محمّد باقر قائنی پسر محمد مهدی قائنی - آقا میرزا ن.ک. محمد باقر قائنی معروف به هراتی - میرزا
محمد باقر قائنی معروف به هراتی - میرزا
میرزا محمد باقر قائنی از علما و فضلا و مجتهدین و معروفین امر در خراسان و در وقایع قلعه شیخ طبرسی شرکت کرده فداکاریها نمود. میرزا محمد باقر معروف به هراتی پسر میرزا محمد مهدی هروی ساکن شهر مشهد. میرزا محمّد باقر معروف بهراتی است اگر چه مشارالیه از اهل قاین بود و از خویشان نزدیک پدر جناب نبیل اکبر محسوب میشد شوهر همشیره فاضل قائنی نبیل اکبر پدرش اهل هرات و مادر اهل قائن.(1) میرزا محمد باقر هراتی یا قائنی از مجتهدین و از علمای مشهور خراسان پدرشان میرزا محمد مهدی هراتی و مادرشان اهل قائن و عمه حضرت فاضل قائنی بوده است وقتی فرمان علیکم بارض الخاء صادر شد احبا رو به مشهد آوردند و در منزل ایشان چای و شام و نهار میخوردند و در سفر سوم جناب باب الباب در منزل ایشان توقف داشتند و جناب قدوس بهمچنین یکی از اطاق های تحتانی را برای استحمام جناب قدوس تهیه کردند در طول راه علمدار پرچم سیاه بود در موقعیکه اصحاب در اثر مهر کردن قرآن توسط شاهزاده مهدیقلی میرزا از قلعه خارج شدند میرزا محمد باقر قائنی را دست بسته با حضرت قدوس و یک عده از کملین اصحاب را به ببارفروش بردند و ایشان را به آمل برده شهید کردند.(2) میرزا محمد باقر قائنی معروف به هراتی بن میرزا محمد مهدی هروی الاصل از علمای محترم ساکن شهر مشهد و متّصف به وفور علم و ثروت و کثرت مال و قوت تدبیر و سیاست و قدرت هنر و کفایت و بسط ید و سخاوت بود و در اوائل ظهور این امر به واسطه جناب ملّا حسین بشرویه هدایت یافته به شعله ایمان و عشق برافروخت، آورده اند که بی پروا به منبر برآمده انبوه مخلصین و مأمومین خود را ابشار و ابلاغ ظهور نمود و قریب چهار صد تن به تبعیت او اقبال کردند و با تمامت قوی و قدرتش به نصرت این امر و معاونت باب الباب پرداخت و عمارت خویش را ترمیم و تقدیم داشت تا آن جناب و حضرت قدّوس و سائر اصحاب مجتمع شده اعلا لوا امر بدیع نمودند و اجتماع انام به درجه ای شد که سماورهای متعدد برای تهیه چای کفایت نکرد لا جرم در دیگ بزرگ مسی آب جوشانده چای نهادند و تمام حاضرین را پس از اختتام مقالات و دلالات شام و یا نهار می دادند و کل مصاریف را جناب هراتی میدادند و یکی از حجرات تحتانی خانه را مخصوص استحمام حضرت قدّوس مقرر داشته زوجه مؤمنه محترمه اش همه روزه از شدت اخلاص حجره را با دست خود تنظیف می کرد و فتنه مشهد بواسطه گرفتاری مستخدم میرزا محمد باقر شروع شد با پسر کوچکش میرزا محمّد کاظم هر دو بمازندران رفتند خودش بشهادت رسیّد ولی پسرش ميرزا محمد كاظم نيز در قلعه طبرسي حاضر بود و از قتل نجات يافت و از بقايای سيف قلعه محسوب گشت. میرزا محمّد باقر علمدار اصحاب بود دیوارهای قلعه و برجها و خندق دور قلعه را که اصحاب باکمال رساندند در ظلّ لوای او بود ریاست لشکر بعد از ملّا حسین از طرف جناب قدّوس بایشان واگذار شد تا آخرین دقیقهء حیات که بشهادت رسید نسبت بجناب قدّوس فداکار و امین و مورد اعتمادشان بود. در قلعه شهرتش میرزا باقر بزرگ بود زیرا خالوزاده جناب باب الباب نیز میرزا محمد باقر نام داشت و بواسطه آنکه جثه کوچک داشت او را میرزا محمد باقر کوچک مینامیدند.