محمد جواد کاشانی پدر حسین آشچی - آقا
آقا حسین آشچی پسر محمد جواد کاشانی که شوهر خواهر استاد اسمعیل معمار کاشانی و همچنین خواهر زادۀ حاجی ميرزا جانی بود در خانۀ خال با زوجه و دخترش که بعدا جليله آقا شيخ علی اکبر پسر آقا شيخ ابوالقاسم مازگانی ( شهيد) شد بشرف لقا و ايمان حضرت اعلی رسيد و طفل رضيعشان آقا حسين ( آشچی) به ورود در محضر مقدّس متبرّک گرديد و لاجرم با عائله و اقربا بنام بابی معروف شد ند و در آغاز سنين اشراق انوار ابهی از افق عراق دل از وطن کنده با عائله بعزم اقامت بغداد و خدمت بآستان مقدّس شتافته پی انجام اوامر مرجوعه کمر بست و پيوسته حسب الامر مشغول اجراء خدمات شد تا چون حرمش عزيمت طهران برای ملآقات برادر مذکور نمود بعد از چندی مأمور طهران گرديد تا بنت آقا ميرزا حسن برادر جمال ابهی را برای حضرت غصن اعظم خواستگاری نمايد ولی عمل مذکور بعلّت ملاحظات حاجی ميرزا رضا قلی حکيم و خواستگاری پسر ميرزا آقاخان صدراعظم صورت نگرفت و آقا محمّد جواد متکدّر و متأثرّ گشته با عائله عودت سوی بغداد نمود و در کرمانشاه سخت بيمار شد و بهمانحال خود را به بغداد کشانده و بعد از چندی وفات يافت و جمال ابهی در حقشّ ابراز ملاطفت و عنايات فرمودند و او را حائز رتبه شهادت نام بردند و خلفش آقا حسين مذکور را بکنف عنايت گرفتند و تحت توجّهات خال مذکور به بنّائی پرداخت تا هنگامی که مهاجرت موکب ابهی از بغداد شد آقا حسين نيز در بين همرهان رفت و مفتخر بشغل طبّاخی گشت و از اينرو معروف بعنوان آشچی گرديد و تا آخر ايام اشراق انوار ابهی بدين خدمت متباهی بود (1) از جمله دیگر فامیل میرزا جانی آقا محمّد جواد پدر آقا حسين (آشچی) بود که در منزل دائی خود حاجی ميرزا جانی به محضر مبارك مشرف شد و جزو مؤمنين درآمد. هنگامی كه حضرت بهاءالله در بغداد بسر می بردند آقا محمّد جواد به بغداد برای زیارت رفت و باپسرش (حسین آشچی) در آنجا مقيم شد . آقا حسین آشچی بالاخره به عکا رفت و از مجاورین بود و در همان صفحات درگذشت. حضرت بهاءالله در بغداد مأموریت بسیار مهمی به آقا محمّد جواد دادند. (2) حسین آشچی پسرآقا محمد جواد کاشی بود و آقا محمّد جواد درمنزل دائی خود میرزا جانی کاشانی موفق به زیارت طلعت ربّ اعلی شد و ایمان آورد – بعد ها با پسرش به بغداد رفت و مقیم شد او مأموریت یافت که دختر محمّد حسن شهر بانو را برای غصن اعظم خواستگاری کند و در مراجعت از طهران بیمار شد و بمحض رسیدن به بغداد درگذشت. آقا حسین مدتی در نزد دائیش آقا اسمعیل بسر برد و در هنگام خروج افتخار آن را یافت که به خدمتگذاری اهل بیت مشغول شود. و تا عکا در خدمت بود در کشتن ازلیها سهمی داشت و در زندان افتاد پس از خلاصی از زندان دکان کوچکی در عکا باز کرد و تا دوره ولایت در آنجا بسربرد و در سال 1346 هجری قمری مطابق 1927-1928 میلادی بدرود حیات گفت (3) یکی از متقدمین امر در کاشان آقا محمد جواد بود که در خانه میرزا جانی بحضور حضرت باب مشرف شد و ایمان آورد وی پس از اقامت حضرت بهاءالله در بغداد با دو پسرش محمد حسین (که اختصارا حسین خوانده میشود) و شکرالله به آن شهر رفت و ساکن و خادم شد. همسر او خواهر استاد اسمعیل معمار کاشانی است و دو دختر هم داشت که یکی همسر آقا اسدالله مسگر کاشانی و دیگری همسر شیخ علی اکبر مازگانی شد. آقا محمد جواد در سفری که باشاره مبارک به طهران نمود در بازگشت در کرمانشاه بیمار شد و اندکی بعد از ورود به بغداد درگذشت.(4)
منابع
1. ظ ح: 6، 659
2. ل م، 214
3. ب ش، 599
4. ب ک، 355-354