محمّد جواد نراقی پسر حاجی محمد مهدی – آقا
آقا محمد جواد نراقی پسر حاجی محمد مهدی و برادر آقا محمد باقر نراقی است. حاجی محمّد مهدی از تجّار محترم نراق بود که بناء مسجد و آب انبار و غيره در قصبه از آثار اوست و پسرش آقا محمد جواد نراقی بواسطه حاجی ميرزا کمال الدّين در سنين اشراق محبوب آفاق از عراق به خلعت ايمان مخلع گشت و شب و روز بآرزوی تشرّف دارالسّلام بسر برد و برای احتياط از پدر و اخوان عزيمت مقصد نتوانست و عاقبت به تد بير حاجی ميرزا کمال خويش را سه شبانه روز مختفی داشت و پدر بسيار کوشيده او را نيافت پس نهانی به همدان رفته به پدر نوشت که ناگزير به زيارت عتبات مقدّسه عراقم و پدر ناچار مصاريف و زاد و توشه سفر بفرستاد تا باتّفاق حاجی کمال الدّين و عدّه ای از زنان و مردان رهسپار بغداد برای زیارت گرديد (در حدود سال 1275) و در محضر اقدس ابهی چنان سرمست باده وصال شد که دل و ديده بر يگانه و بيگانه بست و عزم اقامت در جوار فيض آثار نمود و آمنه خاتون بنت محمّد نراقی که با خواهرش بیگم جان خانم باتّفاقشان همسفر شدند حسب اشاره مقدّسه به عقد زوجيتش در آمده در جوار ابهی بماندند و از ايشان پسر و دختری بظهور آمد که دختر در آغاز جوانی درگذشت و پسر آقا فضل الله معاون التجّار معروف شد و چون دو سال به نوع مذکور گذشت حاجی محمّد مهدی پسر ديگر خود آقا محمّد باقر را به بغداد فرستاد تا مگر وی را به نراق باز گرداند و آقا محمّد باقر به بغداد وارد شده به فوز لقا رسيده زمام اختيار از کف داده عزم رحيلش بدل باقامت گشت پس پدر بی طاقت شد و پسر سومش محمّد حسين را باتّفاق مادرشان روانه بغداد نمود و آنان نيز به فيض محضر انور نائل گشتند و مانند دو برادر مذکور طائف حول جليل اکبر شدند و پس از انقضاء مدّتی استدعا نمود اجازه حاصل کردند تا آقا محمّد جواد باتّفاق مادر و اخوان و عائله به نراق برای ديدار پدر روانه گرديد و همينکه به همدان رسيدند جمعی از اعدا خبر يافته نزد حکومت سعايت کردند تا دستگير و انيس کند و زنجير گشت و با اداء هفتصد تومان جريمه مستخلص شده به نراق رفته بماند و طولی نکشيد که پدر و مادر و زوجه اش درگذشتند و زنی ديگر ازدواج نمود و با برادرش آقا محمّد باقر مذکور به همدان رفته اقامت جسته به تجارت پرداختند و به نشر امر ابهی فيما بين همدانيان موفقّ شدند و بجز دو برادر مذکور چند تن ديگر نيز از تجّار مؤمن نراقی در همدان اقامت گرفتند اوّل حاجی عبدالعظيم ديگر آقا عبدالغفور و آقا زين العابدين و حاجی آقا جان و آقا محمّد باقر در فتنۀ سال 1298 که عدّه ای از بهائيان همدان به حبس حکومت افتادند دستگير و محبوس گشته رهائی يافت و آقا محمّد جواد بالأخره بسال 1318 برای باز رسی املاکش از همدان به نراق رفته در آنجا درگذشت و در ايوان شاه اسمعيل مدفون گرديد و آقا محمّد باقر بسال 1336 در همدان وفات نمود و حاجی آقاجان در فتنه همدان به آذربايجان رفت و با پسرانش حاجی نصرالله و آقا اسدالله و برخی ديگر از تجّار بهائی همدانی و نراقی در ساوجبلاغ اقامت جسته به تجارت مشغول شدند و آقا سيد نصرالله کاشی رياست پست داشت و در آن اثناء دچار فتنۀ شيخ عبيدالله کرد شدند و حاجی آقا جان جان بسلامت بدر برده به همدان مراجعت نمود و تا سال 1339 بخدمات مخلصانه پرداخت و در آن سال درگذشت (1) محمد جواد نراقی پسر