بازگشت صفحه اصلی

احمد یزدی پدر سیّد حسین یزدی حرف حی - سیّد میرزا

سیّد احمد يزدی، پدر سیّد حسین یزدی، حرف حیّ (سیّد حسن و محمّد علی برادران سیّد حسین یزدی)، از فضلای شيخيّه و از شاگردان جناب سیّد كاظم رشتی بود و بوسيله جناب ملّاعلی بسطامی، فائز بايمان گشت. سپس مدّتی در كربلا، در محضر جناب طاهره بود. چون همراه آن جناب به ايران برگشت، به طهران رفت و مدّتی در آن شهر بود. وقتی جناب طاهره دستگیر شدند، برای خلاصی ایشان بسیار تلاش نمود. نبیل، از قول حضرت بهاءالله چنین می‌نویسد:«در طهران یکی ازشاهزاده خانمهای سلطنتی را عروسی می‌کردند، ما در جشن عروسی او دعوت داشتیم. در مجلس عروسی جشن عروسی، جمعی از اعیان و بزرگان هم حاضر بودند. در این بین آقا سیّد احمد یزدی، درب منزل آمد و با اشاره بما گفت، پیغام مهمی دارد که باید فوراً ابلاغ نماید، چون در آن لحظه ممكن نبود، از مجلس عروسی خارج شويم، بسیّد احمد پيغام داديم كه منتظر ما باشد. بعد از خاتمه جشن، بما اينطور خبر داد كه جناب طاهره در قزوين محبوس شده‌اند و جانشان در خطر است. فوراً محمّد هادی فرهادی را احضار كرديم و دستورات خصوصی باو داديم كه برود و طاهره را از حبس خلاص نمايد و بطهران بيآورد. چون دشمنان به منزل ما استيلا يافتند، نتوانستيم طاهره را در منزل خود نگاه بداريم و مهمانداری كنيم از اين جهت تدبيری انديشيديم و ترتيبی داديم و طاهره را از منزل خودمان، بمنزل وزير جنگ انتقال داديم، (وزير جنگ ميرزا آقا خان اعتماد‌الدوله نوری است(.»(1) همانطور که در قسمت فوق ذکر شد، فرزند سیّد احمد، جناب سیّد حسين كاتب يزدی از حروف حیّ بود که در وقایع سال 1852 میلادی بشهادت رسید. جناب سیّد احمد و فرزند خردسالش سیّد محمّد علی (يازده ساله) در وقايع بدشت حضور داشتند.(2) پس از اختتام گردهمائی بدشت، هر دو به اصحاب قلعه طبرسی پيوستند و بمقام شهادت فائز گشتند. سیّد محمّدعلی بسيار مورد عنايت جناب قدّوس بود و در يكی از حملات دشمنان امر، هنگامی كه سیّد محمّدعلی نزديک در قلعه ايستاده بود، سرش با گلوله توپ از تن جدا شد. ميرزا حسين همدانی، در تاريخ خود می‌نويسد كه سیّد محمّدعلی در ميان گِل و خون و در برابر ديدگان پدر، چون پرنده نيم‌ جاني پَرپَر ميزد تا جان داد.(3) خوشا به سعادت جناب سیّد احمد یزدی، پدر سیّد حسین یزدی، حرف حیّ، که عالم و فاضل و مؤمن به حضرت باب بود و نه تنها به علم و فضل و ایمانش بلکه بواسطه انقطاع و ایثار خون وجانش بر حقانیّت امر حضرت باب صحّه گذاشت.
منابع
1. ت ن، 382
2. ح ب ، 400
3. ت ش ا: 2، 283-284
قبلی
بعدی