بازگشت صفحه اصلی

علی کفشدوز کاشانی– آقا سید

ديگر از بهائيان معروف کاشان آقا سيّد علی کفشدوز بود که به مصیبات و حبس زیاد گرفتار شد و او در وطن بواسطۀ حاجی احمد مؤمن بامر جديد شد و چون عظمت جمال ابهی در بغداد بشنيد شتابان بآن مدينه رفت واين پس از مهاجرت ابهی بود ولاجرم با زين المقرّبين ملآقات کرده ايمان بامر ابهی حاصل نموده بکاشان برگشت و نزد يار و اغيار بدين نام شهرت يافت و مورد تعرّض معاندين گرديد و خانه و دکّه اش در چهار سوق محلّ توجّه اعدا شد و در فتنه سال 1290 متعصّبين و معاندين نزد حاجی شيخ محمّد مجتهد نراقی انبوه شده مجازات وی را خواستند و خانه اش را محلّ اجتماع بابيه و ذهاب و اياب بهائيان نراق گفتند و گماشته مجتهد بخانه اش رفته وی را بمسجد شاه کشيد و چون روز تعطيل عمومی بود اهالی استعداد فتنه و فساد داشتند ساعتی نگذشت که اشرار گرد آمده بخانه ريختند و همه جا حتی چاه آب را درطلب حاجی ميرزا کمال و ميرزا محمود نراقی جستجو کردند و کسی نيافته اشياء و اثاثيه خانه را ربودند و او را در مسجد مذکور بامر مجتهد ضرب موفور نمودند و جسدش را بر تخته انداخته به دارالحکومه بردند و بامر حکمران محبوس ساختند و زن و فرزندش سه شبانه روز در طلبش شتافتند و به محبس راه نيافتند و بالأخره بملآقاتش رسيدند و در حاليکه با سر مجروح بسته و تن مضروب خسته و با لباس خونين بکند و غل نشسته بود بزنش دستور داد که آنچه از اثاث خانه بر جای ماند بفروخته تلگراف بشاه نمود که يا امر بقتل سيد علی بابی کاشی دهد و يا او را آزاد سازد و طولی نکشيد که به ميرزا همايون حکمران امر تلگرافی آمد که وی را به طهران فرستاد لاجرم با کند و زنجير به طهران کشيدند و بعد از مدتی یک زن سيّد حبيب پسر آن مظلوم را به طهران برد و برای استخلاص عريضه بشاه دادند و جواب بدين مضمون يافتند که سيد علی بابی بايد در محبس بماند و لذا تقريبا سه سال و نيم درحبس بسر برد و سيد حبيب مذکور شبها نزد پدر زيست تا آنکه شاه هنگام سفر به اروپا تمامت محبوسين را رها کرد و آقا سيد علی با سه تن ديگر از اهل بها که محبوس بودند آزاد گشتند و در آنحال ميرزا حبيب الله خونساری که بنام قتل محبوس بوده در طول مدّت حبس هدايت و تبليغ شد به وی اظهار داشت که هرگاه شيخ محمّد باقر مجتهد ( ذئب ) حکم دهد خلاصيش ميسور باشد و لاجرم چون با پسر بوطن برگشت و اقامت ممکن نشد باصفهان رفته با بهائيان ملآقات کرده استخلاص او را فراهم ساخته بوطن عودت کرد و باز هم درنگ نتوانست و با عائله مهاجرت به طهران کرد و سمت دروازه قزوين دکّان کفش دوزی مفتوح داشت تا آنکه در فتنه سال 1300 در طهران رخ داد و مدّت حبسش چهار ماه شد تا پسر کهترش سيد فتح الله عريضه به شاه داد ه او را مرخصّ و رها کردند و تا آخر الحيات به ايمان و استقامت مشهور ماند و از خلفش سيد حبيب که سالها بعد از پدر و مادر در بين اهل بها ميدرخشيد خاندان واسع قدس در امر ابهی برجای ماند و از تبليغ شدگان بواسطۀ آقا سيد علی استاد حسين نعلبند از کاشان مراجعت به طهران نموده سالها با لسانی گويا و توانا تبليغ کرد (1)
از وقایع سال 1290 ه ق در کاشان مهاجمین عدّه ای از مظلومان احبا را بدست آورده گرفتند و همه را بدارالحکومه برده محبوس بداشتند و عاقبت الامر حکمران عدّه ای از آن بیچارگان را اسیراً بطهران فرستاد که اسامیشان چنین است : آقا سیّدعلی کفشدوز استاد عبدالباقی بنّأ آقا سیّد عبدالباقی صبّاغ آقا محمّد جعفر شعر باف آقا سیّد رضی و میرزا حبیب الله خونساری و همگی را لدی الورود و بطهران بانبار دولتی برده مقیّد بکند و غل و زنجیر ساختند و مدّت حبسشان بطریق مذکور قریب دو سال بطول انجامید تا مرخصّ و رها شدند و مظلومین مذکور از احباب کاشان در طهران بتظلّم و داد خواهی نزد شاه و اولیاء دولت پرداختند و از آقا جمال بروجردی مذکور استمداد کردند (2) سیّدعلی ارسی دوز از مؤمنین کاشان است. یکی از افراد کاشانی که در زندان سیاه چال طهران مدتی مسجون و یا حتی جان خود را فدا کردند عبارتند از آقا سید علی ارسی دوز (3) از جمله افردی که دروقایع سال 1300 ه ق در طهران دستگیر و زندانی شدند عبارت بود از : سیّد علی ارسی دوز کاشی (بواسطه میرزا جعفر یزدی مؤمن شد ) و یکی از مسجونین کاشان بود که در سال 1874 (1290) به طهران فرستاده شد (4)
منابع
1. ظ ح: 6، 664 – 666
2. ظ ح: 5، 208
3. ب ک، 45
4. ج ب: 1، 37
قبلی
بعدی