علی نقی سمنانی - مجتهد
حضرت عبدالبهاء در مذاکرات شفاهی خود ذکری از حاج سیّد محمّد مجتهد می فرمایند که در مجموعه های خاطرات بدیع بشرویه ای هفدهم جون 1915 آمده «بعد از میرزا محیط سیّد محمّد برادر میرزا علی نقی مجتهد مشهور از مشاهیر مجتهدین بود از کربلا آمد به بغداد رفت در خانه حاجی جعفر دولت آبادی منزل کرد حاجی جعفر و حاجی خلیل دولت آبادی دو برادر بودند از مشاهیر تجّار بغداد لکن نهایت عداوت را داشتند، میرزا حسنی بود ملقب به گل گلاب از احباب برادر حاجی عبدالمجید خلاصه این سیّد محمّد مجتهد طباطبائی میرزا حسن گل گلاب را دید گفت می خواهم حضور مبارک مشرف شوم ولی هیچکس خبر نداشته باشد جز من و تو یعنی اغیار خبر نگیرند .... باری در منزل حاجی جعفر آبادی شام خورد و بعد از شام گفت من یک جائی می خواهم بروم شب نشینی می روم و بر میگردم. سئوال کردند کجا گفت یک جائی شب آمدند و با میرزا حسن گل گلاب مشرف شدند سئوالاتی کرد از حضور مبارک شفاهاً جواب شفاهی شنید و اقرار و اعتراف کرد که این از جمله حجت قاطع است ابداً محل توقف نیست آن شب تا سحر در حضور مبارک بود و سئوال می نمود و جواب میفرمودند بعد وقت سحر مرخص شدند رفتند بخانه دیدند حاجی جعفر با برادرش حاجی خلیل هنوز نشسته اند و منتظرند زیرا حاجی سیّد محمّد طباطبائی بسیار مجتهد محترمی بود. گفتند آقا شما کجا بودید تا بحال ما نخوابیدیم و منتظر شما بودیم گفت حقیقتش این است من وقتی می رفتم از شما مکتوم داشتم اما حالا تکلیف من این است آشکار کنم گفت من رفتم حضور مبارک تا گفت حضور حضرات استیحاش کردند- شماهم؟ گفت بلی! حضرات پیش از آنکه بساحت اقدس مشرّف شوم روایات بسیار شنیدم ولی وقتی که حضور مبارک مشرّف شدم هر سئوالی کردم جواب داده شد ولی تحقیقات من برای شما میزان نمی شود شما خودتان بروید و مجاهده کنید واجب است برشما واجب دینی است .... بعد از خروج از حضور مبارک آقا میرزا حسن گل گلاب از او سئوال کرد که جناب مجتهد چه دیدید گفت محل حرف نیست برخلاف آنچه شنیدم گفت چه میشنیدید گفت حسب المسموع ....دیدم بساط تقدیسی که ملاء اعلی افتخار میکنند از کمال تقدیس و تنزیه حیران ماندم که مسموعات چنان و حقیقت چنین ....
آقا سیّد محمّد صبح از خانه بیرون آمد رفت به کاظمین علیهم السّلام و از آنجا به کربلا و از کربلا به نجف در نجف رفت در مجلس درس شیخ مرتضی .... این صحبت مختصر آقا سیّد محمّد در مجلس شیخ مرتضی سبب انتباه آقا میرزا علی نقی مجتهد سمنانی شد جناب میرزا علی نقی به تجسّس افتاد از نجف مخصوص بر خاست و به بغداد آمد بحضور مبارک مشرّف شد مؤمن و موقن شد ثابت و مستقیم شد هر شبهه ای داشت عرض کرد و جواب شنید.
شیخ مرتضی انصاری بزرگترین مرجع شیعیان جهان در کربلا بود. در مکتب او تلامیذ بسیاری درس خواندند و به مقام اجتهاد رسیدند از جمله آنها یکی ملّا محمّد قائنی نبیل اکبر بود که از اجلّه بهائیان دور ابهی بشمار می رفت و دیگری حجةالاسلام میرزای شیرازی که به دیانت بهائی ایمان داشت ولی مصلحت نمی دید که عقیده خود را بر ملّا سازد وی پس از شیخ انصاری زعامت قوم شیعه را در دست گرفت.»(1)
در مجلس شيخ مرتضی انصاری در نجف صحبت مختصر آقا سیّد محمّد (که به بغداد رفته و جمال قدم را ملاقات کرده و ایمان آورده بود) سبب انتباه آقا ميرزا علی نقی مجتهد سمنانی شد. جناب میرزا علی نقی به تجسّس افتاد از نجف مخصوصاً برخاست و به بغداد رفته بحضور مبارك مشرّف شد مؤمن و موقن و ثابت و مستقيم شد هر شبهه ای داشت عرض كرد و جواب شنيد و مراجعت به نجف كرد يكسر بمنزل شيخ مرتضی رفت.(2) ایمان مجتهدین صف اوّل مانند آقا سیّد محمّد و میرزا علی نقی سمنانی بامر حضرت باب خود دلیل های قاطع دیگری بر حقانیت ظهور حضرت باب میباشد.
منابع
1. ع ا ، 526
2. محاضرات: 2، ۸۹۹