محمد افشار - حاجی میرزا
حاجی ميرزا محمّد افشار بن حاجی افشار تاجر ثروتمند صف اوّل يزد مردی صاحب دولت و املاک و نفوذ و معروف به درستکاری و معتبر نزد عامّه اهالی بود و در حدود سال 1290 مؤمن به امر ابهی شد و در تبليغ و سائر خدمات روحانيه سعی کرد و اخوانش حاجی محمّد صادق و آقا محمّد جواد و آقا محمّد تقی را هدايت نمود و سفری به ارض مقصود برای زیارت رفته چندی در جوار عنايت کبری زيست و بعد از عودت بوطن مرکز تجارت خود را از يزد به شيراز انتقال داده سنينی چند اقامت جسته آنگاه به يزد برگشته استقرار گرفت و در فتنۀ سال 1308 به قريه مهريجرد محلّ باغ و عمارتش فرار نمود ولی شاهزاده جلال الدّوله حکمران بلد گماشتگان حکومتی فرستاده وی را به شهر آورد و مبالغی نقود گرفته او را رها نمود و خلعت نيز داد و بعد از اينکه جلال الدوله بواسطه خونریزی و اخذ اموال مردم معزول و منکوب گرديد و اهالی يزد در طهران استرداد اموال کردند حاجی به طهران شتافت و ظلّ السلطان از بيم اينکه مطالبه اموال نمايد و موجب شدّت و غلظت امور شود وی را خواسته زبان به ملايمت و تملقّ گشود و حاجی از جهت علوّ همّت و فتوّت صرف نظر از ما وقع نمود و نزد اولياء دولت چنين اظهار کرد که جلال الدّوله از وی چيزی نبرده به يزد دعوت کرد و بعد از غروب شمس ابهی سفری ديگر به عکّا کرده چندی در جوار فضل و الطاف بسر برده مراجعت کرد و الی آخر الحيات در مابين اين طائفه می درخشيد و خانوادۀ از او برقرار ماند و کتاب اثباتيه مسمّي به بحر العرفان در استدلال از طريق کتب مقدّسه و اخبار مأثوره برای حقانيت امر اعلی و ابهی که مطبوع و منتشر است از او ميباشد و اخیرا باهتمام فواد صدیق و مهرداد جعفری تجدید چاپ شده (1) از جمله افرادی که توسط جناب مالمیری موفق بایمان گردیدند جناب محمد افشار و داماد افشار حاجی محمد اسمعیل کندلی بودند (2) بعد از مظالم جلال الدوله در یزد جمعی از احبا بطهران رفته نزد شاه و ارکان دولت تظلم نمودند از آنجمله حاجی میرزا محمد افشار و صدر و معتمد اردکانی و شاطر حسن و برادرش آقا علی اکبر و نیز آقا محمد اسمعیل عریضه بشاه دادند و شکایت از جلال الدّوله نمودند تا آنکه تلگرافات راجع بمنع از تعرّض احبّا و رد امواشان بدو رسیده قرین حزن و یأس گردید و بالأخره پس از قریب یکسال معزول و احضار بطهران شد (3) حاجی میرزا محمد افشار از مؤمنین و مبلغین مشهور امر و از تجار متمول یزد. این ها سه برادر بودند پسران حاجی احمد تاجر افشار که حاجی احمد افشار اول تاجر متمول یزد بود. حاجی میرزا محمد روزی با آقا علیرضای شهید اهل محله یوزداران که قرابتی با ایشان داشتند برخورد کرده و با ایشان صحبت امری کردند. چون آقا علیرضا شعر باف بودند حاجی محمد توقع نداشتند بصورتی که صحبت کردند بتوانند صحبت با بیانات عالیه کنند. بعد میخواهند بدانند که این مطالب را از کجا یاد گرفته اند و ایشان میگویند از خداوند عنایت شده و جناب افشار مایل میشوند بیشتر با ایشان صحبت کنند و روز بعد کتاب ایقان را بایشان میدهند. جناب مالمیری در مهریز بودند در منزل آقا سید محمد باقر و خبر دادند و تشریف آوردند به مهریز و چند مجلس با حاجی محمد طاهر صحبت کردند و تصدیق کامل حاصل شد و چندی مشغول نوشتن بحرالعرفان بودند و بعد از نوشتن ایشان بود که آقا میرزا ابوالفضائل فرائد را نوشتند و پس از آن حاجی میرزا حیدر علی دلائل العرفان را نوشتند و این بحر العرفان ام الکتاب است آنچه استدلالیه در این امر مبارک نوشته شده از روی این کتاب نوشته شده و این بحر العرفان بسیار مقبول ساحت اقدس افتاد. پس از چندی خود حاجی میرزا محمد به ساحت اقدس حضور جمال مبارک مشرف گشتند و مورد الطاف و اعطاف بی پایان جمال سبحان گشتند. تصدیق اخوان ایشان هم بواسطه خود ایشان شد حضرت حاجی محمد صادق و حاجی محمد حسین به واسطه ایشان تصدیق امر مبارک کردند و تصدیق حاجی محمد اسعیل که تازه داماد ایشان شده بودند به واسطه ایشان بود و حاجی محمد اسمعیل پسر حاجی محمد علی گُندُلی بودند. چون حاجی محمد علی خیلی سمین و فربه بود معروف شد به گندلی و تاجر بود. باری حضرت حاجی محمد اسمعیل نیز معروف شد به گندلی . حاجی محمد اسمعیل در ایام جوانی در شریعت اسلام خیلی مقدس و متدین بودند ودر سرای خواجه تجارت داشتند. ایام تابستان در ماه رمضان چهارده ساعت صائم بودند. و ایشان نیز تصدیق امر مبارک کردند و بعد از ایمان پرده از روی کار خود و کار حضرت حاجی میرزا محمد برداشتند. بعد از زیارت تجارت خود را به شیراز بردند (4)
منابع
1. ظ ح: 6، 824
2. م ﮬ: 5، 303
3. ظ ح: 5، 423
4. ت ی، 109-107