حاجی محمد مهدی است و در سال نوزدهم ظهور وقتی بساط عروسی آقا محمد جواد تاجر نراقی از دوستان مخلصین در خانه میرزا علی اکبر نراقی به امر مبارک منبسط و ملا جعفر نراقی هم حاضر بود و ملا جعفر از طرفداران میرزا یحیی بود (2) از جمله مؤمنینی که به بغداد آمده و مدتی مجاور گردیده به کسب و کار مشغول شدند و مجذوب جمال قدم شدند آقا محمد جواد نراقی بود (3) آقا محمد باقر نراقی و محمد جواد نراقی دو برادر بودند از اهل نراق که و از تاجر زادگان بودند و در نراق در همسایگی آقا کمال الدین نراقی زندگی میکردند و بواسطه ایشان مؤمن میشوند و بعد به بغداد رفته بحضور جمال قدم رسید و بعد برادر خود محمد جواد نراقی را تبلیغ کرد (4) از واقعات سال چهلم و 1299 ه ق در این سال حکمران همدان بصدد تعرض و ایذاء اینطائفه و اخذ درهم و دینار بر آمد بالاخره دوازده تن از معاریف اینطائفه را که گرفتار و حبس نمود سائر معروفین بوسائلی مصون ماندند چنانکه آقا محمد جواد نراقی مختفی شد و حاجی خان نراقی بگریخت و حاجی مهدی بن آقا رفیعا از آل اسرائیل مبلغی به مامورین داده تا متعرض وی نشدند (5) سال 1254 ش (1293/1292) سال انتشار امر بین ابناء خلیل همدان. در بین آنها طبیبی ماهر موسوم به حکیم آقا جان پسر حکیم لاله زار بود که آقا محمد جواد و آقا محمد باقر تاجر نراقی (دو برادر) رجوعات طبی خود را بان حکیم می نمودند از جمله تجار مذکور حاجی عبدالعظیم و آقا عبدالغفور و آقا زین العابدین میباشند که با ابناء خلیل مراوده داشتند. آقا محمد جواد و محمد باقر پسران حاجی محمد مهدی بودند . آقا محمد جواد در نراق بواسطه حاجی کمال الدین پسر حاجی ملا احمد فاضل نراقی خبر آمدن موعود را شنیده و به تصدیق امر مبارک نائل گردید. آقا محمد جواد به همراهی حاجی کمال الدین و چند تن دیگر از جمله بیگم جان دختر حاجی محمد باقر به بغداد رهسپار شده و موفق به زیارت و ایمان میشود و مطابق فرمان مبارک آمنه خاتون خواهر بیگم جان خانم را به حباله نکاح در میاورد و از وی پسر و دختری متولد شد بنام آقا فضل الله معاون التجار نراقی که بعدها جام شهادت نوشید به جلد دوم کواکب الدریه رجوع شود. پسر از دو سال حاجی محمد مهدی پسر دیگر خود آقا محمد باقر را به بغداد فرستاد تا برادر خود آقا محمد جواد را به وطن برگرداند و او هم موفق به زیارت و نائل بایمان میشود و سپس پسر سوم آقا محمد حسین را از پی اندو میفرستد و او بهمراهی مادرش به بغداد رفته و موفق به ایمان میشود. و به نراق مراجعت و بعد به همدان آمده مستقر شدند و باعث هدایت حکیم آقا جان و حافظ الصحه شدند. علت و شروع ایمان این بود که حکیم داروئی به اشتباه به زوجه آقا محمد باقر میدهد و باعث ناراحتی او میشود و آقا محمد باقر در باره امر صحبت میکند و همچنین او با میرزا عبدالرحیم خان حافظ الصحه که نسبت عمه زادگی با او داشت صحبت میکند و حکیم مؤمن میشود و بعد حکیم پدر خود را که مردی هشتاد ساله به سرچشمه ایمان رساند و در همین اوان بود که ابن اصدق نیز وارد همدان شد و بازار تبلیغ گرم شد. (6) در سال 1279 ش (1318/1317) اقا محمد جواد نراقی برای سرکشی به املاک خود به نراق رفته و پس از چند ماه صعود می کند(7)
منابع
1. ظ ح: 6، 687-685
2. ظ ح: 4، 266
3. ظ ح: 4، 194
4. م ﮬ: 4، 451
5. ظ ح: 5، 258
6. ت ھ ، 43-40
7. ت ھ ، 103