بازگشت صفحه اصلی

احمد معموره ای – شیخ فانی - آقا شیخ

آقا شیخ احمد معموره ای پسر آقا شيخ علی متولد در معموره یکی از توابع نیشبابور است. برادر شیخ علی، آقا محمّد باقر نیشابوری است و محّمد باقر که عموی شیخ احمد است پدر ملا محمّد کتاب فروش (بعبارت دیگر شیخ احمد معموره ای پسر عم ملا محمد کتاب فروش است) و ملا محمّد کتابفروش پدر محمّد علی مشیرالتّجار که متولد بسال1281 هجری قمری مطابق 1865 میلادی و شهید شده در ساری مازندران بسال 1330 قمری مطابق 1912 میلادی. آقا شیخ احمد بواسطه احبای معموره خراسان مؤمن شد. ایشان نزد خویشان خود در تبریز با سه نفر دیگر میهمان بود و صادق خان داروغه بیگلر بیگی شبانه به خانه آمده و هر چهار نفر را دستگیر کرده بدارالحکومه میبرند. سر انجام شیخ احمد و دو نفر دیگر را بسال 1283 مطابق 1867 میلادی به شهادت رساندند. دو نفر دیگر عبارت بودند از میرزا مصطفی نراقی و میرزا علی نقی خراسانی. ملا محمّد که پسر عم شیخ احمد است پس از این حادثه ساکن طهران میشود بسال 1298 مطابق 1881 در طهران صعود میکند (1) معموره از توابع نیشابورکه از لحاظ امری شهرت دارد شیخ احمد معموره ای شهید از این شهر است که معروف به شیخ فانی است شیخ فانی در زمانی که ملاحسین در مشهد تشریف داشتند بحضورشان رسید و تصدیق امر مبارک کرد. و بعداً به امر حضرت بهاءالله ایمان آورد. شیخ فانی از معموره به نیشابور رفت و به اتفاق ملا علی نقی برای تبلیغ باطراف حرکت کرد تا آنکه در انتهای مسیر خود به تبریز رسید و با رفیق خود به فتوای علما بشهادت رسید. چون این خبر به معموره رسید ملای محل سیّد رضا و باتفاق بردارش سیّد مهدی مردم را بر علیه بهائیان شورانید و به ایذا و اذیت آنها قیام کرد و همچنین به حکومت شکایت کردند و تعدادی احبای معموره دستگیر و محبوس شدند: آقا شیخ عبدالله و آقا شیخ مصطفی و آقا شیخ لطفعلی و ملا غلامحسین و ملا محمد عطار و استاد حسن سلمانی و استاد حسينعلی آقا شيخ محمدتقی وملا محمد كوشباغی (2) جزئیات حوادثی که منجر به شهادت شیخ احمد شد در دست نیست. در هر صورت وقتی شیخ احمد (شیخ فانی) و ملا علینقی از اهل معموره نیشابور که از علما و فضلا متقدمین بابیه و از شجاعان منجذبین بانوار جمال ابهی بودند تبلیع کنان باتفاق میرزا مصطفی نراقی در حالیکه عزیمت ادرنه داشتند از طهران و زنجان به افشار و بارومیه در آمدند و ایامی توقف کردند و از بعضی احبای آن بلد اوضاع نا مساعد تبریز را شنیدند و شیخ سخت متاثر و متغیرگشت و بصدد در آمد که به تبریز رفته با سید علو و همرهانش مقابل شده مناظره و مدافعه نماید(3) شيخ احمد شيخ فانی متولّد در معموره به سال ۱۲۴۸ شد واز آغاز ريعان جوانی در فجر امر بديع توسّط جناب باب الباب در مشهد فائز به ايمان گرديد وبعداً غالباً در بلد مذكور اقامت داشته باميرزا محمد رضا مؤتمن السّلطنه معاشر ومصاحب گشته قوّت ايمان وشدّت عرفان داده به وطن برگشت و والد خود آقا شيخ علی را كه در سنّ متجاوز از هشتاد بود هدايت كرد. وجمعی ديگر را مؤمن ساخت وچون شيخ از خدّام رضوی وآنان غالباً از علماء و اغنيا و مقتدرين قريه بودند اهالی تحت نفوذشان قرار گرفتند وقريه به نام قريه بابيان مشهور شد ودر آغاز اشراق انوار ابهی از افق عراق شيخ مستنير و منجذب گشت و بابيان قريه نيز متنبّه ومؤمن شدند ودر ايّام اقامت جمال ابهی در ادرنه به اتّفاق ملا علينقی از علماء متّقين و قدماءِ مؤمنين قريه برای تبليغ امر اعلی ونشر انوار جمال ابهی در اقطاع ايران سير و سفر كردند وعزم آن داشتند كه بالاخره به ادرنه تشرّف حضور يابند وهمين كه از خراسان به طهران وارد شدند با ميرزا مصطفی نراقی كه نيز عازم ادرنه بود متّفق شده رهسپار كوی مقصود گشتند وهرسه در تبريز به شهادت رسيدند حكايت شده كه شيخ احمد به دژخيم كه خواست به قتلشان آورد چنين گفت: "ليره ای چند در جليقه دوخته دارم به ازاء اين خدمت ارزانی دارم." و دژخيم بی درنگ خنجر كشيده ليره ها را بالباس بريده برد ونخست به قتل ميرزا عليقلی كه به لباس درويشی بود خنجر کشید واو تن درنداد و شيخ احمد نگاهی تند حيرت انگيز به او كرد تا تسليم شده دستها بر زانوگذاشته آرام نشست و متوالياً هرسه را سربريدند و مدفنشان در وسط شهر تبريز محلّی واقع است كه اكنون عمارات دولتی وبلديّه بپا گرديد.(4)
منابع
1. م ح: 3، 317
2. ت خ، 234
3. ظ ح: 5، 10
4. ظ ح: 6، 127
قبلی
بعدی