بازگشت صفحه اصلی

محمّد خلیل اشتهاردی – مشهدی  

در واقعات سال 1290 ه ق در اشتهارد قزوین بموجب فتوی حاجی ملّا محمد مجتهد بر اینکه هر کس اقرار ببابی بودن نماید واجب القتل است مردم بر علیه احبّا بر آمده قصد آن کردند که جمعی را بقتل رسانند و آنان غالباً گریختند و برخی خود را مخفی بداشتند ولی مشهدی محمد خلیل در چنگ مهاجمین افتاد و بحد هلاک مورد آزار قرار گرفت و عاقبت خود را رها ساخته به طهران شتافت و نیز آقا محمّد باقر را دستگیر کرده لباسش را ربوده بمحکمۀ حاجی ملّا اسمعیل مذکور کشیدند که او را باز خواست نمود و در آنحال مادر آنمظلوم را نیز گرفته گیسوانشرا در دست پیچیده بی چادر در محکمۀ مذکوره حاضر ساختند و مورد اعتراض و تهدید قرار دادند و نیز آقا یوسف را گرفتار کرده بمحضر مزبور بردند و از او خواستند که توبه و تبری نماید چون اطاعت امرشان ننمود ویرا بسر تا پا بسته دو تن از ظالمان بیرحم چندان تازیانه زدند که از هوش رفته بیفتاد و ملّا محمد بن شیخ ابوتراب شهیر را در حالیکه کتاب ایقان بدستش بود گرفته بمحکمۀ مذکوره حاضر نمودند و شیخ با نهایت اخلاص بحث از این امر کرد و لختی از کتاب ایقان خواند و مقداری از مناجات های عربیه که در حفظ داشت تلاوت کرد و بعضی از ملّاهای منصف از استماع بیانات و کلمات مقدّسه تغییر یافته چنین گفتند که این اعتقادات بالقطع و بلاریب منزه از هر نقص عیب ست و مخالفتی با دین و آئین اسلام ندارد ولی حاجی ملّامحمد اسمعیل سخنانی ناسزا و دشنام و سبّ و لعن گفت و شیخ را تهدید شدید کرد و بعناد و افساد برخاست تا بالاخرۀ رضا خان یاور از احبای شجاع مقتدر در مقابلش ایستادگی کرده او را مجبور بانصراف از شورش و اذیّت احباب نموده بر جایش نشاند (1)
منابع
1. ظ ح: 5، 208
قبلی
بعدی