(3) چون میرزا کاظم به مشهد مراجعت کرد مادر محترمه اش نخست گمان برد که فرزند دلبند روی از شهادت برتافته از صف جند الهی گریخت و ابراز عدم رضایت و اظهار ندامت و ملّامت نمود و همین که دانست وی را سپاهیان از جهت صغر سنش مستخلص داشتند مسرور گردید و از مقبولیت شهادت آقا محمد میرزا باقر افتخار و مباهات کرده در مجالس نقل و شیرینی حاضر ساخت و هر چند برادر آقا میرزا محمد باقر از آن مصیبات شدیده بی تابی و بی قراری می نمود اعتنائی نکرده وقعی نمی نهاد و نبیل زرندی در ضمن توصیفات وی چنین نگاشت که اوّل مقبل و ناصر امرالله در مشهد و بانی بیت بابیه و مشغول خدمات حضرت قدوس و در قلعه طبرسی پس از شهادت جناب باب الباب سردار اصحاب و انیس و جلیس و مشیر و مشار آن حضرت گردید و بالاخره به اشد باسا و ضرا در راه محبت مالک اسما شهید شد و از لسان طلعت اعلی باعلی الخطاب مذکور و خلفش میرزا محمد کاظم مذکور و برادرش ملّا علی اصغر مشهور بودند.(4) میرزا محمد باقر خانه خود را در اختیار ملّاحسین برای تبلیغ امرالله گذاشت و بعدا در وقایع شیخ طبرسی شرکت کرد به مقام شهادت رسیّد.(5) چندی بعد از شهادت ملّاحسین میرزا محمّد باقر با نهایت شتاب خود را بمحضر جناب قدّوس رسانید و جریان حمله جدید عباسقلیخان را معروض داشت قدّوس فرمود شخص خائنی که در قلعه هست وفات جناب ملّا حسین را بعباسقلیخان لاریجانی اطّلاع داده است او هم بمحض اطّلاع بر وفات باب الباب موقع را مغتنم شمرده بقلعهء ما هجوم کرده تا نصرت و فیروزی را مخصوص خویش سازد و از رقبای خود باین واسطه پیش افتد تو اکنون با هیجده نفر از اصحاب از قلعه بیرون رو و عبّاسقلیخان را بجزای خود برسان تا بداند اگر ملّا حسین وفات یافته ولکن قدرت الهی همواره اصحاب و یاران خود را مساعدت میفرماید و پیوسته آنان را بر دشمنان مظفّر و منصور میسازد. میرزا محمّد باقر پس از آنکه هیجده نفر از میان اصحاب انتخاب کرد، اشارت کرد تا در قلعه را باز کنند، خود و همراهانش سواره از قلعه بیرون تاختند و با فریاد یا صاحب الزّمان ولوله ای انداختند، باردوی دشمن هجوم کردند و آنان را پراکنده و پریشان ساختند، سپاه عبّاسقلی خان با ترس بسیار فرار اختیار.(6) در موقعیت دیگر میرزا باقر سی و شش نفر از میان اصحاب انتخاب کرد، سواره از قلعه بیرون رفتند، دشمنان را پراکنده ساختند و مظفّر و منصور برگشتند، دشمنان که از شنیدن فریاد یا صاحب الزّمان اصحاب خیلی ترسیده بودند فرار کردند و علم خود را بجا گذاشتند اصحاب آن عَلَم را با خود بقلعه بردند، در این واقعه پنج نفر از اصحاب شهید شدند.(7) در انتها و خاتمه کار قلعه ایشان را به آمل فرستاده و در آنجا به شهادت رسیدند. در مراجعت از محضر حضرت رب اعلی جناب ملا حسین در مشهد در منزل آقا محمد باقر قائنی پسر محمد مهدی القائنی مشهور به هروی اقامت نمودند (در تاریخ میمی از ملاحسین به قائم خراسانی و از جناب قدوس به قائم گیلانی یاد میکند ) بعد از اینکه ملاحسین باردوی شاهزاده رفتند مردم محمد حسن پسر آقا صادق که از احباب بود گرفته نزد حکومت بردند و حکومت ایشان را بدست اشرار دادند و میرزا محمد بعد از کسب اجازه از جناب قدوس برای آزاد کردن محمد حسن رفتند در این زمان جناب رضا خان و میرزا سلیمان قلی خان خطیب الرحمن و میرزا نصیر قزوینی و میرزا محمد علی نهری ملا محمد حسن رشتی تشریف داشتند و 72 نفر با شمشیرهای کشیده بسمت منافقین میروند و نزاعی در گرفت و ملا عبدالمجید بالاخانی هم یکی را زخم کاری زد. میرزا محمد باقر قائنی منزل خودش را در مشهد برای نصرت امر تقدیم کرد – فتنه مشهد بواسطه گرفتاری مستخدم جناب هراتی شروع شد در قلعه شیخ طبرسی خدمات بسیار نمود در امل شهید شد(6)
منابع
۱. ح ب، 473
۲. ت ش ا: 2، 19
3. ت ن، 344 همچنین ظ ح: 3، 129
4. ظ ح: 3، 130
5. ت ن ، 98
6. ت ن ، 317
7. ت ن ، 326
8. ظ ح : 3، 130 همچنین م ح: 2، 1126