بازگشت صفحه اصلی

موسی جواهری ملقب به حرف بقا - میرزا

میرزا موسی جواهری ساکن بغداد از طرف جمالقدم به لقب حرف بقا مسمی گردید. پدر میرزا موسی نامش میرزا هادی جواهری است که در دربار فتحعلیشاه قاجار سمت وزارت داشت و شخصی بسیار محترم بود. میرزا هادی به بغداد مهاجرت کرد و در آنجا ساکن بود و منجذب جمالقدم گردید و اکثر به ملاقات جمالقدم میرفت و در کمال خضوع و خشوع به جمالقدم رفتار مینمود. میرزا موسی از مؤمنین ثابت قدم جمالقدم بود. پس از وفات میرزا هادی در تقسیم ارثیه اشکالاتی بین ورثه بوجود آمد که حضرت عبدالبهاء آن مشکلات را بامر جمالقدم و خواهش وراث حل کردند. میرزا موسی می خواست قسمتی از املاک خود از جمله بیت مبارک بغداد را تقدیم جمالمبارک کند ولی جمالقدم قبول نفرمودند و فرمودند که بیت به قیمت عادلانه ابتیاع شود که این امر انجام شد و باینصورت بیت مبارک بغداد به مالکیت امر در آمد. حضرت بهاء الله این بیت را به "بیت الله" و "بیت اعظم" تسمیه فرمودند و آن مکان مقدس را بعنوان زیارتگاه اهل بهاء نام برده اند (1) میرزا موسی جواهری پسر هادی که نهایت اخلاص و ایمان را به جمال قدم داشت (2) ديگر از بهائيان شهير بغداد آقا ميرزا موسی حرف البقا که نيز کيفيت تعلقّ والدش حاجی ميرزا هادی جواهری و اخلاص و خدمات مالی که آقا ميرزا موسی در راه محبّت جمال ابهی نثار نمود و حاجی ميرزا هادی مذکور از اشراف و اعضاء دولت ايران در عصر فتحعلی شاه بوده از جهت تعرّضات شاهی مهاجرت به عراق نموده در حمايت دولت عثمانی بيارميد و به جواهر فروشی پرداخته املاک و عقار و ماليه بسيار فراهم کرده عمارتش محطّ رجال ايران و اشراف و بزرگان گشت و از ابنيه و عمارات متعلقه باو کاروانسرائی برای اقامت زائرين مشاهد متبرّکه عراق در فاصله هشت ساعت راه در نزدیکی بغداد بساخت و استاد اسمعيل بنّاء کاشی و بنّاهای ديگر از احباب به بنّائی اشتغال نمودند و غصن اعظم و آقا ميرزا موسی کليم بسرپرستی گاهی ميرفتند و پسر وحیدش آقا ميرزا موسی در سنين اقامت جمال ابهی در بغداد انجذاب و ايمان حاصل نمود و چون حاجی وفات يافت و مابين آقا ميرزا موسی و دو خواهرش که فائز بايمان نگشتند در تقسيم ميراث پدر اختلاف حاصل شد متفقاً از محضر ابهی التماس و اصرار مداخلت و تقسيم اموال نمودند چندانکه اقدام فرموده بنوعی که همه مسرور و شادمان گشتند و دندان طمع برخی از ملاهای طمّاع کنده شد اموال مذکوره مابين يک برادر و دو خواهر مطابق قانون اسلامی تقسيم گشت و آنان ثلث ترکه حاجی را برای محضر ابهی تخصيص داده اصرار و ابرام نمودند ولی جمال ابهی قبول نفرمودند و عاقبت بموجب اصرارشان قبول نمودند و به آقا ميرزا موسی بخشيدند و آقا ميرزا موسی بشکرانه اين فضل و موهبت تمامت مايملک خويش را که بهائی خطير داشت بموجب هبه نامه بخطّ خود مشحون به شهادت جمعی از ملاها که اصرار در قبول جمال ابهی داشتند تقديم کرد و جمال ابهی املاک مذکور را بدست وی سپردند ولی در سنين اقامت ابهی در ادرنه برای اينکه آقا ميرزا موسی قریه های جديده از حکومت عراق قبول کرد که در مدّتی معین منال دولتی را بپردازد و دچار خسارت شد و نتوانست منال را تأديه نمايد حکومت تمامت املاکش را ضبط کرد و فقط انگشتر ياقوت مکللّ بجواهر ثمينه را که در بغداد آنچه اصرار کرد جمال ابهی قبول نفرمودند بادرنه فرستاد و مقبول واقع شد و چون در ايامی قليل بعد از آن مهاجرت ابهی به عکّا واقع شد و در سجن اعظم قشله قرار گرفتند و اصحاب از جهت ضيق و شدّت دچار بيماريهای گوناگون شدند و از هر جهت مضيقه بشدّت رسيد حسب اشارۀ ابهی انگشتر مذکور را به هندوستان برای فروش فرستادند و از ميان رفت و بالجمله آقا ميرزا موسی در بغداد مورد توجّه بود و از قلم ابهی در ادرنه و عکّا الواحی مهمّ در حقشّ صدور يافت و بلقب حرف البقا مفتخر شد(3)
منابع
ن ظ: 1، 228
ظ ح: 4، 219
ظ ح: 6، 1026-1027
قبلی
بعدی