علی عسکر تبریزی - حاجی
حاجی علی عسکر و حاجی حسن تبریزی به شیراز رفته و چون ملاقات با حضرت باب ممنوع بود به خراسان نزد جناب باب الباب شتافته و مهتدی شدند. (1) بعد از اینکه حضرت باب به آذربایجان تبعید شده و به تبریز وارد شدند حاجی علی عسکر و حاجی محمد تقی میلانی در ابتدای ورود به تبریز به حضور حضرت رسیدند. حاجی علی عسکر برای نبیل نقل کرده و گفت مأمورين چون پيغام حضرت باب را شنيدند مخالفتی نکردند و ما دو نفر را بمحضر حضرت باب بردند بسيار بما اظهار عنايت کردند (2) در تبریز شخصی بود بنام حاجی علی عسکر که دو دختر داشت. آنها را بادرنه برد. یکی بازدواج جواد قزوینی (ساکن تبریز) در آمد و دیگری خدمت میکرد و بالاخره در عکا وفات کرد. (3) شانزده نفر محبوس درخان شاوردی بمدت شش ماه عبارتند از: حاجی علی عسکر تبریزی و پسرش حسین آقا و برادرش مشهدی فتاح، حاجی جعفر و برادرش حاجی تقی، خود محمد جواد قزوینی، آقا فرج سلطان آبادی، آقا رضا شیرازی، میرزا محمود کاشانی، حاجی فرج الله تفرشی، آقا محمد علی اصفهانی، آقا محمد علی یزدی، درویش صدقعلی قزوینی، آقا محمد ابراهیم نیریزی معروف به امیر نیریزی، حاجی آقای تبریزی نبیل اعظم و آقا محمد حسن پسر استاد باقر کاشانی نیر بمدت چند روز توقیف شدند ولی چون بین مسجونین نبودند آنها را به تریپولی در حوالی بیروت فرستادند (4) حاج علی عسکر تبریزی پدر آقا حسین تبریزی قهوه چی است که در عکا خدمت میکرد. وی دو دختر داشت که یکی بازدواج میرزا محمد علی، ناقض اکبر در آمد و دیگری زوجه جواد فزوینی شد (5) حاجی علی عسکر تبریزی یکی از تجار معتبر تبریز بود که در زمان حضرت اعلی بامرش مؤمن شد و با برادر و سایر اعضای خانواده به ادرنه رفت و ساکن شد و به عکا رفت و بالاخره در سال 1291 هجری قمری در عکا درگذشت (6) یک روز تفتیشیه ضبطیه بیت ابهی را گرفته از خروج و دخول ممانعت کردند و احباب را از بازار و دکان و غیره برده در سرایه مجتمع نمودند و جمال ابهی باحبای وارد و مجاور در ایام اخیر ادرنه دستور داده چنین فرمودند که شما خود را داخل در جمعیت ما نکنید چه که معلوم نیست با ما چه خواهند کرد و از جمله آنان حاجی علی عسکر تبریزی و برادرش مشهدی فتاح و حاجی جعفر و کربلائی تقی بودند و در چنان حال حاجی محمد اسمعیل و ذبیح کاشی با حاجی علی اکبر نراقی و سیدی شیرازی از ایران بقصد زیارت محضر ابهی وارد ادرنه شدند و بموجب اشاره مبارکه تشرف حضور نیافته به بندر گالی بولی شتافتند (7) پس از اقامت سه روز در گالیپولی عمر افندی بیگ باشی از اسلامبول برای رسیدگی بکارهای مسجونین اعزام شد و اعلان نمود که هگی به یک محل فرستاده خواهند شد. فقط کسانی که اسمشان در لیست است بسفر دریا ادامه خواهند داد و ما بقی میتوانند بدلخواه خود با تبعیدیان همراه شوند ولی خودشان مسئول خرج سفر خود خواهند بود. حاجی علی عسکر و دیگران که اسمشان در لیست نبود با خوشحالی تمام بلیط مسافرت با کشتی بخاری اطریشی لوید را ابتیاع کردند. مامورین متحیر بودند که اینها چگونه افرادی هستند که داوطلبانه بلیط میخرند که در نقطه نا معلومی به زندان بروند. روز موعود رسید و اثاثیه و افراد با قایق ها به کشتی که در فاصله ای کنگر انداخته بود انتقال پیدا کردند در میان مسافرین قنسول ایران که جدیدا به پست ازمیر منصوب شده بود دیده میشد. آنروز یوم 2 جمادی الاول 1285 مطابق 21 اگوست 1868 بود (8) در سال 24 ظهور و 1283 و 1866 که جمال ابهی در اوائل شهر ذیقعده 1283 (مارچ 1867) باز بخانه امرالله که خالی از مستاجر شد و از حیث وسعت عمارت و فضا انسب و اولی بود و مدت اجاره خانه رضا بیک نیزبپایان رسید انتقال فرمود جمعی از زائرین احباب وارد شده برخی مقیم وبعضی راجع گشتند چنانکه حاجی علی عسکر و حاجی جعفر و کربلائی تقی از آذربایجان رسیده در خانه اقامت جستند و میرزا نصرالله و میرزا رضاقلی تفرشی ورود یافته بخانه منزل گزیدند و آقا سید اشرف زنجانی با خواهرش و نیز آقا میرزا حیدر علی اصفهانی و آقا میرزا حسین شیرازی شرف وفود حاصل کردند و در آنمیان شیخ سلمان و استاد عبدالکریم اصفهانی و آقا علی کاشانی که جمال ابهی ایشانرا از بغداد طلبیدند با زن آقا علی و بردار زنش آقا محمد حسن مامور بمراجعت ببغداد شده با قلبی گداخته از نار فراق عودت نمودند (9) در هنگام خروج از ادرنه تنباکو متعلق به حاجی علی عسکر بقیمت نازلی فروخته شد و سندی دادند که بهای جنس را در عرض چند ماه بپردازند که بدهی هرگز پرداخت نشد (10)
منابع
1. ظ ح: 4، 205
2. ت ن، 188
3. بهاءالله ، 469-470
4. ب ش، 418
5. م ح: 3، 314
6. ب ش، 607
7. ظ ح: 5، 66
8. ب ش، 341
9. ظ ح:5، 21
10. ب ش، 332