضرت غصن اعظم فائز گشت و در یاره این زیارت در قصیده خود نوشته است پس از مراجعت از بیروت باز باصرار فرمانفرما بادامه خدمت در دستگاه او پرداخت و ضمننا با صبیه سید محمد ناظم الحکما که از بهائیان خدوم و ممتحن طهران بود ازدواج کرد و سپس با عائله در خدمت فرمانفرما چندی در کرمانشاه بسر برد و پس از مراجعت از این سفر بکلی ترک خدمت وی گفته اداره مدرسه امری طهران بنام مدرسه تربیت را بعهده گرفت و تا سال 1313 شمسی که مدارس بهائی ایران ازجمله مدرسه تربیت بنین و بنات طهران از طرف وزارت فرهنگ بسته شد با کمال اشتیاق و نهایت علاقه بدان خدمت اشتغال داشت و بالاخره در خرداد ماه 1324 شمسی در طهران بملکوت ابهی صعود نمود بافتخار جناب مصباح الواح عدیده فارسی و عربی از لسان جنال قدم و حضرت عبدالبها نازل گشته . از جناب مصباح دو دختر بنام بهیه خانم و اقدس خانم و سه پسر باسامی دکتر امین الله و عبدالله و فیض الله مصباح باقی است که در امتثال مهاجرت سالها است با عائله های خویش بکشور مراکش مهاجرت نموده اند جناب دکتر امین الله مصباح که خود نیز از ذوق ادبی و طبع شعر بهره وافی دارند ساکن کازابلانکا پایتخت مراکش هستند (اعراب کازابلانکا را دار البیضاء مینامند) و بقیه در نقاط دیگر این کشور بحمد الله با توفیق کامل بخدمات امریه مشغولند. (جناب عبدالله خان مصباح اخیرا بماموریت از طرف بیت العدل اعظم الهی چندی است در بیروت بسر میبرد) و البته از پدری چون حضرت مصباح فرزندانی چنین لائق و فداکار در خور و سزاوارند جناب مصباح یکی از ادبای فاضل و شعرای سخن سنج و کم نظیر قرن اخیر ایران است دیوان اشعار جناب مصباح بهمت فرزند برومندش جناب دکتر امین الله مصباح اخیرا یعنی در سال 122 بدیع (1344 شمسی) بخط زیبای نستعلیق بطبع رسیده و حاوی مثنوی ها و 29 قصیده عربی و فارسی و 37 غزل و پنجاه رباعی است که مجموعا دارای سه هزار و هفتاد بیت شعر است و نیز قسمت های مقطع نثری در آخر این دیوان بنام بزم حقائق چاپ شده که قابل استفاده اهل مطالعه و تحقیق میباشد و بطوریکه در مقدمه دیوان حاوی شرح احوال قید گردیده اثار نثری دیگری نیز دارند که تا کنون بطبع نرسیده است. (1)
منابع
1. تذکره شعرای قرن اوّل بهائی: 3، 360-353